شهر تبریز با پیشینهای طولانی و غنی در صنعت شیرینیسازی، به ویژه در تولید شکلات، جایگاه ویژهای در میان شهرهای ایران دارد. این شهر به «پایتخت شیرینی و شکلات ایران» شهرت یافته است .صنعت شیرینی و شکلات تبریز، با سابقهای بیش از یک قرن و جایگاه محوری در اقتصاد غیرنفتی کشور، امروز با چالشهای چندلایه و فشارهای شدید اقتصادی مواجه است. تولیدکنندگان این قطب صنعتی، از نوسانهای قیمتی و ساختارهای مالی گرفته تا ضعفهای زنجیره تأمین رنج میبرند.
یکی از بنیادیترین مسائل، افزایش سرسامآور قیمت نهادههای تولید مانند شکر، روغن و پودر کاکائو پس از حذف ارز ترجیحی است. این جهش هزینهها که برخی کارشناسان آن را تا ۳۰۰درصد در برخی اقلام برآورد میکنند، حاشیه سود را از بین برده و ادامه تولید را برای بسیاری از کارخانهها دشوار کرده است. کاهش توان خرید مردم در بازار داخلی و رقابت شدید قیمتمحور در بازارهای صادراتی، توان مانور تولیدکنندگان را بهشدت محدود کرده است.
در کنار افزایش هزینهها، کمبود شدید نقدینگی به مانع حیاتی تبدیل شده است. تأمین سرمایه در گردش لازم برای خرید مواد اولیه با نرخهای جدید، فشار سنگینی بر صاحبان صنایع بهویژه بنگاههای متوسط و کوچک وارد کرده است. این کمبود منجر به کاهش ظرفیت تولید و خطر توقف خطوط تولید شده است. فعالان صنعت اعلام میکنند تاکنون وعدههای حمایتی دولت در قالب تسهیلات عملیاتی نشده و تنها در حد مصوبه باقی مانده است؛ فاصلهای که چرخ تولید را کند کرده است.
تبریز که تاکنون یکی از صادرکنندگان شیرینی و شکلات به بازارهای جهانی بوده، اکنون با چالشهای ارزی و بانکی نیز دست و پنجه نرم میکند. محدودیتهای مقرراتی مانع گردش طبیعی ارز حاصل از صادرات برای واردات مواد اولیه میشود. این وضعیت، توان رقابت بینالمللی را کاهش داده و به رقیبانی نظیر ترکیه اجازه داده تا سهم ایران را در بازارهایی چون عراق، آذربایجان و آسیای میانه تصاحب کنند. اختلال در حلقههایی مانند حمل و نقل و بستهبندی نیز بر این بحران دامن زده است.
در این باره با دکتر رضا جعفری، عضو هیئت رئیسه اتاق بازرگانی تبریز و رئیس انجمن صنایع غذایی آذربایجان شرقی به گفتوگو نشستیم که در ادامه میخوانید.
افزایش افسارگسیخته قیمت نهادههاچه تأثیری بر صنعت شیرینی و شکلات تبریز گذاشته است؟
تأثیر افزایش قیمت نهادهها اجتنابناپذیر است. هر گاه هزینه تمامشده محصول افزایش یابد، دو مسیر اصلی یعنی بازار داخلی و بازار صادراتی پیش روی ما قرار میگیرد. در بازار داخلی، قدرت خرید مصرفکننده به دلیل تورم عمومی محدود شده است. این بدان معناست که واحد تولیدی نمیتواند بهراحتی افزایش قیمت تمامشده را به مصرفکننده منتقل کند، زیرا با کاهش تقاضا و انباشت کالا مواجه میشود. اما در حوزه صادرات، وضعیت حساستر است.قیمتگذاری جهانی و رقابت منطقهای ما را مجاب میکند که قیمتهای رقابتی ارائه دهیم. وقتی هزینه مواد اولیه بهویژه شکر، کاکائو و روغن در داخل کشور به دلایل مختلف جهش پیدا میکند، بهای تمامشده ما افزایش مییابد و این امر بهوضوح قدرت رقابتپذیری شرکتهای تبریزی و سایر تولیدکنندگان در بازارهای هدف مانند عراق، آسیای میانه و کشورهای حاشیه خلیج فارس را تضعیف میکند.
در عین حال، بخش خصوصی و تشکلهای صنعتی بهطور جدی از سیاست حذف ارز ترجیحی حمایت کردهاند.
این حمایت از حذف ارز ترجیحی، در شرایطی که فشار تورمی محسوس است، جای تأمل دارد. چرا حذف این یارانه پنهان، از دیدگاه شما یک «سیاست درست و اصولی» تلقی میشود؟
دلیل حمایت ما نه بر اساس قیمت کوتاهمدت، بلکه بر اساس سلامت ساختاری اقتصاد است. تجربههای گذشته نشان داد تخصیص ارز ترجیحی بهویژه برای کالاهای واسطهای و مصرفی، به خلق فساد و رانت دامن میزد. وقتی ارز با نرخ دولتی به واردکننده تخصیص مییافت، در عمل صف طولانی برای دریافت آن شکل میگرفت. این صف، زمینهساز دلالی و توزیع ناعادلانه منابع ملی میشد و در نهایت، یارانه ارزی بهعنوان ابزاری مؤثر، به دست مصرفکننده نهایی نمیرسید و انحصارهای نامطلوبی را ایجاد میکرد.
حمایت بخش خصوصی بر این اساس بود که حذف این رانت، فضای رقابت سالم را بر مبنای اقتصاد واقعی بازار آزاد مهیا میکند. تولیدکننده باید بداند با چه قیمتی نهاده را تهیه میکند و با چه قیمتی میفروشد. این حذف، اگرچه شوک قیمتی کوتاهمدتی ایجاد کرد، اما در بلندمدت به شفافیت و پیشگیری از هدررفت منابع ارزی کشور کمک میکند. ما در اتاق بازرگانی همواره بر اصلاح این ساختارها تأکید داشتهایم.
اگر موانع ساختاری نظیر ارز ترجیحی در حال اصلاح است، در حال حاضر مهمترین و فوریترین دغدغه تولیدکنندگان شیرینی و شکلات در تبریز چیست؟
اکنون بزرگترین و حادترین مشکل، کمبود شدید نقدینگی است. این مشکل مستقیماً با حذف ارز ترجیحی و افزایش قیمتها گره خورده است.
وقتی قیمت نهادههایی مانند شکر، پودر کاکائو یا مواد بستهبندی بهطور ناگهانی تا ۲۰۰ یا حتی ۳۰۰ درصد افزایش پیدا میکند، سرمایه در گردش مورد نیاز برای خرید این مواد اولیه نیز بههمان نسبت افزایش مییابد.کارخانجات بهخصوص بنگاههای متوسط و کوچک که ستون فقرات تولید در تبریز هستند، توان تأمین این حجم عظیم نقدینگی را ندارند.
این کمبود، به معنای کاهش ظرفیت تولید، تأخیر در خرید بهموقع مواد اولیه و در نتیجه، عدم توانایی برای پاسخگویی به سفارشات است. وضعیت کنونی مختص تبریز نیست و کل زنجیره تولید در سطح ملی با آن دست و پنجه نرم میکند.
آیا دولت یا نهادهای مسئول، برنامهای برای تزریق نقدینگی یا حمایت مالی از این صنایع که در حال گذار از یک رژیم ارزی به رژیم دیگر هستند، اعلام کردهاند؟
بله، طرحهایی در سطح کلان مطرح شده است. دولت بر ضرورت حمایت از این بخش تأکید دارد. این حمایتها عمدتاً در قالب تأمین تسهیلات برای افزایش سرمایه در گردش تعریف شده بود. متأسفانه با وجود این تأکیدات و امیدواریهایی که ایجاد شده بود، تا به امروز هیچ اقدام عملی و اجرایی برای تقویت نقدینگی شرکتها به شکل ملموس و مؤثر صورت نگرفته است. این عدم اجرای مصوبات، موجب اعتراض جدی و شدید بدنه بخش خصوصی شده است؛ چرا که این فاصله میان حرف و عمل، چرخ تولید را کند میکند.
با توجه به شرایط فعلی، آینده صنعت شیرینی و شکلات تبریز را در افق میانمدت و بلندمدت چگونه ترسیم میکنید؟ موانع اصلی صادرات کداماند؟
آینده صنعت شیرینی و شکلات تبریز، به هیچ عنوان قابل تفکیک از آینده صنعت کشور نیست. اگر بخواهیم خوشبین باشیم، سه پیششرط کلیدی وجود دارد؛ اول «کاهش تنشهای بینالمللی؛ کاهش تنشها در عرصه سیاست خارجی منجر به بهبود فضای کسبوکار در داخل میشود»، دوم «ثبات اقتصادی و مدیریت نرخ ارز؛ کنترل تورم و ثبات در نرخ ارز، تولیدکننده را قادر میکند برنامهریزی بلندمدت داشته باشد» و سوم «تکمیل اثر حذف ارز ترجیحی؛ حذف ارز ترجیحی میتواند به رونق بخش کشاورزی -تأمینکننده مواد اولیه خوراکی- کمک کند». با این حال، نکته حیاتی در صادرات، تسهیل مراودات است. بزرگترین مانع ما در حال حاضر موانع بانکی و تعاملات ارزی خارجی است.
صادرکننده باید بتواند ارز حاصل از فروش محصولاتش را بهراحتی و با کمترین بروکراسی صرف واردات مواد اولیه کند.
اگر صادرکننده مجبور باشد برای تأمین ارز مورد نیاز خود، به بازارهای پرنوسان رجوع کند یا تحت فشار باشد که ارز حاصل از صادرات را با نرخهای غیرمنطقی به کشور بازگرداند، چرخه تولید دچار اختلال میشود.
اگر بتوانیم مراودات ساده و بدون فشار بر منابع ارزی ملی را با بازارهای هدف برقرار کنیم، توان رقابت خود را بهسرعت بازیابی خواهیم کرد. به طور کلی، معتقدم جراحی اقتصادی اساسی انجام شده است، اما برای اینکه این جراحی به نتیجه کامل برسد، نیازمند تزریق فوری سرمایه در گردش و گشودن کانالهای ارتباطی با بازارهای جهانی هستیم تا این صنعت اصیل ایرانی دوباره در مدار رشد پایدار قرار گیرد.
در نهایت، صنعت در وضعیت «گذار» میان حذف یارانههای پنهان و فشار ناشی از این جراحی اقتصادی گرفتار شده است. اگر دولت با تزریق فوری نقدینگی، تسهیل روابط بانکی و تثبیت اقتصادی همراهی نکند، صادرات این صنعت دچار مشکل خواهد شد و در واقع آینده این صنعت در گرو تصمیمی سریع و عملی است.





نظر شما