تحولات منطقه

امروز در میان انبوه دیدگاه‌های مختلف، بازخوانی اندیشه‌های بزرگان دین یک فرصت ارزشمند است.

تأملی در طبقه‌بندی چهارگانه طرق رشد و کمال براساس آرای مرحوم آیت‌الله میرزا علی فلسفی/ چرا «محبت» از ریاضت کارآمدتر است؟
زمان مطالعه: ۵ دقیقه

امروز در میان انبوه دیدگاه‌های مختلف، بازخوانی اندیشه‌های بزرگان دین یک فرصت ارزشمند است. در این مسیر، حجت‌الاسلام سید علیرضا دخانچی به نقل از استاد مجتبی الهی خراسانی نظریه‌ چهارگانه‌ مرحوم آیت‌الله میرزا علی فلسفی درباره‌ مسیرهای رشد و کمال انسان را تنظیم و ارائه کرده است. این گزارش، نگاهی است به این الگوی جذاب و تمدنی؛ چرا که در میان دیدگاه‌های گوناگون اخلاق و عرفان عملی، کمتر نقشه‌ای را می‌یابیم که همزمان دو ویژگی محوری داشته باشد: آسیب‌شناسی مسیرهای پیشین و معرفی کارآمدترین راه کم‌آسیب برای تربیت جمعی. او با نگاهی دقیق و بالینی که ریشه در آیات و روایات دارد، چهار طریق اصلی برای رشد و کمال انسان را از یکدیگر تفکیک می‌کند. او در نهایت به نقطه‌ای می‌رسد که با دغدغه‌های تربیتی و فناوری‌های تمدن‌ساز عصر حاضر همخوانی عمیقی دارد؛ «محبت» نه فقط یک فضیلت قلبی، که سکوی پرتاب تمدن اسلامی در رقابت با الگوریتم‌های غربی است. در ادامه مشروحی از این جلسه درس را که به واکاوی این چهار طریق منجر شده است، آورده‌ایم.

۱. بررسی طریق ریاضت؛ جنگ با غرایز

فرضیه اصلی این مکتب آن است که ریشه گناه، هجوم غرایز سرکش از جنس غضب، شهوت و اوهام است؛ از این رو، راه حل آن تعدیل، کنترل و سرکوب همیشگی این نیروهاست.
اما تاریخ اخلاق و سیره عرفا، گواه دو آسیب کلان در این مسیر است:
آسیب اول، انفجار در پنهان: نمونه‌های فراوانی از زاهدان و ریاضت‌کشیدگانی در تاریخ ثبت شده که در خلوت، مرتکب بدترین لغزش‌ها شده‌اند. از کشیش‌های مسیحی در قرون وسطا تا برخی از مدعیان زهد در فرهنگ خودی، این الگوی «فنر فشرده‌شده» دیده می‌شود. ریاضتی که با تحول درونی همراه نباشد، نه‌تنها رذیلت را از بین نمی‌برد، بلکه انرژی آن را در زیر خاکستر نگه می‌دارد تا روزی فوران کند.
آسیب دوم، غرور و خودبزرگ‌بینی خاموش: مشهور است که گروهی از عرفا گفته‌اند: ریاضت‌کشیدگان به‌تدریج دچار «عجب پنهانی» می‌شوند که مستقیماً از توفیق خود در ریاضت تغذیه می‌کند. این گناه نامرئی با شعار «من از دیگران بهترم و بیشتر رنج برده‌ام» درون قفسه سینه جای می‌گیرد و حجاب اکبر میان انسان و حق می‌شود. ساده‌تر آنکه گاهی ریاضت، راهی برای قرب نیست؛ راهی برای احساس برتری است.

۲. بررسی طریق ریشه‌یابی شخصی

این روش بر این اصل استوار است که اگر حسودی، باید یک‌به‌یک عوامل پدیدآورنده حسد را در روان خود جست‌وجو و ریشه‌کن کرد. اگر بخیلی، باید تاریخچه بخل و نقطه شکل‌گیری آن در کودکی‌ات را پیدا کنی و بزدایی.
آسیب بزرگ این مسیر، مقیاس‌ناپذیری آشکار آن است. بله، در تراز فردی و با فرصت نامحدود زمانی، این روش بی‌نظیر و ایده‌آل است. اما مشکل اینجاست: برای خودسازی کامل یک انسان با این شیوه جراحی دقیق، انگار به «عمر نوح» نیاز داریم. حال آنکه ما در میانه یک رقابت و حتی جنگی تمدنی هستیم که جمعیت‌های میلیونی به‌طور همزمان در حال انحراف اخلاقی یا از دست‌دادن سرمایه ایمانی خود هستند. درمان یک جامعه با این روش، مانند درمان همه سلول‌های بدن با جراحی تک‌به‌تک و بدون بیهوشی است. از این رو، استاد فلسفی این روش را کامل، ولی برای «مهندسی تربیت جمعی» ناکارآمد معرفی می‌کند.

۳. بررسی طریق عبادت انباشتی

براساس این فرضیه، انجام عبادات شمارشی و پرشمار مانند روزه‌های پیاپی، نمازهای طولانی و اذکار میلیونی، نه‌تنها از بروز رذائل جلوگیری کرده، بلکه در نهایت آن‌ها را ریشه‌کن می‌کند. شواهدی هم هست که این روش مؤثرتر از دو روش قبلی عمل می‌کند.
اما آفت اختصاصی این مسیر چیست؟ عجب (خودشگفتی). نمازگزاری که خود را بسیار عابد و باتقوا می‌بیند و روزه‌داری که گمان می‌کند با تعدد عبادت، خیالش از بابت آخرت راحت است، در دامی می‌افتد که به گفته روایات، از زنا و دزدی آشکار بسیار خطرناک‌تر است. چرا؟ چون «عجب»، ایمان و اخلاص را بی‌صدا و بسیار آهسته ذوب می‌کند. شخص در حالی خود را عابدترین و مطمئن‌ترین فرد می‌انگارد که نمی‌داند این شمارش عبادات، حجابی ضخیم میان او و خدای نادیده‌شده است.

۴. بررسی طریق محبت

نهایی‌ترین، تمدنی‌ترین و کم‌آسیب‌ترین راه کشف از نظر استاد فلسفی از دل آیات و روایات است. بیانات مرحوم آیت‌الله میرزا علی فلسفی ریشه در نصوص دینی دارد؛ از جمله می‌توان به آیه شریفه «وَالَّذِینَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ» (سوره بقره، آیه ۱۶۵) و نیز روایت معروف «هَلِ الدِّینُ إِلَّا الْحُبُّ وَ الْبُغْضُ» اشاره کرد؛ این روایت با اندک تفاوت در منابع معتبری همچون اصول کافی (ج۲، ص۱۲۵)، محاسن برقی (ج۱، ص۲۶۲)، تفسیر فرات کوفی (ص۴۲۸) و بحارالانوار علامه مجلسی (ج۶۵، ص۶۳) نقل شده است.
وی در این نقطه به یک نگاه تازه و در عین حال کاملاً مستند می‌رسد. او بر این باور است که اگر محبت خدا در دل کسی رشد و رسوخ کند، حتی فکر گناه را هم رها می‌کند. نه کنترل ترسناک غرایز، نه جراحی نامحدود رذائل و نه حتی انباشت عبادت، بلکه تولید و پرورش محبت، آن کلید طلایی است که: ریاضت را از سرکوب بی‌نیاز می‌کند (انگیزه عشق، جایگزین ترس و زور می‌شود). ریشه‌یابی رذائل را سریع، شیرین و خودکار می‌کند. عبادت را از آفت مهلک «عجب» نجات می‌دهد (زیرا عاشق، هر کار خود را ناچیز و کم می‌بیند).
محبت چه خروجی‌های عملی‌ای دارد؟ قرآن و روایات به‌روشنی نشان می‌دهند «حب، خشیت می‌آورد»؛ کسی که واقعاً دوست دارد، وابسته است و وابسته به معشوق، از خطاهایی که او را از معشوق دور می‌کند، شدیداً حساب می‌برد. همچنین رابطه «علم» و «خشیت» و «حب» چرخه‌ای است: و خشیت نیز به نوبه خود بستر رشد محبت ریشه‌دارتر را فراهم می‌کند.

فناوری‌های تولید محبت

نکته مهم‌تر از فضیلت‌شمردن محبت، قابلیت مهندسی آن است. استاد فلسفی به ما می‌آموزد که محبت دست‌خالی سراغ انسان نمی‌آید؛ بلکه فناوری‌های قابل طراحی و تکراری برای تولید آن در متن دین وجود دارد، از جمله:
فناوری معرفت: دانستن دقیق اسما، صفات و افعال خدا، شیرینی محبت را در قلب انباشته می‌کند. رابطه «علم»، «خشیت» و «حب» چرخه‌ای است: معرفت عمیق‌تر، خشیت می‌آورد و خشیت نیز به نوبه خود بستر رشد محبت ریشه‌دارتر را فراهم می‌کند.
فناوری زیارت: نسبت عاطفی مکرر با اولیای الهی، جریان محبت را باز و زنده نگه می‌دارد.
فناوری ذکر نعمت: دعای عرفه، الگوی بی‌نظیری از یادآوری نظام‌مند و پرشور نعمت‌ها برای تقویت محبت است.
فناوری دعا و گریه: گریه به مثابه عملی عاطفی، موتور بازتولید محبت است. جالب آنکه قرآن از مسیحیان مؤمن به خاطر این ویژگی که هنگام شنیدن آیات الهی، اشک می‌ریختند و ایمان می‌آوردند، تمجید کرده است.

حرف پایانی و یک پیشنهاد

دستاورد دیدگاه استاد علی فلسفی، آشتی دادن میان «ریاضت بی‌خطر»، «عبادت بی‌عجب» و «بازسازی سریع اخلاق» ذیل پرچم محبت است. این دقیقاً همان نقطه اتصال تربیت فردی با تربیت تمدنی و سیستمی است. امروز در رقابتی بی‌امان با تمدن غرب قرار داریم که با استفاده از پیشرفته‌ترین الگوریتم‌های روان‌شناختی، در حال تولید «محبت به لذت زودگذر و مصرف افراطی» در میان نسل‌های بشری است. در چنین فضایی، صرفاً توصیه به اینکه «محبت خوب است» نه‌تنها ناکارآمد، که ساده‌اندیشانه می‌نماید.
پاسخ تمدنی ما، طراحی و مهندسی «مغزافزارهایی» است که محبت خدا، اهل‌بیت(ع) و ارزش‌های متعالی را در مقیاس انبوه، شیرین، مکرر و ماندگار بازتولید کند. از الگوریتم‌های جذاب در فضای مجازی برای روایت زیارت گرفته تا مدل‌های آموزشی در مدرسه و رسانه که به جای ترس و زور، «دلیل عاشق شدن» را به نسل امروز ارائه می‌دهند. محبت نه یک شعار قلبی، که نقشه راه تحول یک تمدن است.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha