ریم الوریمی، شاعر تونسی، پس از انتشار شعری با عنوان «خذونی أُنشد فی شوارع طهران» در واکنش به تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایران و شهادت رهبر انقلاب، در شبکههای اجتماعی و رسانههای ایرانی مورد توجه قرار گرفت. در این شعر، او از آرزوی حضور در خیابانهای تهران و همراهی با مردم ایران سخن میگوید و مینویسد:
«مرا با خود ببرید
تا در خیابانهای تهران بخوانم
تا با ملت ایران سخن بگویم
و در میدان آزادی تکبیر بگویم…»
الوریمی اکنون در سفری به ایران آمده و در میان مردم تهران شعر میخواند. آنچه در ادامه میآید، مشروح گفتوگوی او با ایسنا است.
حضور در کنار مردمی که الهامبخش بودند
این شاعر تونسی درباره حضورش در ایران میگوید: زمانی که در تونس بودم، به دلیل فاصله جغرافیایی دلتنگ بودم که نمیتوانم در کنار مردم ایران باشم. اکنون که در میان آنها هستم، احساس افتخار و نزدیکی میکنم؛ گویی با آنها همدل شدهام و در کنارشان علیه استکبار و رژیم صهیونیستی فریاد میزنم.
او ادامه میدهد: ابتدا تصور میکردم برای حمایت از مردم ایران به اینجا میآیم، اما وقتی رسیدم، احساس کردم این ملت ایران هستند که از ما حمایت میکنند. مقاومت و حضورشان خود نوعی پشتیبانی بزرگ برای دیگر ملتهاست.
ارتباطی که از دل شعر شکل گرفت
الوریمی درباره تجربه شعرخوانی در میان جمعیت میگوید: وقتی شعر میخواندم، نگاه مردم را میدیدم که با لبخند گوش میدادند. احساس میکردم از طریق روح با یکدیگر ارتباط برقرار کردهایم؛ زیرا شعر از دل میآید و طبیعی است که با دلهای دیگر پیوند برقرار کند. آن لحظه ترکیبی از شادی و اشک را تجربه میکردم.
برداشت او از شعر مقاومت
این شاعر تونسی معتقد است شعر مقاومت ریشه در پیوند انسان با خدا و مسیر حق دارد. او توضیح میدهد: پیش از این بیشتر درباره عشق الهی مینوشتم و آن را نوعی مقاومت در برابر شیطان میدانستم. از نگاه من، مقاومت درونی در برابر نفس و شیطان مقدمهای برای ایستادگی در برابر ظلم و استکبار است.
الوریمی میگوید با شاعران ایرانی این حوزه آشنایی مستقیم نداشته، اما با آثار ابوالقاسم شابی، شاعر مشهور تونسی، انس زیادی دارد و اشعار او را بسیار میخواند.
رؤیایی که به شعر تبدیل شد
او درباره شکلگیری اولین شعر مقاومتش میگوید: پس از شهادت سیدحسن نصرالله احساس کردم محور مقاومت دچار خلأ بزرگی شده است. مدتی بعد، زمانی که خبر شهادت رهبر انقلاب منتشر شد، آن شب رؤیایی دیدم که الهامبخش سرودن شعرم شد.
به گفته او، در آن خواب خود را در قصری شیشهای دید که در آن سیدحسن نصرالله و رهبر انقلاب حضور داشتند و صحنهای نمادین از ادامه مسیر مقاومت را مشاهده کرد. این خواب باعث شد نگاهش به آینده مقاومت تغییر کند و وقتی بیدار شد، متنی که میخواست به شکل بیانیه بنویسد، به شعری بلند تبدیل شد.
شعر؛ حافظه مشترک ملتها
الوریمی معتقد است شعر میتواند بخشی از حافظه جمعی ملتها را شکل دهد. او میگوید: شعر تصویر روشنی از آرمانهای یک ملت میسازد و میتواند خاطره جمعی را زنده نگه دارد. همانطور که شعرهای محمود درویش برای مردم فلسطین چنین نقشی داشتهاند.
به باور او، شعر مقاومت علاوه بر انتقال احساس درد و رنج ملتها، میتواند آگاهی و بیداری ایجاد کند و یادآور شود که آرمانها هنوز زندهاند.
سفری که مسیر زندگیاش را تغییر داد
این شاعر تونسی پیش از این نیز برای زیارت امام رضا(ع) به ایران سفر کرده بود؛ سفری که به گفته خودش زندگیاش را دگرگون کرد. او توضیح میدهد سالها درباره مذاهب اسلامی تحقیق کرده و پس از مطالعه و بررسیهای فراوان، برای شناخت نزدیکتر به مشهد سفر کرده است.
الوریمی میگوید این مسیر برایش هزینههای زیادی داشته و حتی برخی از جنبههای زندگی شخصیاش را از دست داده، اما اگر دوباره به گذشته بازگردد، همین مسیر را انتخاب خواهد کرد؛ زیرا آن را راهی برای رسیدن به حقیقت و شناخت عمیقتر از باورهایش میداند.




نظر شما