روژه گارودی، مورخ و فیلسوف فقید فرانسوی، در کتاب مشهور «تاریخ یک ارتداد» مینویسد: «قرار نیست مهندسی اموات راه بیندازیم؛ مرگ انسانهای بیگناه، حتی اگر یک نفر باشد، جنایت علیه بشریت است». ما در این نوشتار در پی نفی رنجی که بر انسانها، صرفنظر از نژاد و مذهبشان میرود، نیستیم. نمیخواهیم به کریهترین جنایت تاریخ بشریت که بیش از ۶۰ میلیون کشته روی دست جهانیان گذاشت، ردای برائت بپوشانیم؛ اما به قول گاندی «حتی اگر یک نفر هم باشی، حقیقت، حقیقت است و نمیتوان انکارش کرد». از سال ۱۹۴۸ و حتی پیش از آن، ادعای نسلکشی یهودیان توسط آلمان نازی، دستمایه بسیاری از جنایتها و وحشیگریهای رژیم صهیونیستی بوده است. صهیونیستها هنوز هم ولکن ماجرا نیستند؛ موزه میسازند، آدم به محاکمه میکشانند، فیلم تولید میکنند و روی مُخ مردم دنیا راه میروند تا بگویند یهودیان، تنها قربانیان واقعی جنگ جهانی دوم بودهاند؛ یهودیانی که هیچ خط و ربطی با رژیم صهیونیستی ندارند و فلسطینیها، قاتل آنها نیستند؛ اما باید جور اروپاییهایی را بکشند که صهیونیستها مدعی هستند روزی روزگاری، علیه یهودیان نسلکشی به راه انداختهاند. بنابراین، بحث ما در این نوشتار، تنها نفی یک ادعا یا تأیید آن نیست؛ بلکه سپردن بهانهای به محک آزمون است که دستمایه دستکم ۷۰ سال چپاول، کشتار و بیرون راندن ملتی مظلوم از سرزمینش محسوب میشود.
درباره یک فیلم تأثیرگذار
استیون اسپیلبرگ، یکی از شناخته شدهترین نامها در عالم سینماست. ممکن نیست کسی عاشق سینما باشد و «آرواره»، «نجات سرباز رایان»، «هوش مصنوعی»، «پارک ژوراسیک» و مجموعه «ایندیانا جونز» را ندیده باشد؛ اسپیلبرگ خالق تمام این آثار درخشان در دنیای هنر هفتم است؛ اما او در سال ۱۹۹۳ فیلمی ساخت که با حمایت سازمانهای تبلیغاتی وابسته به لابی صهیونیستها در آمریکا، شهرتی جهانی پیدا کرد؛ «فهرست شیندلر»؛ فیلمی در ژانر تاریخی-جنگی که به ماجرای نسلکشی یهودیان در سرزمینهای تحت اشغال آلمان نازی اختصاص دارد. سازندگان فیلم مدعی هستند این اثر را براساس داستان واقعی زندگی اسکار شیندلر، یک صنعتگر آلمانی که گفته میشود در جنگ جهانی دوم بیش از هزار یهودی لهستانی را از چنگ نازیها نجات داده، ساختهاند. بنیاد فیلم آمریکا، این فیلم را جزو ۱۰ فیلم برتر ژانر خودش معرفی میکند. از حق نباید گذشت که «فهرست شیندلر» بیننده را سر جایش میخکوب میکند، داستانی پیوسته و محکم دارد، بازیگران، به خصوص لیام نیسون (در نقش شیندلر) و بن کینگزلی (در نقش اشترن)، فوقالعاده تأثیرگذارند و افزون بر این، ساخته شدن اثر به صورت سیاه و سفید موجب میشود مخاطب ارتباط بیشتری با داستان برقرار کند. این فیلم جایزه اسکار بهترین فیلم و کارگردانی را بدست آورد و شهرتی جهانی پیدا کرد؛ اما آیا آنچه را که فیلمساز به خورد مخاطب فهرست شیندلر میدهد، میتوانیم باور کنیم؟
نقدی بر یک چالش ۸۰ ساله
هولوکاست در هشت دهه گذشته به یکی از چالشبرانگیزترین مباحث تاریخ عمومی تبدیل شده است. در اروپا با وجود ادعای آزادی بیان و تلاش برای گرفتن ژست دموکراتیک، هولوکاست یکی از خطوط قرمز است و نقد و بررسی آن، با دادگاه، جریمه و زندان پاسخ داده میشود. دیوید ایروینگ، مورخ بریتانیایی و روژه گارودی، مورخ فرانسوی، دو نمونه برجسته از کسانی هستند که به دلیل انکار هولوکاست و نقد منطقی و مستند آن، تحت فشار قرار گرفتند و جریمه و زندانی شدند. بنابراین هیچکس در قاره سبز نمیتواند فهرست شیندلر را به لحاظ محتوایی نقد کند، مگر آنکه نظر مثبتش در این باره مساعد باشد! مستنداتی که گارودی و ایروینگ در کتابهایشان ارائه میکنند و برخی دیگر از مورخان و پژوهشگران بیطرف نیز بر آنها صحه میگذارند، بر چند نکته کلیدی تأکید دارد:
نخست: ماده ۲۱ قانون تشکیل دادگاه نورنبرگ؛ دادگاهی که توسط متفقین راه افتاد و کارش محاکمه سران دولتهای محور؛ یعنی شکستخوردگان جنگ جهانی دوم بود و در آن، موضوع هولوکاست بهعنوان امری بدیهی معرفی شد و بعدها، صهیونیستها با استناد به همین حکم، خود را در اعمال زور بر همه دنیا، صاحب حق معرفی کردند، میگوید: «دادگاه در پذیرش موارد و وقایعی که شهرت عمومی دارد، خود را نیازمند به مدارک و ادله محکمهپسند نخواهد دانست[!]» موضوع هولوکاست در دادگاه نورنبرگ، صرفاً با شهادت شهودی که متفقین؛ یعنی برپاکنندگان دادگاه، آنها را معرفی میکردند، پذیرفته شد. متهمان هیچ فرصت دفاعی نداشتند و نمیتوانستند ادله و اسناد مورد نظر خود را به دادگاه ارائه کنند؛ آنها آمده بودند تا محکوم شوند.
دوم: اینکه یهودیان اروپایی در جریان جنگ جهانی دوم به هر بهانهای مورد آزار و اذیت قرار گرفتند و به قتل رسیدند، موضوع قابل انکاری نیست؛ اما آنچه تردید را برمیانگیزاند، نخست آمار ارائه شده و دوم، تمرکز بر قتلعام یهودیان به نام نسلکشی است. آمار کشتهشدگان جنگ جهانی دوم هیچگاه دقیقاً مشخص نشد؛ اما اطلاعات موجود از ۶۰ میلیون قربانی سخن میگوید که حدود ۳۰میلیون نفر از آنها از اتباع اروپای شرقی و نژاد اسلاو بودهاند؛ مردمانی که آشکارا ارتباطی به یهودیان ندارند. اگر بناست آمار ۶ میلیون قربانی یهودی را بپذیریم و آن را نسلکشی بنامیم، پس کشتار اسلاوها را با چه اصطلاحی باید معرفی کنیم؟ درباره اصل آمار مقتولان یهودی نیز تردیدهای بسیار جدی وجود دارد. هم ایروینگ و هم گارودی با ادله بسیار مستند، در صحت تعداد نفرات و گزارشهای موجود در بقایای اردوگاههای آدمسوزی داخائو و... تردید کردهاند. براساس گزارش گارودی، روی تابلو معرفی اردوگاه داخائو برای گردشگرها، تا سال ۱۹۶۵، عدد ۶میلیون قربانی یهودی ثبت شده بود؛ اما این ارقام بهتدریج در سالهای بعد کاهش یافت و در دهه ۱۹۹۰، عملاً به گردشگرها گفته میشد اتاقهای گاز داخائو هنوز تکمیل نشده، بنابراین کسی در این اتاقها به قتل نرسیده است. موضوعی که در فیلم فهرست شیندلر، با تصاویر تأثربرانگیز جمع کردن اسرای یهودی برهنه در داخل اتاقها و نیز، پشت کامیونها و گاز و دود دادن به آنها برای قتلشان، به خورد مخاطب داده میشود و او را در درگیری احساسی شدیدی برای پذیرش این دروغ تاریخی قرار میدهد.
سوم: موضوع دیگری که دم خروس صهیونیستها را در این ماجرا آشکارتر میکند، گزارشهایی است که گارودی درباره ارتباطات یهودیان عضو آژانس یهود و صهیونیستهای افراطی، با نازیها ارائه کرده است. براساس مستندات گارودی در «تاریخ یک ارتداد»، صهیونیستهای معروفی مانند شیمون پرز و اسحاق شامیر، رسماً با نازیها در ارتباط بودند و امور مربوط به اخراج یهودیان از اروپا و انتقال آنها به اراضی اشغالی فلسطین را برعهده داشتند. بنابراین به نظر میرسد یهودیان معترض به فاشیستها، ابتدا باید صهیونیستهایی مانند شامیر را پای میز محاکمه بکشانند و سپس به سراغ افراد دیگر بروند.
چهارم: شاید تکرار این مسئله ضروری باشد که اصولاً واقعه هولوکاست، در صورت پذیرش، هیچ ارتباطی به خاورمیانه و مسلمانان ندارد. صهیونیستها بسیار کوشیدهاند که اتهاماتی را در این زمینه به تعدادی از مسلمانان سرشناس وارد کنند؛ اما این اتهامات، اول اینکه قابل اثبات نیست و برگرفته از یک نمایش تبلیغاتی گسترده است و دوم، حتی در صورت اثبات، نمیتواند مُثبِت به حق بودن جنایتهای پرشمار صهیونیستها در سرزمینهای اشغالی فلسطین و اعمال خوی اشغالگری آنها در اراضی کسانی باشد که اصولاً ربطی به ماجرا نداشتهاند. اگر قرار است صهیونیستها که ظاهراً خود را نماینده یهودیان میدانند، برای اثبات جنایت و محاکمه جنایتکاران و مطالبه غرامت، کسی را خِفْت کنند، هیچکس لایقتر از اروپاییها پیدا نمیشود!
به طور خلاصه میتوان گفت فهرست شیندلر، فیلمی با داستان مشکوک و قابل تردید تاریخی است که میخواهد اتفاقاتی وهمآلود را در ذهن مخاطب خود نهادینه کند. تردیدی نیست که عوامل سازنده؛ از جمله کارگردان فیلم، اسپیلبرگ که یک یهودی است، روی تاریخندانی مردم دنیا حساب کلانی باز کردهاند.





نظر شما