وی با اشاره به تمرکز این اثر بر شخصیت ماکان نصیری، میگوید: نبود پیکر این کودک هفتساله، رنجی مضاعف بر خانواده تحمیل کرده و همین موضوع به یکی از محورهای اصلی روایت تبدیل شده است.
او با بیان اینکه تجربه فقدان برای بسیاری از انسانها قابل درک است، میافزاید: در مواردی که نشانی از پیکر عزیزان وجود ندارد، خانوادهها با نوعی سوگ ناتمام مواجه میشوند که آرامش را برای مدت طولانی از آنها سلب میکند.
مردانه درباره ساختار فیلمنامه توضیح میدهد: داستان بهصورت خطی طراحی شده و از دو شب پیش از وقوع حادثه آغاز میشود؛ روایتی که تا امروز و شکلگیری یک مزار نمادین برای ماکان در مسجد ادامه پیدا میکند.
وی در ادامه به دیدار خود با خانواده این کودک اشاره کرده و میگوید: پس از تلاشهای فراوان، از طریق یکی از بستگان، موفق شدم خانواده را در خمینیشهر پیدا کنم. آنها با وجود دشواریهای روحی، با رویی گشاده از این ایده استقبال کردند و ساعتها درباره خاطرات، ویژگیهای شخصیتی ماکان و روزهای منتهی به حادثه صحبت کردند. این گفتوگوها به من کمک کرد تا درک عمیقتری از این خانواده و فضای حاکم بر آن روزها به دست بیاورم.
این کارگردان با بیان اینکه خانواده ماکان هنوز در شرایط روحی خاصی قرار دارند، ادامه میدهد: تنها دلگرمی در این میان، همراهی و همدلی مردم با آنهاست که تا حدی از سنگینی این رنج میکاهد.
مردانه با تأکید بر اهمیت پرداخت عمیق به چنین سوژههایی میگوید: تا زمانی که یک حادثه در صدر اخبار قرار دارد، اغلب روایتها سطحی باقی میمانند، اما تولید یک اثر سینمایی میتواند به ثبت ماندگار این وقایع کمک کند و بهعنوان سندی برای آیندگان باقی بماند.
او خاطرنشان میکند: در حال حاضر مشغول تکمیل طرح فیلمنامه است و تلاش دارد بدون شتابزدگی، اثری دقیق و تأثیرگذار خلق کند. همچنین قصد دارد برای تولید این پروژه، حمایت نهادهای مرتبط را جلب کند و خود نیز کارگردانی آن را برعهده بگیرد.




نظر شما