تحولات منطقه

۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۳:۵۴
کد مطلب: ۱۱۴۴۸۷۶

در تحلیل پدیده‌ها و تجمعات اجتماعی، یکی از بزرگ‌ترین خطاهای شناختی، ناامیدی از کمیت ظاهری و تسلیم شدن در برابر اعداد بزرگ است. برای فهم درست دینامیک تحولات اجتماعی، باید از مفهومی در علم اقتصاد با عنوان «تقاضای مؤثر» وام گرفت.

نباید مرعوبِ بازی با درصدها شد
زمان مطالعه: ۲ دقیقه

در تحلیل پدیده‌ها و تجمعات اجتماعی، یکی از بزرگ‌ترین خطاهای شناختی، ناامیدی از کمیت ظاهری و تسلیم شدن در برابر اعداد بزرگ است. برای فهم درست دینامیک تحولات اجتماعی، باید از مفهومی در علم اقتصاد با عنوان «تقاضای مؤثر» وام گرفت. در اقتصاد، برای اینکه یک بازار راکد (مانند بازار مسکن) رونق بگیرد و به حرکت درآید، هرگز نیازی نیست که ۱۰۰درصد مردم جامعه خریدار خانه شوند. تنها شکل‌گیری درصدی از تقاضای واقعی و مؤثر کافی است تا کل چرخه اقتصاد مسکن از رکود خارج شود. این قاعده دقیقاً در مورد تحولات سیاسی و اجتماعی نیز صدق می‌کند؛ کمیت محدود حاضران در میدان، هرگز به معنای بی‌اهمیت بودن کنش آن‌ها نیست.
مطالعات عمیق و بررسی داده‌های بیش از ۱۰۰ جنبش اجتماعی، انقلاب و شورش در سراسر جهان نشان می‌دهد تقریباً تمامی حرکت‌های موفق تاریخی، تنها با کنشگری مستقیم و مستمر حدود ۳درصد از جمعیت آن جوامع به پیروزی رسیده‌اند. این واقعیت علمی، در تاریخ معاصر ایران نیز به‌روشنی قابل ردیابی است. انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷ که در ادبیات سیاسی جهان به‌عنوان مردمی‌ترین انقلاب قرن شناخته می‌شود، در هسته مرکزی خود بر دوش یک اقلیت پیشران استوار بود. روایت‌های مستند میدانی از بهار سال ۵۷ نشان می‌دهد در مراسم‌هایی مانند چهلم شهدای تبریز در شهر مشهد، تعداد هسته فعال انقلابی آن‌قدر کم بود که حتی برای تجمع در وسط میدان شهر دچار دلهره می‌شدند.
بررسی خاطرات و محاسبات دقیق کنشگرانی که از سنین نوجوانی (۱۳ تا ۲۱ سالگی) تمام زندگی خود را وقف مبارزه کرده و روزهای متمادی در شهرهایی چون رودبار به تبلیغ و منبر مشغول بودند، نشان می‌دهد هسته سخت و کاملاً پای‌کار انقلاب در سراسر کشور، جمعیتی کمتر از ۲۰۰هزار نفر بوده است. این الگو در دوران هشت‌ساله دفاع مقدس نیز تکرار شد. یعنی با وجود تمام نفوذ کلام رهبر معظم انقلاب و ادبیات قدرتمند بسیج‌کننده، هسته مرکزی نیروهای داوطلب خط‌شکن که بار اصلی جنگ را بر دوش می‌کشیدند، نسبت به کل جمعیت کشور عدد محدودی بود و حتی با احتساب نیروهای موظف نظامی، در بالاترین حالت به حدود ۲۰درصد جمعیت آن زمان می‌رسید.
بنابراین، نباید مرعوب بازی با درصدها شد. تبدیل شدن تنها ۳درصد از جمعیت مخالف به نیروی منتقد یا موافق، یک پیروزی استراتژیک برای سیستم محسوب می‌شود. در معادلات اجتماعی، این کیفیت حضور، عمق اعتقاد و استمرار اراده یک «اقلیت پیشران» است که نقش تقاضای مؤثر را ایفا می‌کند. همین درصدهای به‌ظاهر کوچک اما دارای اراده، قابلیت آن را دارند که ساختارها را در هم بشکنند، یک شورش سراسری ایجاد کنند یا در نقطه مقابل، ماشین سازندگی و مقاومت یک ملت را با قدرت به حرکت درآورند.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha