تحولات منطقه

نوزاد، کودک، نوجوان، پیر و جوان، زن و مرد در برف و باران، نوروز و رمضان، شب‌های قدر و ماه بهار گوش به فرمان ولی امرشان، ۴۹ شب در خیابان‌های شمال‌شرقی سرزمین پاک ایران گرد هم آمدند.

۴۹ شب حضور پرشور خانواده هشت فرزندی بجنوردی در میدان
زمان مطالعه: ۴ دقیقه

نوزاد، کودک، نوجوان، پیر و جوان، زن و مرد در برف و باران، نوروز و رمضان، شب‌های قدر و ماه بهار گوش به فرمان ولی امرشان، ۴۹ شب در خیابان‌های شمال‌شرقی سرزمین پاک ایران گرد هم آمدند. عجیب مردمان این دیار دلبسته یار خراسانی خویش هستند. همان که فرمودند: «مردمان این منطقه (خراسان شمالی) شجاع و غیورند و... در امتحان‌های دشوار و بزرگ، امتحان خوبی داده‌اند».
این شب‌ها فرقی ندارد چه کسی باشی؛ دکتر، مهندس، کاسب، کارگر، دانشجو، دانش‌آموز، مادر و پدر. عشق به وطن به جان همه آمیخته است. آدم‌هایی که از همت وغیرتشان هم حس غرور می‌کنی و هم به ایمانشان غبطه می‌خوری! یکی از آن‌ها خانواده جوان و پر جمعیت کشور است؛ خانواده ۱۰ نفری حجت‌الاسلام محمد کمالی و فرزانه عبداللهی که ۴۹ شب است با هشت فرزندشان راهی میدان شهید بجنورد می‌شوند و در قرار شبانه‌شان با تمام جان ندای خونخواهی رهبر شهیدمان را فریاد می‌زنند.
خانواده کمالی سال گذشته برگزیده سومین رویداد ملی جوانی جمعیت شدند و از سوی رئیس‌جمهور از آن‌ها قدردانی شد. خانم خانواده هم سال ۱۴۰۲ از سوی شهید مالک رحمتی به‌عنوان جوان‌ترین مادر کشور مورد قدردانی قرار گرفت.

همت وصف‌ناپذیر مادر جوان کشور

فرزانه عبداللهی سی‌ودو ساله جوان‌ترین مادر کشور است که پرجمعیت‌ترین خانواده را دارد و او هم‌اکنون فرزند نهم خود را باردار است. از همت این مادر جوان تعجب کردم زمانی که گفت «با هر سختی فقط به عشق رهبر شهیدم با هشت فرزندم و فرزند توراهی‌ام در باران و سرما شب‌ها راهی خیابان می‌شویم».
این مادر جوان طلبه جامعة‌الزهرا(س) قم، فعال فرهنگی در حوزه جوانی جمعیت و خانواده محوری، بانوی برگزیده الگوی سوم زن مسلمان، مسئول هیئت دخترانه هانیل و کارآفرین است که در کارهای هنری و فرهنگی از ساخت تابلوهای تزئینی گرفته تا دوخت لباس مجلسی و تولید محصولات پروتئینی و انواع کیک و شیرینی، دستی بر آتش دارد.
پدر خانواده کمالی هم از استادان علوم دینی دانشگاه، حوزه علمیه و مُبلغ سازمان تبلیغات اسلامی خراسان شمالی است. طاهره شانزده ساله، علی‌اکبر دوازده ساله، علی‌اصغر یازده ساله، امیرعلی ده ساله، ریحانه هفت ساله، محمدحسین پنج ساله، محمدحسن سه ساله و حنانه یک ساله، فرزندان خانواده کمالی و عبداللهی هستند و عباس، فرزند نهم این خانواده قرار است تابستان سال جاری پا به این دنیا بگذارد.

پس از شهادت آقا بی‌قرار شدیم

عبداللهی در توصیف حال و هوای خودشان می‌گوید: پس از شهادت آقای عزیزمان بسیار بی‌قرار شده بودیم و با وجود اینکه حجم کارهایم زیاد بود؛ اما تصمیم گرفتیم هر شب به میدان بیاییم.
او اضافه می‌کند: همسرم امام جماعت مسجد صاحب‌الزمان(عج) در بجنورد است و در ماه مبارک رمضان پخت و پز افطاری برای نمازگزاران و روزه‌داران محله به عهده خودم بود و تقریباً از ظهر یکسره تا ساعت هشت شب برای پخت افطاری‌ها و پذیرایی روزه‌داران مسجد مشغول بودم و از شدت خستگی به سختی پله‌های منزل را بالا می‌رفتم؛ ولی هر طور بود با همان خستگی وصف‌ناپذیر و رسیدگی کوتاه به بچه‌ها، دوباره آماده می‌شدیم و همراه خانواده، خودمان را به خیابان می‌رساندیم.
هنگامی که به این مادر جوان می‌گویم در این شرایط کسی از شما انتظار حضور در میدان را ندارد، پاسخ می‌دهد: خودم و بچه‌ها را متعهد کرده بودم بر این بودن‌ها و حضور داشتن‌ها در هر شرایطی! شب‌هایی بود که از شدت پیاده‌روی، به خاطر شرایط بارداری‌ام دچار درد و خستگی شدید می‌شدم و نفس‌هایم به شماره می‌افتاد؛ ولی به عشق حضرت صاحب‌الزمان(عج) و رهبرمان آقا سید مجتبی خامنه‌ای، به خودم امید می‌دادم و در نجواهای مادرانه به فرزند درون شکمم می‌گفتم «آماده‌ای عزیزم؟ تو این چند وقت خیلی با من همراهی کردی. باز هم کنار من باش و به مادرت نیروی بیشتری بده».

با مریضی بچه‌ها به میدان می‌آمدم

به او می‌گویم بچه‌ها چطور همراهی می‌کردند؟ بالاخره آماده کردن این تعداد فرزند برای حضور شبانه در خیابان‌ها و همراه کردنشان باید سخت باشد. عبداللهی لحظات خاصی که باز هم خیابان را ترک نکرده، این‌طور روایت می‌کند: شب‌هایی بود که بچه‌ها پشت سر هم تب شدید داشتند و من با شرایط جسمی بارداری و خستگی از پخت افطاری‌ها و تدارک دیدن برای حضور در کف خیابان یک ساعت هم نمی‌توانستم بخوابم و تا صبح با گیاهان دارویی به بچه‌ها رسیدگی می‌کردم تا تبشان را پایین بیاورم و حال عمومی فرزندانم به حالت نرمال برسد. با همان احوالات مریضی بچه‌ها که برخی شب‌ها چند نفرشان شرایط مساعدی نداشتند، باز هم به میدان آمدیم و آن را در تمام این شب‌ها وظیفه مهمی می‌دانستیم.
از این مادر جوان می‌پرسم این همه عشق باورنکردنی به وطن از کجا آمده است؟ او با صراحت می‌گوید: نه تنها من با این شرایطم؛ بلکه تمام مردم کشورم در هر جایی از ایران با تمام وجودشان ۴۹ شب است پا به میدان می‌گذارند تا بگویند ما پشتیبان رهبر و نیروهای مسلحمان هستیم. تنها کار مهم ما در این روزها همین است.

جهاد ما حضور در خیابان‌هاست

عبداللهی با قاطعیت تمام حرفش را این‌طور ادامه می‌دهد: وجود و حضور هر فرزندم و تمام فرزندان ملت ایران، موشکی در مقابل دشمن است. روح و جسم فرزندانمان را باید در کف همین خیابان و با همدلی، خدمت و عشق به رهبر، وطن و شهدا بسازیم. این یک واجب الهی است. ما به فرموده رهبر شهیدمان یعنی همان جهاد فرزندآوری عمل کردیم و اکنون هم جهاد ما حضور در خیابان‌هاست.
خانواده کمالی آن‌طور که خانم خانه روایت می‌کند، آرزوی دیدار با رهبر شهیدمان را داشتند؛ آرزویی که محقق نشد؛ اما حالا با حضور پررنگشان در تجمعات شبانه، به فرموده رهبر شهیدمان در کنار ملت بزرگ و سرفراز ایران کار را تمام کردند و به خواست خداوند در برابر دشمن برای صیانت از وطن مبعوث شدند.

خبرنگار: محدثه جوان دلویی

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha