تحولات منطقه

بهانه گفت‌وگویم با میهمان این هفته‌ام، دنیای پرندگان شکاری است، پرنده‌هایی که حضورشان برای سلامت طبیعت حیاتی است اما به‌واسطه قاچاق، تخریب زیستگاه و ناآگاهی انسان‌ها، سال‌هاست در معرض تهدید قرار گرفته‌اند.

روایت زندگی پریدخت ابراهیمی، نخستین زن فعال در حوزه تیمار و بازپروری پرندگان شکاری در ایران/ برگرداندن شکاری‌ها به آسمان
زمان مطالعه: ۱۱ دقیقه

بهانه گفت‌وگویم با میهمان این هفته‌ام، دنیای پرندگان شکاری است، پرنده‌هایی که حضورشان برای سلامت طبیعت حیاتی است اما به‌واسطه قاچاق، تخریب زیستگاه و ناآگاهی انسان‌ها، سال‌هاست در معرض تهدید قرار گرفته‌اند. گفت‌وگو با پریدخت ابراهیمی، یک دهه هفتادی که بخش بزرگی از زندگی‌اش را وقف نجات و بازپروری همین پرندگان کرده، دوباره مرا به این نقطه رساند که بعضی‌ها برکت این سرزمین‌اند. میهمان من زنی است که برخلاف مسیر معمول، راهی را انتخاب کرده که کمتر کسی ــ به‌ویژه در میان زنان ــ قدم در آن گذاشته؛ راهی سخت، پرهزینه و گاه خطرناک. او با پشتکاری کم‌نظیر، آموخته‌هایش از کودکی در دل طبیعت را به دانشی تبدیل کرد که امروز نتیجه‌اش بازگشت بیش از ۱۰۰ پرنده شکاری به آسمان، برگزاری کارگاه‌های آموزشی و تلاش برای آگاهی‌بخشی درباره ارزش این گونه‌هاست. گفت‌وگو با ابراهیمی فرصتی شد برای شنیدن قصه‌های پرواز، رهایی و مسئولیتی که شاید کمتر درباره‌اش گفته شده باشد.

از کودکی و دیروز

من متولد۱۳۷۲ در گلپایگان، یکی از شهرستان‌های استان اصفهان هستم. البته زندگی من از ابتدا در یک محل ثابت نبود. به دلیل شغل پدرم که در زمینه تأسیسات ساختمان و گازرسانی فعالیت می‌کرد، زندگی‌ام در ابتدا به جابه‌جایی در شهرهای مختلف کشور گره خورده بود. سبزوار، مشهد، اصفهان و... به‌خاطر شغل پدرم در خیلی از استان‌ها زندگی کردیم. با این حال، زمانی که به سن ۱۷سالگی رسیدم، خانواده‌ام تصمیم گرفتند دوباره به گلپایگان برگردند و پس از مدتی خودم به اصفهان آمدم.
در کودکی کمی شیطان بودم و در ابتدای دوران تحصیل، به‌ویژه در دوره ابتدایی و راهنمایی، خیلی علاقه‌ای به درس خواندن نداشتم. بیشتر به شیطنت‌های نوجوانانه و فعالیت‌های معمول پسربچه‌ها می‌پرداختم و در آن زمان برای من درس خواندن موضوعی نبود که جذابیت زیادی داشته باشد. اما از زمانی که وارد دبیرستان شدم و رشته‌ای را که به آن علاقه‌مند بودم انتخاب کردم، تغییرات بزرگی در نگرش من به تحصیل و یادگیری به وجود آمد. آن زمان بود که به حوزه‌های فناوری، کامپیوتر و انیمیشن‌سازی علاقه پیدا کردم و تصمیم گرفتم در رشته‌ای تحصیل کنم که به این موضوعات مربوط باشد.
این تغییر، نه‌تنها در انتخاب رشته تأثیرگذار بود، بلکه سبب شد علاقه‌ام به تحصیل بیشتر شود.
وقتی رشته‌ای که علاقه داشتم را انتخاب کردم، تغییرات عمده‌ای در رویکرد من به درس و تحصیل به‌وجود آمد. درواقع، انتخاب رشته به من کمک کرد بدانم چه چیزی برای من جذاب است و در چه زمینه‌هایی می‌توانم از خودم بیشتر بهره بگیرم. در ادامه، پس از دبیرستان، وارد دانشگاه شدم و در ابتدا در رشته کامپیوتر تحصیل کردم، اما به‌سرعت متوجه شدم علاقه من بیشتر به سمت مدیریت و کسب‌وکار است. به همین دلیل تصمیم گرفتم رشته تحصیلی‌ام را تغییر دهم و به مدیریت بپردازم.
زمانی دوست داشتم دامپزشکی بخوانم اما چون شهر خودمان این رشته را نداشت پس از مدتی با مشورت‌هایی از اطرافیان و کسانی که در زمینه کارآفرینی و مدیریت تجربه داشتند، تصمیم به تغییر رشته گرفتم. این مشورت‌ها سبب شد به سمت رشته مدیریت بروم و علاقه‌ام به کسب‌وکار و دنیای مدیریت را در دانشگاه دنبال کنم. این انتخاب نه‌تنها برای من راه‌گشایی در دنیای کسب‌وکار بود، بلکه سبب شد چشم‌انداز جدیدی از کار و زندگی برای خودم پیدا کنم.

ورود به دنیای پرندگان شکاری

سال گذشته مقطع ارشد مدیریت کارآفرینی را تمام کردم، اما پیش از دانشگاه، در مشاغل مختلف تجربه کسب کرده بودم؛ از طراحی، عکاسی و فتوشاپ گرفته تا کار در گلخانه و مرغداری. شاید برایتان عجیب باشد اما من دو سالی در کار پرورش مرغ و بلدرچین بودم و تخم نطفه‌دار بلدرچین تولید می‌کردم و به یزد و اصفهان می‌فروختم. همه این‌ها سبب شدند با دنیای کسب‌وکار بیشتر آشنا شوم. اما یکی از مهم‌ترین تجربیات من در این مسیر، ورود به دنیای پرندگان شکاری بود. این را هم بگویم ما خانوادگی به حیوانات علاقه زیادی داریم و من همیشه مجموعه‌ای از حیوانات داشته‌ام. این اتفاق زمانی برای من رخ داد که در نوجوانی به‌طور تصادفی در بازار خلیج تهران با یک جوجه دلیجه آشنا شدم. آشنایی من با دلیجه درواقع نقطه عطفی در زندگی‌ام بود. جوجه دلیجه را بزرگ کردم و از آن زمان، علاقه‌ام به پرندگان شکاری و محیط زیست بیشتر و بیشتر شد.
البته در ابتدا هیچ‌گونه تجربه‌ای در این زمینه نداشتم، اما به‌سرعت شروع به مطالعه و یادگیری کردم. با دامپزشکی و محیط زیست آشنا شدم و از آن‌ها خواستم اگر پرنده مریض و آسیب‌دیده‌ای به دستشان رسید من برایش غذا فراهم و از آن نگهداری کنم. همین اتفاق هم افتاد و من در مسیر یاد گرفتن بیشتر افتادم.
در آن زمان فکر می‌کردم همه پرندگان شکاری مانند شاهین‌ها به یک شکل هستند. حتی برای نگهداری پرنده‌ها دستکش مخصوص نداشتم و از دستکش آشپزخانه استفاده می‌کردم. اما به‌مرور و با مطالعه بیشتر متوجه شدم پرندگان شکاری بسیار متنوع هستند و هر یک ویژگی‌ها و نیازهای خاص خود را دارند. به‌ویژه اینکه هر گونه از پرندگان شکاری، مانند شاهین، دلیجه، عقاب و سایر انواع، نیاز به مراقبت‌ها و شیوه‌های نگهداری متفاوتی دارند.
در این دوران، مطالعه درباره‌ بیماری‌ها، نحوه تغذیه و شرایط زندگی این پرندگان برای من بسیار مهم شد.
یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های نگهداری از این پرندگان، تأمین غذای مناسب برای آن‌ها بود. برای مثال، شاهین‌ها به شکارهای زنده نیاز دارند؛ موش‌ها و خرگوش‌ها جزء اصلی غذای آن‌ها محسوب می‌شوند. برای عقاب‌ها نیز شکار زنده و حیوانات بزرگ‌تر مانند خرگوش‌های وحشی یا حیوانات کوچک‌تر نیاز بود. این موضوع برای من چالش بزرگی بود، چرا که تأمین چنین مواد غذایی برای پرندگان شکاری هزینه‌بر و زمانبر بود.
من با شرکت پژوهشگران شاهین زاگرس درزمینه پروژه‌های شناسایی، تحقیقاتی، آماری و پژوهشی پرندگان شکاری در ایران همکاری می‌کنم. هدف ما انجام کار روی پرندگان در حال انقراض مانند شاهین و بالابان ،همچنین گونه‌هایی مانند عقاب طلایی و انواع کرکس‌ها از لحاظ پراکندگی، جمعیت، عوامل کاهش جمعیت و پروژه‌های احیای جمعیت است.
از دیگر تحقیقات ما بررسی تأثیر مستقیم قاچاق گونه‌های در خطر انقراض مانند شاهین، بالابان و شاهین بحری به کشورهای عربی است. در این زمینه دوسال در پروژه بررسی پرندگان شکاری در شیرکوه یزد و سه سال در پروژه بررسی پرندگان شکاری ذخیره‌گاه زیست کره در چهارمحال و بختیاری با شرکت پژوهشگران شاهین زاگرس همکاری داشتم.

همکاری با محیط‌بان‌ها و دامپزشکان

در طول این سال‌ها، همه گونه‌های خاص را بازپروری کردم. همکاری نزدیک با محیط‌بان‌ها و دامپزشکان یکی از مؤثرترین بخش‌های کار من بود و در این مسیر دوستان خارجی علاقه‌مند به این حوزه هم پیدا کردم. حتی یک مجله آلمانی با من تماس گرفت تا عکس و اطلاعاتی از خودم برای چاپ در مجله در اختیار آن‌ها بگذارم. دامپزشکان در ابتدا به دلیل عدم تجربه‌ام در این زمینه، به من راهنمایی‌ و کمک می‌کردند تشخیص‌های درست‌تری انجام دهم. یکی از مهم‌ترین چالش‌ها در این زمینه، درمان بیماری‌ها و صدماتی بود که در نتیجه تماس با انسان‌ها یا آسیب‌های محیطی به این پرندگان وارد می‌شد.
در این مدت، با همکاری محیط‌بان‌ها و دامپزشکان توانستیم مجموعه‌ای از فعالیت‌های آموزشی و تحقیقاتی را برای بهبود وضعیت پرندگان شکاری آسیب‌دیده انجام دهیم. در این راستا، به‌طور منظم در جلسات آموزشی برای محیط‌بان‌ها شرکت می‌کردم و آن‌ها را در مورد نحوه بازپروری و مراقبت از پرندگان شکاری آموزش می‌دادم. این آموزش‌ها برای بهبود شرایط زندگی پرندگان شکاری در سطح وسیع‌تر از اهمیت بالایی برخوردار بود.
یکی از آرزوهایی که مدت‌ها داشتم، ایجاد یک مرکز تخصصی برای آموزش و بازپروری پرندگان شکاری بود. هدف من از این کار، آموزش و بازپروری پرندگان آسیب‌دیده، همچنین تربیت محیط‌بان‌ها و دامپزشکان در این زمینه بود. پس از چندین سال تلاش و همکاری با سایر گروه‌ها، توانستم این مرکز را در گلپایگان و جاهای دیگر راه‌اندازی کنم. این مرکز در ابتدا به بازپروری پرندگان شکاری آسیب‌دیده پرداخته و سپس به‌عنوان یک پایگاه آموزشی برای علاقه‌مندان به این حوزه فعالیت می‌کرد.در این مرکز، برنامه‌های آموزشی مختلفی برای محیط‌بان‌ها، دامپزشکان و علاقه‌مندان به کار با پرندگان شکاری برگزار می‌شد. این دوره‌ها شامل آموزش‌هایی در زمینه تشخیص بیماری‌ها، درمان و مراقبت از پرندگان شکاری، نحوه آزادسازی آن‌ها در طبیعت و همچنین آموزش‌های مرتبط با بازپروری بود. یکی از مهم‌ترین اهداف این مرکز، کمک به بهبود وضعیت محیط زیست و حمایت از پرندگان شکاری در خطر انقراض بود. در این سال‌ها سعی کردم از بازپروری به سمت آموزش بروم تا افراد بیشتری در این بخش داشته باشیم.

کمک به عقاب طلایی

نخستین پرنده‌ای که به دست من رسید با تماس دامپزشکی گلپایگان بود؛ یک عقاب طلایی که به‌شدت آسیب دیده بود. این پرنده به دلیل آسیب شدید در بال‌ها و چشم‌ها، توان پرواز نداشت. نگهداری از چنین پرنده‌ای چالش بزرگی بود، چرا که باید از آن مراقبت می‌کردم و در عین حال، درمان‌های تخصصی را برای بهبودی‌اش انجام می‌دادم. برای همین با سازمان محیط‌زیست تماس گرفتم تا از آن‌ها کمک بگیرم و از این طریق با دکتر کیامرزی آشنا شدم.
می‌توانم بگویم یکی از مهم‌ترین لحظات در مسیر حرفه‌ای من، آشنایی با دکتر غلامرضا کیامرزی بود. دکتر کیامرزی که به عنوان پدر شاهین ایران هم شناخته می‌شود، یکی از بزرگ‌ترین کارشناسان پرندگان شکاری در کشور است. آشنایی با او نقطه عطفی در کار من بود، چرا که آموزش‌های دکتر نه‌تنها در زمینه درمان و نگهداری پرندگان شکاری، بلکه درخصوص بازپروری و توانمندسازی آن‌ها برای بازگشت به طبیعت به من کمک زیادی کرد.
دکتر کیامرزی نه‌تنها در علم و تجربه، بلکه در رویکرد و دلسوزی برای پرندگان شکاری بی‌نظیر است.
او به من یاد داد فقط از نظر فنی نمی‌توان به این کار پرداخت، بلکه باید از نظر روحی و با تمام وجود برای این پرندگان تلاش کرد. دکتر کیامرزی همیشه به من می‌گفت: «اگر می‌خواهی موفق شوی، باید به این پرندگان با تمام وجود محبت کنی و آن‌ها را به‌عنوان یک بخش از طبیعت و یک موجود زنده ببینی؛ باید کتاب بخوانی و گونه‌ها را بشناسی». خلاصه در آن مقطع ۲۵ گونه را با کمک و راهنمایی او نگهداری و بازپروری کردم.این آموزه‌ها سبب شد در تمام این سال‌ها علاوه بر بازپروری و مراقبت از پرندگان شکاری، به جنبه‌های آموزشی و فرهنگی این کار هم توجه بیشتری داشته باشم. دکتر کیامرزی درواقع به من آموخت پرندگان شکاری نه تنها موجودات زیبا و خارق‌العاده‌ای هستند، بلکه نقش بسیار مهمی در اکوسیستم‌ها و حفظ تعادل طبیعی ایفا می‌کنند.
با گذشت زمان و پس از اینکه توانستم پرندگان آسیب‌دیده‌ای مانند عقاب طلایی را با کمک دکتر کیامرزی به‌طور موقت بهبود ببخشم، شروع به تحقیقات بیشتری در این زمینه کردم. آشنایی با دکتر کیامرزی و محبت‌های پدرانه او و دوستان دیگری در حوزه کمک به محیط زیست سبب مهاجرتم به اصفهان شد و اینکه پرندگان شکاری همه‌ زندگی من شدند.

در اهمیت شکاری‌ها

مردم ما باید بدانند پرندگان شکاری از مهم‌ترین اجزای اکوسیستم‌های طبیعی به شمار می‌روند و نقش اساسی در حفظ تعادل و پایداری زیست‌بوم‌ها ایفا می‌کنند. این پرندگان به دلیل قرار گرفتن در رأس هرم غذایی، به عنوان شاخص‌های قابل اعتماد سلامت زیستگاه شناخته می‌شوند و تغییرات جمعیتی آن‌ها می‌تواند بازتابی از وضعیت کلی اکوسیستم باشد. افزون بر ارزش بوم‌شناختی، پرندگان شکاری دارای اهمیت اقتصادی، فرهنگی، آموزشی و پژوهشی نیز هستند که آن‌ها را در کانون توجه برنامه‌های حفاظت از حیات‌وحش قرار می‌دهد. بسیاری از پرندگان شکاری به دلیل قلمروهای وسیع، نیازهای زیستگاهی گسترده و حساسیت بالا به تغییرات محیطی، در گروه گونه‌های چتری (Umbrella species) قرار می‌گیرند. حفاظت از این گونه‌ها مستلزم حفظ زیستگاه‌های وسیع و نسبتاً دست‌نخورده است که به‌طور همزمان موجب حفاظت از طیف گسترده‌ای از گونه‌های جانوری و گیاهی هم‌زیست در همان زیست‌بوم می‌شود. از این رو، تمرکز حفاظتی بر پرندگان شکاری می‌تواند کارایی و اثربخشی برنامه‌های حفاظت از تنوع زیستی را به‌طور قابل توجهی افزایش دهد. پرندگان شکاری به دلیل قرار گرفتن در سطوح بالای زنجیره غذایی، نسبت به آلودگی‌های محیطی حساسیت بالایی دارند و به‌شدت تحت تأثیر تجمع زیستی آلاینده‌ها مانند سموم دفع آفات، فلزات سنگین و داروهای دامپزشکی قرار می‌گیرند. کاهش جمعیت، افت موفقیت زادآوری یا بروز ناهنجاری‌های فیزیولوژیک در این گونه‌ها می‌تواند به عنوان هشدار زودهنگام در مورد آلودگی محیط‌زیست و اختلال در عملکرد اکوسیستم‌ها تلقی شود. به همین دلیل، پرندگان شکاری ابزارهای ارزشمندی در پایش زیست‌محیطی و ارزیابی کیفیت زیستگاه‌ها به شمار می‌روند. یکی دیگر از نقش‌های مهم پرندگان شکاری، تنظیم و تعدیل جمعیت سایر پرندگان و جانوران است. این گونه‌ها با شکار انتخابی پرندگان و جانوران ضعیف، بیمار یا کم‌توان، از افزایش بی‌رویه جمعیت طعمه‌ها جلوگیری کرده و به حفظ ساختار سالم جمعیتی کمک می‌کنند. در غیاب پرندگان شکاری، برخی گونه‌های فرصت‌طلب می‌توانند به‌سرعت افزایش یافته و از طریق رقابت، تخریب زیستگاه یا فشار بر گونه‌های حساس‌تر، موجب کاهش تنوع زیستی شوند. همچنین، کنترل جمعیت پستانداران کوچک به‌ویژه جوندگان توسط پرندگان شکاری، نقش مهمی در جلوگیری از تخریب پوشش گیاهی، طغیان جمعیتی و گسترش بیماری‌ها دارد. افزون بر شکار مستقیم، حضور پرندگان شکاری از طریق ایجاد «اثر ترس» بر رفتار طعمه‌ها، موجب تغییر الگوی استفاده از زیستگاه و توزیع متعادل فشار اکولوژیک در محیط می‌شود. پرندگان شکاری، به‌ویژه گونه‌های لاشه‌خوار، نقش مؤثری در کنترل و کاهش گسترش بیماری‌ها ایفا می‌کنند. کرکس‌ها با مصرف لاشه‌ها از باقی‌ماندن منابع بالقوه انتشار بیماری‌های مشترک میان انسان و دام جلوگیری می‌کنند. کاهش جمعیت این پرندگان می‌تواند منجر به افزایش لاشه‌های رهاشده در طبیعت، رشد جمعیت جانوران لاشه‌خوار فرصت‌طلب و افزایش خطر انتقال بیماری‌هایی مانند هاری و سیاه‌زخم شود. این موضوع به‌ویژه در مناطق روستایی و دامداری اهمیت بالایی دارد. پرندگان شکاری به عنوان شاخص‌های سلامت زیستگاه‌ها شناخته می‌شوند، زیرا حضور، فراوانی و موفقیت زادآوری آن‌ها به کیفیت زیستگاه، دسترسی به منابع غذایی، ساختار زنجیره غذایی و میزان دخالت‌های انسانی وابسته است. تغییر در وضعیت جمعیتی این گونه‌ها می‌تواند نشان‌دهنده تخریب زیستگاه، کاهش منابع غذایی، آلودگی محیط‌زیست یا افزایش فشارهای انسانی باشد. در میان پرندگان شکاری، برخی گونه‌ها نقش شاخص‌تری در ارزیابی سلامت اکوسیستم‌ها دارند. هما (کرکس ریش‌دار) یکی از بارزترین این گونه‌هاست که به دلیل قرار گرفتن در انتهای زنجیره غذایی و تغذیه تخصصی از استخوان‌های باقی‌مانده لاشه‌ها، به آخرین حلقه زنجیره غذایی لاشه‌خواران تبدیل شده است. حضور هما در یک زیستگاه مستلزم وجود شبکه غذایی کامل، جمعیت پایدار سایر لاشه‌خواران، کیفیت بالای زیستگاه و حداقل مزاحمت انسانی است. از این رو، مشاهده این‌گونه می‌تواند نشان‌دهنده سلامت اکوسیستم، پایداری چرخه‌های طبیعی و عملکرد مناسب شبکه غذایی باشد.
عقاب طلایی نیز به عنوان یکی دیگر از گونه‌های شاخص پرندگان شکاری، نقش مهمی در ارزیابی سلامت زیستگاه‌ها ایفا می‌کند. این گونه با قرار گرفتن در رأس هرم غذایی و نیاز به قلمروهای وسیع، منابع غذایی متنوع و مناطق امن برای زادآوری، نسبت به تخریب زیستگاه و کاهش طعمه‌ها حساسیت بالایی دارد. حضور پایدار عقاب طلایی در یک منطقه نشان‌دهنده تعادل زنجیره غذایی، فراوانی مناسب طعمه‌ها و کیفیت مطلوب زیستگاه است. به دلیل طول عمر بالا و نرخ تولیدمثل پایین، تغییرات جمعیتی این گونه معمولاً بازتابی از فشارهای بلندمدت و پایدار بر اکوسیستم است.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha