پنجاهوششمین روز از آغاز درگیریها، روز پردهبرداری از «دیپلماسی فریب» بود. در حالی که دونالد ترامپ در واشنگتن، با تمدید سههفتهای آتشبس میان لبنان و اسرائیل، سعی کرد خود را در قامت یک «میانجی پیروز» به تصویر بکشد، تحرکات نظامی واشنگتن در خلیجفارس، دوباره تصویر رفتارهای متناقض ترامپ را تکمیل میکند. ورود سومین ناو هواپیمابر آمریکا به خاورمیانه و لفاظیهای آخرالزمانی وزیر جنگ رژیم صهیونیستی، نشان داد که کاخ سفید از کلمهی «آتشبس»، تنها برای خرید زمان، تثبیت محاصره و تجدید قوای ماشین جنگی خود استفاده میکند. امروز، خاورمیانه در یک «تعلیق هوشیارانه» به سر میبرد. تعلیقی که در آن، ایران به خوبی دریافته است که نباید فریب دستی را بخورد که در زیر میز مذاکره، روی ماشه قرار دارد.
معمای آتشبس؛ صلحسازی یا سنگربندی؟خبر تمدید آتشبس جبههی لبنان در واشنگتن، در ظاهر یک گام مثبت دیپلماتیک به نظر میرسید؛ اما رصد همزمان آرایش نظامی آمریکا در منطقه، معنای آن را کاملاً دگرگون میکند. استقرار ناو هواپیمابر جورج اچ.دبلیو. بوش در کنار دو ناوگروه دیگر آمریکایی، بزرگترین تجمع قدرت دریایی واشنگتن در دهههای اخیر را رقم زده است.
همانطور که دکتر حسن احمدیان در الجزیره عنوان کرد، تحرکات آمریکا در تنگه هرمز صرفاً یک «محاصرهی اقتصادی» نیست؛ بلکه پوششی است برای جابهجایی نیروها و آمادهسازی برای یک رویارویی احتمالی جدید. وقتی ترامپ با غرور میگوید «عجلهای برای توافق ندارم»، در واقع به ارتش خود فرصت میدهد تا از زیر ضربات سهمگین پنجاه روزهی اخیر، قد راست کند. این یک «آتشبس تاکتیکی» است، نه یک استراتژی صلح.
توهم شکاف و دیوار بتنی ایران
یکی از اصلیترین حربههای جنگ روانی واشنگتن در روزهای اخیر، پمپاژ ادعای شکاف در بین مسئولان ایرانی بود. کاخ سفید گمان میکند فشار بمبارانها و محاصرهی دریایی، میتواند حاکمیت ایران را در دوگانۀ «تسلیم یا فروپاشی» قرار دهد.اما واکنش هماهنگ و قاطع سران قوا در ۲۴ ساعت گذشته، این طراحی رسانهای را در نطفه خفه کرد. پیام تهران به میز اسلامآباد روشن است.
ایران با صدای واحد سخن میگوید و آن صدا، «رد هرگونه مذاکره در سایهی تهدید و محاصره» است. این استقامت، حتی صدای تحلیلگران آمریکایی را نیز درآورده است. آدام ارلی، سفیر پیشین آمریکا، در اعترافی صریح هشدار داده که ایران برای دور زدن تحریمها آماده است و این کمپین فشار ترامپ است که خیلی زودتر از اقتصاد ایران، با سد نارضایتی افکار عمومی آمریکا برخورد خواهد کرد.
جنون اسرائیل و سایهی سنگین بنزین بر آمریکا
در حالی که ترامپ سعی دارد در واشنگتن ژست خویشتنداری بگیرد (و حتی ناچار شد استفاده از سلاح هستهای را در پی گاف وحشتناک هفتهی گذشتهاش تکذیب کند)، متحد اصلی او در منطقه همچنان بر طبل جنون میکوبد. اظهارات وزیر دفاع رژیم صهیونیستی، مبنی بر آمادگی برای بازگرداندن ایران به «عصر حجر»، بیش از آنکه نشانهی قدرت باشد، نشانهی انزوای استراتژیک کابینهای است که برای بقای خود، جهان را به آتش میکشد.اما واقعیت سخت اقتصاد، لفاظیها را باطل میکند. توقیف متقابل کشتیها در هرمز، بلافاصله قیمت نفت را به بالای ۱۰۶ دلار در هر بشکه بازگرداند. این عدد، برای شهروند آمریکایی که با تورم دستوپنجه نرم میکند، بسیار ملموستر از رؤیاپردازیهای ژئوپلیتیک نتانیاهو است.
ایستگاه پنجاهوششم؛ انتظار در اوج التهاب
در دورهای هستیم که در آن، دیپلماتها لبخند میزنند، اما ژنرالها ناوها را جابهجا میکنند. ایران نشان داده است که اسیر شتابزدگی نخواهد شد و میداند که حضور سه ناو هواپیمابر در یک منطقهی بسته، بیش از آنکه اهرم فشار واشنگتن باشد، هدفی بزرگ و آسیبپذیر برای موشکهای مقاومت است. فردا، چه مذاکرات جدیدی در اسلامآباد آغاز شود و چه جرقهای دوباره انبار باروت منطقه را منفجر کند، یک واقعیت تغییر نخواهد کرد. میز صلحی که پایههای آن روی محاصرهی دریایی و لفاظیهای انتحاری بنا شده باشد، میزی نیست که ایران آن را جدی بگیرد.




نظر شما