وابستگی ساختاری رژیم صهیونیستی به نمکزدایی آب دریا، این رژیم را در موقعیتی قرار داده که بخش عمده امنیت آبی آن بر زیرساختهای محدود و متمرکز ساحلی استوار است. بر اساس دادههای صنعتی و گزارشهای رسمی، حدود ۷۰ تا ۸۰ درصد آب شرب و صنعتی اسرائیل از طریق پنج تأسیسات اصلی در امتداد ساحل مدیترانه تأمین میشود؛ یعنی اشکلون، اشدود، پالمخیم، سورک و حدرا. این تمرکز جغرافیایی، برخلاف الگوی پراکندهتر در برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس، یک نقطه ضعف عملیاتی ایجاد کرده که در سناریوهای جنگی میتواند پیامدهای گستردهای داشته باشد.
این تأسیسات در برد عملیاتی انواع موشکهای دقیق و پهپادها قرار دارند و بخشهای حساس آنها، از جمله لولههای ورودی آب در دریا، در برابر حملات دریایی مانند پهپادهای سطحی، زیردریاییهای بدون سرنشین یا مینهای دریایی آسیبپذیر هستند. نمونه مهم در این میان، تأسیسات سورک است که یکی از بزرگترین واحدهای اسمز معکوس جهان به شمار میرود و نقش کلیدی در تأمین آب منطقه تلآویو و مناطق اطراف دارد. هرگونه اختلال در این مرکز میتواند ظرف چند روز بخشهای وسیعی از مرکز اسرائیل را با کمبود آب مواجه کند.
همپوشانی انرژی و آب؛ نقطه فشار راهبردی
یکی از مهمترین عوامل تشدید آسیبپذیری، وابستگی سیستم نمکزدایی به گاز طبیعی است. بخش عمده برق مورد نیاز این تأسیسات از گاز تولیدی میدانهای فراساحلی مدیترانه، بهویژه تامار و لویاتان، تأمین میشود. بر اساس دادههای انرژی، اسرائیل ذخایر محدود سوخت مایع اضطراری برای چنین شرایطی دارد و برخلاف برخی کشورهای منطقه، وابستگی بالایی به تولید متمرکز گاز دارد.
این همپوشانی میان آب و انرژی، یک ریسک دوگانه ایجاد میکند: هرگونه حمله یا اختلال در زیرساختهای گازی میتواند بهطور همزمان تولید برق و آب را مختل کند. در چنین شرایطی، سیاستگذاران ناچار خواهند بود میان تأمین برق برای بیمارستانها، مراکز نظامی و یا حفظ عملکرد تأسیسات آب، اولویتبندی کنند؛ وضعیتی که در ادبیات امنیتی بهعنوان «تعارض منابع حیاتی» شناخته میشود.
این وابستگی، پیامدهای منطقهای نیز دارد. اسرائیل طبق توافقات آبی خود با اردن، موظف به تأمین سالانه حجم مشخصی آب برای این کشور است. در صورت اختلال گسترده در ظرفیت نمکزدایی، این تعهد نیز تحت تأثیر قرار گرفته و میتواند تنشهای فرامرزی ایجاد کند. از این منظر، زیرساختهای آب نهتنها ابزار خدمات عمومی، بلکه بخشی از معادلات ژئوپلیتیکی منطقه محسوب میشوند.
در کنار تهدیدات فیزیکی، ریسکهای سایبری نیز مطرح است. زیرساختهای نمکزدایی به سامانههای کنترل دیجیتال برای تنظیم فشار، ترکیب شیمیایی و فرایند فیلتراسیون وابستهاند. گزارشهای امنیت سایبری در سالهای اخیر نشان دادهاند که حملات به سیستمهای صنعتی در حال افزایش است و نفوذ به چنین سامانههایی میتواند بدون تخریب فیزیکی، عملکرد تأسیسات را مختل کند.
در مجموع، تمرکز جغرافیایی زیرساختها، وابستگی به انرژی فراساحلی و پیوند آن با تعهدات منطقهای، نشان میدهد که امنیت آب در اسرائیل از یک موضوع فنی به یک مؤلفه راهبردی در سطح امنیت ملی و منطقهای تبدیل شده است؛ مؤلفهای که در شرایط بحران میتواند اثرات زنجیرهای بر اقتصاد، انرژی و ثبات سیاسی این کشور داشته باشد.





نظر شما