پنج فروردین، در بحبوحه جنگ تحمیلی، انتشار کاریکاتوری در «گاردین» که سبک مذاکره گنگ و سردرگم ترامپ مقابل ایران را به سخره گرفته بود بازتاب بسیاری داشت. روزنامه مشهور انگلیسی در سوژهپردازی معنادارش، رئیسجمهور آمریکا را در اتاق گفتوگوی خیالی فضای مجازی در چند قاب و در حال چانهزنی با خودش بر سر موضوع هسته ای، آن هم بدون حضور ایران به تصویر کشیده بود!
گیجی دیپلماتیک مورد اشاره و البته غیرقابل پیش بینی بودن، بخش واضحی از سیاست و «هنر معامله» دونالد است. رئیسجمهور آمریکا خود به این مسئله اذعان دارد؛ اینکه نمیداند برای یک ساعت بعد درباره یک موضوع چه تصمیمی خواهد گرفت و به قول معروف «تا ببیند چه پیش میآید».
پاسخ به ترامپ با یک توئیت
رویکرد ابهام، از پایههای سیاست جاری کاخ سفید در مواجه با ایران نیز هست. نوع واکنش و برداشت حق به جانب اخیر رئیس جمهور ایالات متحده از یک توئیت چه کلمه ای وزیر امور خارجه کشورمان، گواه چنین انتخابی است. «یک روز عالی و درخشان برای جهان! - ایران اعلام کرد که تنگه ایران! کاملاً باز است – آنها پذیرفتند که هرگز تنگه هرمز را نبندد - ایران با کمک ایالات متحده، در حال برداشتن مین های دریایی است - این توافق به هیچ وجه به لبنان مربوط نیست - تنگه هرمز کاملاً باز است، اما محاصره دریایی ایران با تمام قوا و تا زمانی که معامله ۱۰۰٪ تکمیل شود، ادامه خواهد داشت»؛ اینها بخشی از مواضع ابتدایی ترامپ بعد توئیت سیدعباس عراقچی بود. عراقچی در پیام خود نوشته بود: «در پی اعلام آتشبس در لبنان، آمد و شد تمامی کشتیهای تجاری از طریق تنگه هرمز برای باقیمانده دوره آتشبس بهطور کامل آزاد اعلام میشود. این رفت و امد باید در مسیر هماهنگشده و از پیش اعلامشده توسط سازمان بنادر و دریانوردی جمهوری اسلامی ایران انجام گیرد.»
پیداست که وزیر خارجه در پیام خود، آزادی کشتی رانی در آبراهه مذکور را مشروط به چند مسئله می داند؛ استمرار آتش بس در لبنان، در هماهنگی کامل با ایران و برای مدت باقی مانده از آتش بس باشد. با این حال توئیت او از همان ابتدا واکنش برانگیز شد. در حوزه داخلی، بحث ها با تاکید بر لزوم شفاف سازی پیرامون اقدام اخیر تصمیم گیران بالا گرفت. در حوزه خارجی پس از ۱۱ توئیت رگباری رئیس جمهور آمریکا در تروثسوشال، وی طی گفت و گوهای جداگانه با بلومبرگ و رویترز با طرح ادعاهایی یک طرفه و تاکید بر اینکه جمهوری اسلامی پذیرفته برنامه هستهای خود را بهطور نامحدود متوقف و اورانیوم غنی شده را به آمریکا منتقل کند و اعلام اینکه توافق برای پایان جنگ تا حد زیادی نهایی شد، تلاش کرد از این توئیت پیروزی دیپلماتیک بزرگی برای خود دست و پا کند اتفاقی که البته به سرعت با واکنش رئیس مجلس مواجه شد. قالیباف در پاسخ به ابهام ها و انتقادات داخلی در بیان جزئیات تصمیم اتخاذ شده پیرامون تنگه هرمز نوشت: ۱- رئیس جمهور آمریکا در یک ساعت هفت ادعا مطرح کرد که هر هفت ادعا دروغ است. ۲- با این دروغگوییها در جنگ پیروز نشدند و حتما در مذاکره هم راه به جایی نخواهند برد. ۳- با ادامه محاصره، تنگه هرمز باز نخواهد ماند. ۴- آمد و شد در تنگه بر اساس «مسیر تعیین شده» و با «مجوز ایران» انجام خواهد شد. ۵- باز یا بسته بودن تنگه و مقررات آن را میدان مشخص میکند نه شبکههای اجتماعی. ۶- جنگ رسانهای و مهندسی افکار بخش مهمی از جنگ است و ملت ایران تحت تاثیر این تردستیها قرار نمیگیرد. ۷- اخبار واقعی و دقیق مذاکرات را در مصاحبه سخنگوی وزارت خارجه بخوانید.
سه هدف عملیات روانی دشمن
اما درباب نوع رفتار رئیس جمهور ایالات متحده و اهداف وی از طرح برخی خیالات خام حق به جانب و منفعت طلبانه درباره ایران با محوریت تاکید بر ازادسازی کشتی رانی در تنگه هرمز، چند نکته قابل ذکر است. در گام نخست استراتژی «ابهامسازی» واشنگتن را باید بخشی از بازی بزرگ و پیچیده، با هدف ایجاد سردرگمی و دودستگی در حاکمیت و البته میان مردم و در ادامه وادار کردن کشور به دادن امتیاز در این محیط آشفته تعبیر کرد. جنگ روانی، ابهامسازی عمدی و تحریف واقعیتهای میدانی همانگونه که قابل انتظار بود به سرعت در درون جامعه ما بازتاب داشته و بسیاری تصمیم کارگزاران را زیر سوال بردند. رفتار «مرد دیوانه» انسجام اجتماعی را نیز با القای اختلاف نظرها مد نظر دارد. ترامپ با برجسته کردن روایت خود از اتفاقات، تخریب افکار عمومی در درون ایران را هدف گرفته، مولفهای که یکی از ابزارهای اصلی قدرت در جنگ اخیر بود و توانسته بسیاری از معادلات را بهنفع کشور تغییر دهد.
هدف دیگر رئیس جمهور آمریکا از روایت سازی یک طرفه، دست اوردسازی تخیلی برای بهبود وجه در هم شکسته داخلی و بین المللی است. جنگ با ایران اعتبار داخلی ترامپ را در آستانه انتخابات میان دوره ای مجلس، مخدوش کرده و در حوزه خارجی نیز سرشاخ شدن با جمهوری اسلامی حتی نزدیک ترین متحدان را از واشنگتن رانده است. چنین شرایطی طبیعا بخشی از دروغ پردازی ترامپ که با شوی پیروزی، در تلاش برای اثبات خود است را توجیه می کند. البته که طبیعی است تهران مقابل چنین تصورسازی دروغین قیام کرده و با اقدامات قاطع مقابل این نوع دیپلماسی بایستد. چنین رفتاری به روشنی مد نظر تصمیم سازان جمهوری اسلامی هست تا جایی که قرارگاه خاتم الانبیاه (ص) حتی یک لحظه مقابل جشن پیروزی سوری ترامپ منفعل نبوده و به سرعت بازگشت وضع اداره تنگه هرمز به روال گذشته را در واکنش به دزدی دریایی و ادامه محاصره تنگنه هرمز توسط ایالات متحده اعلام کرد!
در نهایت درباره نوع روایت جعلی ترامپ از برخی تحولات، یک نگاه منفی و بدبینانه وجود دارد و ان احتمال بازی و عملیات فریب دشمن برای حمله دیگر علی کشورمان است. دو بار تهاجم علیه کشورمان در هنگامه مذاکرات هسته ای، نگاه تصمیم سازان به دیپلماسی با واشنگتن را بسیار تیره و تار کرده است. اکنون نیز به رغم پراکنده گویی و اظهارات خوشبیانه فردی ترامپ باید اذعان کرد که موارد اختلافی میان تهران و واشنگتن بسیار است که رسیدن به تفاهم را سخت می کند. میزان غنی سازی ایران در آینده، نحوه نگه داری ۴۰۰ کیلوگرم ذخایر اورانیوم موجود، سیاست منطقه ای و حمایت از مقاومت، برد موشکی، مدیریت تنگه هرمز، لغو کامل تحریم ها، رسیدن به چهارچوبی برای صلح دائمی و نه آتش بس موقت و ... هر کدام خود چالش برانگیز و زمانبر خواهد بود. لذا به جشن گرفتن سوری ترامپ از یک اتفاق نصف و نیمه نباید دل بست چراکه می تواند عملیات فریب برای اقدامات خصمانه بعدی باشد.





نظر شما