بهگزارش قدس انلاین، ماههای پایانی سال گذشته و به طور ویژه از ۹ اسفند به بعد روزهای پرهیجان بازار و خریدهای اغلب غیرضروری مبتنی بر نگرانی و حس ناامنی از سوی خانوارهای ایرانی بود. این روزها هرچند هنوز سایه جنگ کاملاً از بین نرفته، اما به نظر میرسد قفسههای فروشگاهها رفتاری آرامتر، محتاط تر و دقیقتر از سوی مصرفکنندگان را شاهدند.
بر اساس اصل واقعبینی، این روزهای آتشبس و برقراری سکوت نسبی در کشور لزوماً به معنای پایان تنش نیست، اما مشاهدهها نشان میدهد شهروندان به طور محسوس از خریدهای هیجانی و غیرضروری دور شدهاند و برای خالی کردن قفسهها شتابزده نیستند؛ بلکه با تأمل و مقایسه خرید میکنند و چه بسا با دست خالی از فروشگاهها خارج میشوند.این روزها نگاه تحلیلی به رفتار شهروندان در فروشگاههای محلی و بزرگ نشان میدهد سبدهای خرید شاید سبکتر نشده باشند، اما نشانههای روشنی از حذف اقلام غیرضروری، انتخاب جایگزینهای حساب شده و به نوعی فاصله گرفتن از خریدهای بیبرنامه کاملاً مشهود است به طوری که آنچه بیش از ترس و نگرانی ناشی از کمبود کالا یا نوسان قیمت به چشم آید تغییر رفتار برای مواجهه احتمالی با روزهای پرابهام پیش رو است.
خریدهایی که از جنس «اولویت» است
به گفته یک فروشنده در سوپرمارکتی محلی، مردم دیگر زیاد پیگیر کالاهای جدید نیستند؛ بلکه بیشتر میخواهند بدانند در این شرایط سخت تورمی و تنش کدام کالاها بصرفهتر و ماندگارتر است. تحلیل او نشان میدهد با همین تغییر کوچک در رفتار مصرفکنندگان، این روزها بازار زیر سایه تردید و رفتارهای محتاطانه خانوارها روزگار میگذراند.مشاهدههای عینی هم نشان از تغییری آرام اما معنادار در رفتار مراجعهکنندگان به سوپرمارکتهای محلی و فروشگاههای زنجیرهای دارد و مانند ماهها و روزهای پایانی سال گذشته از جنس هجوم و کمبود نیست؛ بلکه از جنس «اولویتبندی» است.
مردم این روزها بیشتر از گذشته با لیست وارد فروشگاه میشوند، توقفهایشان جلو قفسهها طولانیتر و مقایسهها دقیقتر شده است. به گفته یکی از کارمندان این فروشگاهها در مرکز شهر تهران، پیشتر مشتریها برای روز مبادا و کمبود از هر کالا دستکم دو عدد برمیداشتند، اما حالا بیشتر در پی خرید کالاهای بصرفهتر و پرحجمتر هستند.
بازتعریف نیاز خانوارها در سایه احتیاط
واقعیت این است که چنین تغییری در رفتار مصرفکنندگان فقط به قیمتها برنمیگردد؛ بلکه نشاندهنده نوعی از بازتعریف «نیاز» آنهاست به طوری که اقلام غیرضروری آرامآرام از سبدها حذف شده یا جای خود را به گزینههای اقتصادیتر، اساسیتر و عمدتاً خوراکی دادهاند. از منظر اقتصادی این تغییر رفتار نوعی افزایش کششپذیری تقاضاست. بدان معنی که مصرفکننده نسبت به قیمت و کارایی حساستر شده است و در شرایط مبهم و مهآلود امروز، خانوارها بهجای افزایش مصرف به سمت بهینهسازی مصرف حرکت کردهاند.
رقابت انتظارات تورمی با بلوغ رفتاری مصرفکنندگان
با وجود محتاط تر شدن شهروندان در خرید، واقعیت غیرقابل انکار دیگر در روزهای اخیر این است که حتی یک خبر یا یک شایعه و زمزمه میتواند مسیر تقاضا را در بازار تغییر دهد. این تغییر مسیر البته الزاما به معنای هجوم مردم به فروشگاهها نیست؛ بلکه پررنگتر شدن اصل «اولویتبندی» در تقاضا را رقم میزند و بازار در چنین شرایطی به جای موجهای تند، بیشتر با نوسانهای نرم حرکت میکند.کارشناسان چنین وضعیتی را در چارچوب «انتظارات تورمی» تحلیل میکنند. ب
ر این اساس وقتی اقتصاد کم ثبات و تنشزده است، حتی اطلاعات غیررسمی هم میتواند بهسرعت به رفتار اقتصادی مردم تبدیل شود. اما از زاویه دید بسیاری دیگر از صاحبنظران تفاوت امروز با گذشته در این است که مصرفکننده ایرانی، تجربه بیشتری از نوسانها دارد و همین تجربه نقش یک سازوکار تعدیلکننده را بازی میکند و علاوه بر این مبتنی بر محدودیت توان مالی، تقاضا را به بازار میبرد و این یعنی بازار به مرحلهای رسیده که شایعه را فوراً به بحران تبدیل نمیکند؛ بلکه ابتدا آن را میسنجد که این موضوع میتواند نشانهای از بلوغ نسبی رفتار مصرفکننده باشد.
وقتی سبدها متفاوت و تابآوری اقتصادی نابرابر است
واقعیت این است که در روزهای جاری، الگوی عمومی در رفتار شهروندان به سمت خریدهای دقیقتر و ضروریتر پیش رفته است و این تغییر برای همه یکسان نیست و در محلههای مختلف شهر، این تفاوتها بهوضوح دیده میشود.
در برخی مناطق (بالای شهر و در میان اقشار مرفه)، خانوادهها هنوز امکان جایگزینی کالاها را دارند و میتوانند برندها را عوض یا مصرف را مدیریت کنند، اما در مناطق کمبرخوردارتر، «جایگزینی» معنای محدودی دارد و حذف هر کالا، مستقیم به سطح رفاه ضربه میزند.به گفته کارشناسان اقتصادی اینکه گروههای کمبرخوردار سعی میکنند حداقلهای معیشت را حفظ کنند، گویای وجه کمتر دیده شده بازار است. برای این گروهها احتیاط نه انتخاب که یک اجبار است.
بر این اساس بازار به دو لایه تقسیم میشود؛ لایهای که میتواند تنظیم کند و لایهای که فقط میتواند تحمل کند و این وضعیت مصداق روشن نابرابری در تابآوری اقتصادی است.تحلیلگران معتقدند در چنین شرایطی دهکهای بالاتر معمولاً با تغییر ترکیب مصرف، خود را با شرایط جدید تطبیق میدهند، اما دهکهای پایینتر عملاً به مرز مصرف ضروری نزدیکتر هستند و امکان مانور ندارند. با چنین نگاهی حتی کوچکترین شوک قیمتی نه فقط به تغییر در الگو؛ بلکه به کاهش مصرف واقعی منجر میشود.
بازاری که فقط با «ترس» تعریف نمیشود
برای برخی ناظران شاید وسوسهانگیز باشد که رفتار این روزهای بازار و شهروندان را تنها با یک برچسب آن هم «ترس» تحلیل و تفسیر کنند، اما آنچه در میدان دیده میشود، تصویر پیچیدهتری است. بدان معنی که ترس حتی اگر حضور داشته باشد اما تعیینکننده مطلق وضعیت بازار نیست؛ بلکه بیشتر نوعی بازنگری در مصرف، برقراری گفتوگوی بیشتر در خانوادهها و حتی شکلهای تازهای از همکاری برای تأمین مایحتاج دیده میشود.
برخی تحلیلگران اقتصادی حتی بر این باورند که شاید احساس ناامنی و نبود اطمینان نسبت به آینده اقتصاد و بازار همیشه هم مخرب نباشد؛ بلکه گاهی میتواند به اصلاح رفتار مصرفکنندگان در دل روزهای بحرانی منجر شود.
این گزاره اگرچه خوشبینانه به نظر میرسد، اما در جزئیات روزمره از قبیل لیستهای دقیقتر خرید، دوری از شتابزدگی و استفاده بهینه از منابع بودجهای خانوارها قابل ردیابی و تأیید است به طوری که بازار عملاً به میدان تمرین مدیریت معاش و پیدا کردن نقاط تازهای برای تعادل میان درآمدها و هزینههای خانوار در شرایط تورمی و جنگی تبدیل شده است. از نگاه کارشناسان و در ادبیات اقتصادی این وضعیت را میتوان نوعی سازگاری رفتاری در شرایط شوک دانست. شوکهای بیرونی -از جنگ تا بیثباتی- معمولاً در کوتاهمدت موجب اختلال میشوند، اما در میانمدت میتوانند به بازتنظیم رفتارها منجر شوند و این بازتنظیم اگر با سیاستگذاری مناسب همراه شود، حتی میتواند به بهبود کارایی مصرف و کاهش اتلاف منابع کمک کند.
راهی که پایانش به اقتصاد کلان و سیاست میرسد
با این حال صاحبنظران تأکید دارند نکته کلیدی در پایداری این وضعیت است و اگر وضعیت ناامنی و نبود اطمینان طولانی شود، همین سازگاری میتواند به فرسایش تبدیل شود و آنچه امروز بهعنوان احتیاط در خرید و مدیریت تقاضا از سمت خانوارها دیده میشود، در صورت تداوم شرایط، ممکن است به محدودیت و کاهش شدیدتر توان خرید مردم بدل شود.در مجموع آنچه از کنار هم قرار گرفتن این رفتارهای خرد در بازار امروز دیده میشود، تصویری از تنظیم دوباره اما آرام اقتصاد است.
بازار در این مقطع بیش از آنکه تحت تأثیر یک عامل واحد باشد، نتیجه برهمکنش همزمان چند لایه ازجمله نااطمینانی سیاسی، فشارهای مزمن اقتصادی، تجربههای انباشته خانوارها و دسترسی نابرابر به منابع است.عواملی همچون وضعیت کلی تنش یا ثبات سیاسی (ادامه یا تثبیت آتشبس یا برگشت دوباره تنش)، سیاستهای اقتصادی دولت (کنترل قیمتها، حمایتهای معیشتی و سیاستهای ارزی)، وضعیت تورم و نقدینگی کشور، کیفیت دسترسی به واردات، زنجیره تأمین و تجارت خارجی، تصمیمهای کلان مالی و بودجهای و حتی انتظارات عمومی از آینده اقتصاد هرچند بهطور مستقیم در کنترل مردم و مصرفکنندگان نیستند، اما دقیقاً روی رفتارهای آنان (مانند نوع خرید، میزان مصرف یا احتیاط خانوارها) اثر میگذارند و این بدان معنی است که رفتار فعلی شهروندان به مثابه تعادلی موقت است. اما اینکه این تعادل پایدار بماند یا به سمت سختتر شدن شرایط پیش برود، به تصمیمها و روندهای بزرگتری بستگی دارد که بیرون از سطح فروشگاهها و سبد خرید مردم اتفاق میافتد.





نظر شما