تحولات منطقه

۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۴:۴۲
کد مطلب: ۱۱۴۳۹۳۸

دیپلماسی تهی از معنا؛ مذاکره‌ای که آمریکا می‌خواهد

محسن اسدی موحد، دکترای حقوق بین‌الملل

در حقوق بین‌الملل، اصل حسن نیت یکی از اصول بنیادین و عرفی است که زیربنای معاهدات و مذاکرات را تشکیل می‌دهد. کنوانسیون ۱۹۶۹ وین درباره حقوق معاهدات، صراحتاً بر ضرورت رعایت حسن نیت در تفسیر و اجرای تعهدات بین‌المللی تأکید دارد.

زمان مطالعه: ۴ دقیقه

در حقوق بین‌الملل، اصل حسن نیت یکی از اصول بنیادین و عرفی است که زیربنای معاهدات و مذاکرات را تشکیل می‌دهد. کنوانسیون ۱۹۶۹ وین درباره حقوق معاهدات، صراحتاً بر ضرورت رعایت حسن نیت در تفسیر و اجرای تعهدات بین‌المللی تأکید دارد. حضور در پای میز مذاکره با نیتِ واقعیِ رسیدن به یک توافق عادلانه، تجلی همین اصل است. موضع هیئت ایرانی مبنی بر ورود به مذاکره با «حسن نیت»، نشان‌دهنده پایبندی به الزامات حقوق بین‌الملل و پرهیز از انسداد دیپلماتیک است.

با این حال، حقوق بین‌الملل دولت‌ها را ملزم به «اعتماد کورکورانه» نمی‌کند. اعتماد، مفهومی روان‌شناختی و سیاسی است که بر بستر تاریخِ روابط میان دولت‌ها شکل می‌گیرد. زمانی که یک طرفِ گفت‌وگو سابقه روشنی در نقض تعهدات، خروج یک‌جانبه از توافق‌های پیشین (مانند خروج از برجام) و ترک میز مذاکره در مقاطع حساس دارد، فقدان اعتماد نه تنها یک واکنش منطقی، بلکه یک ضرورت استراتژیک برای حفظ منافع ملی است. در دکترین حقوق بین‌الملل، دکترین «استاپل» (Estoppel) یا منع انکار پس از اقرار، تا حدودی به این مفهوم نزدیک است؛ دولتی که با رفتار خود نشان داده است پایبند به اصول میز مذاکره نیست، نمی‌تواند انتظار داشته باشد که طرف مقابل با اعتماد کامل و بدون در نظر گرفتن تضامین عینی وارد کارزار دیپلماتیک شود.

ممنوعیت مذاکره تحت اجبار و بطلان توافق دیکته ‌شده

یکی از مهم‌ترین دستاوردهای حقوق بین‌الملل مدرن، گذار از دوران «حق توسل به جنگ» (Jus ad bellum) به دوران ممنوعیت توسل به زور است. بند ۴ ماده ۲ منشور ملل متحد، هر گونه تهدید یا توسل به زور علیه تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی هر کشوری را اکیداً ممنوع کرده است. این اصل که به عنوان یک قاعده آمره (Jus Cogens) شناخته می‌شود، تأثیر مستقیمی بر ساختار مذاکرات بین‌المللی دارد.

بر اساس ماده ۵۲ کنوانسیون حقوق معاهدات وین، هر معاهده‌ای که با تهدید یا استفاده از زور و در نقض اصول حقوق بین‌الملل مندرج در منشور ملل متحد منعقد شده باشد، باطل و فاقد اثر قانونی است (Void ab initio). این بدان معناست که مفهوم «مذاکره با اجبار» یا فشردن گلوی یک ملت برای نشاندن آن‌ها پای میز مذاکره، از منظر حقوق بین‌الملل کاملاً مردود است. اقدام‌های اخیر محور آمریکایی- صهیونیستی، اعم از تهدیدهای نظامی، ترور، تحریم‌های فلج‌کننده و ایجاد یک فضای جنگی، دقیقاً در راستای همان «اجبار» و «تهدید به زور» ارزیابی می‌شود که حقوق بین‌الملل آن را نفی می‌کند. زمانی که یک طرف سعی دارد با ابزار جنگ و فشار حداکثری، پیش‌نویس توافق خود را به عنوان یک «دیکته» روی میز بگذارد، دیگر نام آن فرایند «مذاکره» نیست، بلکه «تسلیم‌نامه» است. حقوق بین‌الملل تأکید دارد مذاکره باید بر مبنای برابری حاکمیت‌ها (Sovereign Equality) صورت پذیرد. هیچ دولتی نمی‌تواند اراده خود را از طریق اهرم‌های نظامی بر اراده آزاد دولت دیگر تحمیل کند و سپس آن را یک دستاورد دیپلماتیک بنامد.

دیپلماسی در میان آتش؛ تحلیل راهبرد

بیان هیئت ایرانی که «شما میز مذاکره را ترک و جنگ علیه ایران را آغاز کردید»، اشاره‌ای مستقیم به اصل تقابل در حقوق بین‌الملل و موضوع مسئولیت بین‌المللی دولت‌هاست. خروج یک‌جانبه از مذاکرات و روی آوردن به ابزارهای قهریه، نقض آشکار اصل حل مسالمت‌آمیز اختلافات است. در چنین فضایی، حضور هیئت ایرانی در فرایند مذاکره، حامل چند پیام مشخص حقوقی و سیاسی است؛ نخست، ایران با حضور خود نشان می‌دهد به هنجارهای بین‌المللی و اصول منشور ملل متحد در خصوص اولویت دیپلماسی پایبند است و برچسب «یاغی‌گری» یا «گریز از دیپلماسی» را از خود دور می‌کند.

دوم، با اعلام صریح بی‌اعتمادی، راه را بر هر گونه توافق مبهم و بدون تضمین می‌بندد. این بی‌اعتمادی که ریشه در «عملکرد» و «رویه» طرف مقابل دارد، ایجاب می‌کند که هر گونه خروجی احتمالی از مذاکرات، باید شامل تضامین حقوقی سفت و سخت، مکانیسم‌های حل‌وفصل اختلاف شفاف و شرط‌های بازگشت‌پذیری(Snapback) متقابل باشد. سوم، این موضع‌گیری نشان می‌دهد ایران میان مذاکره مبتنی بر منطق و مذاکره مبتنی بر فشار تفاوت قائل است. مخالفت با توافق دیکته ‌شده، دفاع از حاکمیت ملی و استقلال سیاسی بوده که در حقوق بین‌الملل به عنوان یک حق ذاتی برای تمامی دولت‌ها به رسمیت شناخته شده است.

اتکا به مقاومت تاریخی ملت، پشتوانه دیپلماسی

این رویکرد دیپلماتیک، یک واقعیت بنیادین هویتی است: ایستادگی ملت غیور ایران. حافظه تاریخی نظام بین‌الملل گواه آن است که این ملت در هیچ برهه‌ای تسلیم زور و فشارهای خارجی نشده و همواره با عزت برای احقاق حقوق حقه خود جنگیده است. امروز نیز، در مواجهه با جنگ ترکیبی، اراده ملی بر همان مدار پرافتخار گذشته استوار است. ملت ایران همچون گذشته برای حقوق خود می‌جنگد و هرگز تسلیم فشارهای ظالمانه آمریکا نخواهد شد. این روحیه، به عنوان قوی‌ترین سنگر هیئت دیپلماتیک، هر گونه توهم پیروزی از طریق «دیپلماسی اجبار» را باطل می‌کند.

مذاکره تنها زمانی می‌تواند به عنوان ابزاری مؤثر در راستای حفظ صلح و امنیت بین‌المللی عمل کند که از شائبه زور، تهدید و اجبار پاک باشد. تجربه تاریخی و موازین متقن حقوق بین‌الملل ثابت کرده‌اند صلح دیکته‌شده و توافقاتی که زیر سایه اسلحه‌ها امضا می‌شوند، هرگز پایدار نخواهند بود. در این چارچوب، موضع هیئت مذاکره‌کننده ایران بازتابی از یک درک عمیق از حقوق بین‌الملل و واقعیات نظام بین‌الملل است؛ جایی که می‌توان برای رسیدن به صلح، با حسن نیت دور یک میز نشست، اما به دلیل سوابق تاریک طرف مقابل در نقض عهد و کاربرد زور، هرگز نمی‌توان بدون داشتن سپری محکم از تضامین حقوقی، به وعده‌های آن‌ها اعتماد کرد.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha