در روزهایی که دشمن با تمام توان برای خسته کردن ذهنها و ایجاد تفرقه در صفوف ملت برنامهریزی کرده است، بازشناسی اولویتهای جبهه حق و حفظ پایداری، ضرورتی قرآنی و راهبردی است. پیروزی نهایی که وعده تخلفناپذیر الهی است، بیش از هر چیز در گرو پیوند تضرع معنوی با انضباط سیاسی و اعتماد به تدابیر مرکز فرماندهی است تا غبار تحلیلهای ساختگی و ترسهای دلسوزنما، مسیر روشن تکلیف را دگرگون نکند.
حجتالاسلام والمسلمین حامد کاشانی، کارشناس دینی که این روزها دوشادوش مردم در متن تجمعات خیابانی و گفتوگوهای صمیمانه کف میدان حضور دارد، با نگاهی دلسوزانه و دقیق به واکاوی بایستههای این مقطع حساس پرداخته است. راهکارهای عملی و دغدغههای این استاد ارجمند برای حفظ وحدت و پایداری در مسیر فتح را در ادامه بخوانید.

آسیبشناسی تبلیغات ناصحیح و موهوم در دین
یکی از بدترین حملات به دین و دینداران، تبلیغات غلط و توهمی است که بسیار خطرناک است. بسیاری از این حرفها در قالب دلسوزی بیان میشود؛ شاید هم گوینده واقعاً دلسوز باشد اما سخنانش بیپایه و بیربط است. متأسفانه این دست حرفها مشتری دارد و زیاد هم شنیده میشود؛ در نتیجه مردم را در مقام قضاوت موهوم قرار میدهد. برای مثال، ادعاهایی مطرح میشود که طبق شواهد و مدارک، زمان ظهور قطعی و نزدیک است.
معنای حقیقی نزدیکی ظهور و قیامت
بارها تکرار کردهایم که اگر مؤمن نسبت به قیامت، که پیش از آن باید ظهور امام زمان(عج) رخ دهد؛ دیدگاهی دارد، باید آن را نزدیک ببیند؛ همانطور که در قرآن کریم آمده است: إِنَّهُمْ یَرَوْنَهُ بَعِیدًا وَنَرَاهُ قَرِیبًا(سوره معارج، آیات ۶ و ۷). نزدیک دیدن یعنی برای خداوند انجام آن دشوار نیست. اگر من بخواهم جراحی کنم، باید سالها درس بخوانم و دوره ببینم تا به آن توانایی برسم، اما ظهور اینگونه نیست که خداوند برای انجامش به زمان طولانی نیاز داشته باشد. ظهور بغتةً (ناگهانی) رخ میدهد. در روایات به ما گفتهاند حتی پیش از خواب بگو شاید همین امشب تشریف بیاورند و اگر بیدار شدی بگو تا صبح تشریف میآورند. این امید درست است، اما تعیین زمان و ادعای اینکه شواهد نشان میدهد ظهور حتماً در زمان ماست، نادرست است.
نقد تحلیلهای سطحی از پیروزی و مسئله آتشبس
برخی ادعاها ظاهر سیاسی دارند اما درواقع پارازیتهای اعتقادی بزرگی هستند. اینکه میگویند «ما حتماً پیروزیم» (به این معنا که حتماً در میدان جنگ فیزیکی پیروز میشویم) همیشه از دین استخراج نمیشود. ممکن است ما شهید شویم و پس از آن جبهه حق پیروز شود؛ کما اینکه در کربلا حضرت سیدالشهدا(ع) در میدان به ظاهر شکست خورد، اما جبهه حق پیروز ابدی شد. لذا این حرف که «چون ما پیروزیم پس نباید آتشبس کنیم» سخن ناصوابی است.
ولایتمداری در تصمیمات راهبردی جنگ و صلح
آتشبس اگر به معنای عقبنشینی مطلق از جنگ با کفار باشد، حرام است؛ اما اگر به معنای عقب نشستن بهمنظور آماده شدن برای ضربه سنگینتر باشد، حکم عقل و دین بوده و تشخیص آن با ولیامر مسلمین است. ما حق نداریم دست ولیامر را ببندیم و بگوییم آتشبس خیانت است؛ اگر ایشان صلاح را در آن دید، ما نباید گمان کنیم خیانتی صورت گرفته است. این مسائل در اختیار ما نیست؛ همانطور که قضاوت کار قاضی و افتا کار فقیه است، جنگ و صلح نیز در اختیار ولیامر است و ما در آن مطیع هستیم.
پرهیز از اظهارنظرهای غیرکارشناسی در امور دفاعی
برخی ادعاها درباره علت جنگها یا تحلیلهای نادرست، توهین به جایگاه ولایت و شهداست. اینها اشتباههای فاحشی است که گاه در قالب دلسوزی بیان میشود. باید با قاطعیت در برابر کسی که در این ایام سخنان بیمبنا میگوید ایستاد. چرا وقتی علم نداریم اظهارنظر میکنیم؟ مانند کسی که از محتوای امآرآی بیمار خبر ندارد اما درباره ضرورت عمل جراحی نظر میدهد. این رفتارهای تند و افراطی خطرناک بوده و یا از روی نادانی است یا غرضورزی.
مفهوم پیروزی در مکتب اهلبیت(ع)
شکست و پیروزی در مکتب اهلبیت(ع) معنای خاصی دارد. ما کربلا را پیروزی میدانیم، زیرا پرچم خدا زمین نیفتاد. خداوند میفرماید: کَتَبَ اللَّهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَرُسُلِی (سوره مجادله، آیه ۲۱) و همچنین: وَإِنَّ جُنْدَنَا لَهُمُ الْغَالِبُونَ (سوره صافات، آیه ۱۷۳). اما این پیروزی به چه معناست؟ گاهی ما پیروزی ظاهری را نمیبینیم. جناب ابوطالب(ع) پیروزی نهایی پیامبر(ص) را به چشم ندید، اما ایشان پیروز بود چون جبهه حق را یاری کرد. جناب جعفر طیار(ع) در جنگ موته شهید شد؛ آیا او بازنده است؟ خیر، او پیروز است. در نهایت، پیروزی حقیقی در مکتب اهلبیت(ع) نه در غلبه ظاهری در میدان، بلکه در ثبات قدم در مسیر حق و تسلیم محض در برابر تدبیر ولیامر نهفته است؛ چرا که در این نگاه، تکلیفمداری عین ظفر است، چه به فتح ختم شود و چه به شهادت.






نظر شما