اگر گذر شما به جاده روستای دهغیبی افتاده باشد، حتماً در آنجا تابلوهایی را میبینید که روی آن نوشته شده «مجتمع تجاری صنفی مشاغل خودرویی مشهد». با مشاهده فلش و فاصله ۴۰۰ متری قید شده روی یکی از تابلوهای راهنما، در نگاه نخست تصور خواهید کرد کمی جلوتر با واحدهای تعمیرگاهی انبوهی مواجه خواهید شد که خودروهایی در دست تعمیر دارند و روزگار پررونقی را میگذرانند؛ اما همینجا باید گفت تحقق این تصور بیش از ۲۷ سال فقط در ذهنها و روی کاغذ رخ داده است.
در این پروژه که به نام «بساروج» یا «کارشهر» مشهد هم معروف است، بخش خصوصی سرمایهگذار اصلی بوده و باید گفت همچنان با گذر از یک معطلی بیش از دو و نیم دههای، تکمیل نهایی این پروژه گیر و گرفتاریهای خود را دارد.
در گزارشهای منتشر شده در سالهای ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ از سوی این رسانه و طبق اعلام دبیرخانه شورای گفتوگوی دولت و بخش خصوصی خراسان رضوی، مجوز پروانه احداث ساختمان پروژه کار شهر از دفتر فنی استانداری در خرداد سال ۷۸ صادر و پس از آن عملیات اجرایی توسط بخش خصوصی آغاز شد. طبق گفته کارفرمای پروژه به خبرنگار ما، در حال حاضر ۸۰۰ واحد آماده بهرهبرداری است و آغاز به کار آن میتواند موجب اشتغال دستکم ۱۰هزار نفر به صورت مستقیم و اثرگذاری بر محیط کسب و کار استان شود.
توافقنامه بیسرانجام
قرار بود این مجتمعها در دو فاز یا مجتمع به وسعت حدودی ۱۵۷ هکتار در سال ۱۳۸۱ به بهرهبرداری کامل برسد؛ اما جدا از اینکه۵۵۰ واحد از این پروژه در فاز یک به مالکان واگذار شده، عملیات اجرایی بخشی از فاز ۲ جریان دارد و عملیات اجرایی فاز یک تا حدود زیادی متوقف شده و تأمین آب، برق، گاز و تلفن از مشکلات اصلی این پروژه به شمار میرود.
در تیر ماه ۱۴۰۳ در جمعبندی جلسات دبیرخانه شورای گفتوگوی دولت و بخش خصوصی با حضور استاندار وقت خراسان رضوی، یک توافقنامه هشت بندی سهجانبه میان دستگاههای خدمترسان، سازمان برنامه و بودجه و سرمایهگذاران این مجتمعها به امضا رسید و قرار شد هر یک از سه طرف بخشی از کار را به سرانجام برسانند. در بخش واگذاری انشعابات تلفن مقرر شد مخابرات مشروط به وجود ۷۰۰ درخواست برای خط تلفن، تا درب مجتمعها خدمترسانی کند و نصب انشعاب در داخل مجتمعها بر عهده سرمایهگذاران یا صاحبان واحدها باشد. برای تأمین گاز، متصدیان واحدها درخواستهای خود را جمعبندی کنند و به شرکت گاز استان ارائه دهند تا در ادامه، این شرکت با شرکت ملی گاز ایران برای رایزنی و گفتوگو به منظور حل مشکلات و رفع موانع در مسیر انتقال گاز به این مجتمعها اقدام کند و انشعاب گاز را به درب مجتمعهای بساروج برساند. همچنین مقرر شد شرکت برق ۷۰درصد هزینه انتقال انشعاب برق را تأمین کند و ۳۰درصد باقیمانده هم توسط سازمان مدیریت و برنامهریزی تأمین اعتبار شود که در این مورد در همان زمان مشکلاتی وجود داشت.
در زمان انعقاد این توافقنامه، ابتدا شرکت آب و فاضلاب در خصوص امکان واگذاری انشعاب آب به دلیل هزینههای بالا موافق نبود؛ اما در ادامه قرار شد مشروط بر اینکه تأمین هزینه اجرای انشعابات و اجرای کار بر عهده واحدهای مجتمع خدمات خودرویی بساروج باشد، این خدمترسانی انجام شود. باید گفت به صورت کلی چارچوب اجرای کارها در همان زمان بسته و عنوان شد اجرای این موارد یک سال زمان میبرد. متأسفانه باید گفت با گذشت بیش از یک سال از زمان انجام این توافقنامه، هنوز این تعهدات به سرانجام نرسیده است.
استهلاک سرمایه، همان هدررفت سرمایه است
در پیگیریهای گذشته و در فروردین ۱۴۰۳ درباره همین موضوع، شرکت برق اعلام کرد برای مجتمع بساروج باید حدود ۱۵ کیلومتر انشعاب ایجاد کند که هزینه این ۱۵ کیلومتر حدود ۶۰ میلیارد تومان است و برای ایجاد انشعاب گاز نیاز به ساخت ایستگاه تقلیل فشار گاز و ۴۰۰ متر زمین و سایر هزینههاست و در کنار این موضوعات، یک خط فشار قوی گاز هم از روی مجتمع رد شده که حدود ۱۰۰ واحد مجتمع را تحت تأثیر قرار میدهد و اقدام برای هر یک از این موارد، هزینههای زیادی را در بر دارد. باید متذکر شد در شرایط حال حاضر بیشک این هزینهها چند برابر شده و هر چه دیرتر این پروژه به نتیجه برسد، افزایش هزینهها دور از انتظار نیست.
جدا از این مباحث، آنچه در این میان عجیب به نظر میرسد، همچنان نبود اراده برای تکمیل این پروژه است. مطابق بند ۲۰ ماده ۵۵ قانون شهرداریها، ۲۵ رده شغلی از جمله مشاغل خدمات خودرویی سبک و سنگین شامل تعمیرکاران، صافکاران، نقاشان خودرو و سایر مشاغل مرتبط با خودرو جزو مشاغل مزاحم شهری شمرده میشوند که باید به خارج از شهر انتقال بیابند که هنوز بهصورت جدی در مشهد این اتفاق محقق نشده و در محلات مختلف شاهد حضور این واحدهای صنفی هستیم.
عارف عباسی، رئیس سازمان ساماندهی مشاغل شهری شهرداری مشهد در گفتوگو با خبرنگار ما عنوان کرد: این پروژه مربوط به بخش خصوصی است و شهرداری و سایر دستگاهها خود را ملزم میدانند به این نوع پروژهها کمک کنند. این پروژه مشکلات بنیادین دارد که از سال ۷۸ همچنان بر طرف نشده و ممکن است بخشی از مسائل به مشکلات مدیریتی داخل سیستم سرمایهگذاری برگردد. وظیفه سازمان ساماندهی مشاغل شهری شهرداری مشهد به پس از تکمیل این پروژه و الزام مشاغل وابسته به خدمات خودرو برای انتقال به مجتمع خدمات خودرویی مشهد برمیگردد و در حال حاضر در زمینه تأمین انشعابات متولی وجود ندارد.
یک بام و دو هوای قولها و وعدهها
هر چند در ادامه پیگیری این موضوع، برخی از صاحبنظران عنوان کردند بخش خصوصی باید همه هزینههای ایجاد خطوط انتقال را بدهد؛ اما ناصر سپهر تمدنی، وکیل اتحادیه خدمات خودرویی (مجری پروژه) و مدیر مسئول مجتمع خدمات خودرویی کارشهر مشهد نظری خلاف این موضوع داشت و ضمن انتقاد از شرایط موجود تشریح کرد: طبق مصوبه شورای گفتوگوی دولت و بخش خصوصی که با حضور مدیران دستگاههای خدمترسان برگزار شد و در آن صورتجلسهای به امضا رسید، مقرر شد خطوط انتقال از جمله برق و گاز تا پشت درب مجتمع بیاید و بقیه مسیر توسط خود مجتمع انجام شود. این پروژه در بازه زمانی سالهای ۸۴ تا ۹۵ به طور کامل راکد بود. در حال حاضر در فاز یک حدود ۵۵۰ واحد ساخته و تقریباً ۳۰ تا ۳۵درصد به مالکان واگذار شده و مشغول به کار هستند.
در فاز دو که ۷۰۰ واحد ظرفیت دارد، مبنای کار ابتدا آمادهسازی و خیابانکشی است و حدود ۲۰۰ واحد به مرحله بهرهبرداری رسیده؛ اما بزرگترین مشکل ما تأمین انشعابات به ویژه برق است. باید گفت وقتی در واحدی مالک آن مستقر نباشد، خود به خود استهلاک بنا ایجاد میشود. با سازمانهای مختلفی مکاتبه شده؛ اما همچنان در حل این موضوع گشایشی صورت نگرفته و فقط در فاز دو، در سه یا چهار سال گذشته بیش از ۳۰۰میلیارد تومان هزینه شده است. تأمین برق برای مجتمعها بیش از هر انشعاب دیگری اهمیت دارد؛ اما شرکت برق به این نیاز توجه نمیکند. ضمن آنکه سقف تمام واحدهای مجتمع، ظرفیت نصب پنل خورشیدی را دارد و میتوان از این ظرفیت هم استفاده کرد. حل این موضوع فقط همت میخواهد.
در مسئله تأمین برق این پروژه، برخی نقدها وجود دارد که عنوان میکند برای پروژه بنیاد مسکن که کمی دورتر از مجتمع خدمات خودرویی کار شهر مشهد است، شرکت برق دارد ستونهای برق را نصب میکند؛ اما برای تأمین برق این پروژه چالشهای خود را مطرح میکند. باید گفت اگر نتیجه این قلمفرساییها حل مشکل مردم که سرمایههای خود را در این پروژه خرج کردهاند، نباشد، عملاً راه این پروژه و سایر پروژههای نیمهکاره که منافع و رفاه مردم درگیر آن است، تنها ثمن بخس است که جز هدررفت سرمایهها چیز دیگری را به دنبال ندارد، پس انتظار میرود یک بار برای همیشه و جدا از نگاههای سازمانی، همتی عالی شکل بگیرد تا سرمایههای مردم با بهرهبرداری کامل مجتمع به آنها برگردد.






نظر شما