تحولات منطقه

اردوی یک‌روزهٔ بانوان مربی قرآنی مرکز امور قرآنی آستان قدس رضوی، به مناسبت گرامیداشت مقام معلم، در مجتمع فرهنگی تربیتی امام رضا (ع) واقع در باغ بیلدر مشهد برگزار شد.

روایت الفبای عشق، از نیایش‌های کودکانه تا معجزهٔ سفر کربلا
زمان مطالعه: ۵ دقیقه

صبح زود، باغ بیلدر با درختان کهنسال و هوای خنک اردیبهشت، میزبان مربیانی می‌شود که سال‌هاست الفبای کلام وحی را با نبض کوچک‌ترین نوآموزان قرآنی،پیوند می‌زنند. از میان زمزمهٔ سوره‌های کوچک و صدای خنده‌های کودکانه، روایت‌هایی شنیدنی از دلدادگی به قرآن و اهل بیت(ع) شنیده می‌شود؛ روایت‌هایی که هر کدام قطعه‌ای از یک معمّای عظیم‌اند: معمای عشقی که در قلب مربیان دوره‌های آموزشی مهدالرضا(ع) و ابناءالرضا(ع) می‌تپد و تصویری روشن از عشق به قرآن و کودکان، پیش چشم ما،می‌نشاند.

لبخندهایی که اندوه را می‌شکنند

زهره سویزی، مربی باسابقهٔ مهدالرضا(ع)، که تجربهٔ ۲۳ سال معلمی و هم‌نشینی با نوگلان قرآنی را دارد، می‌گوید: توفیق خدمت به نوگلان مهدالرضا(ع) و کتاب انسان‌ساز قرآن برای من بزرگ‌ترین افتخار زندگی‌ام است. لحظات شادی که در کنار کودکان می‌گذرانم، به اندازهٔ تمام لبخندهای آن‌ها ارزش دارد. من هر اندوهی را در خود می‌شکنم تا آن‌ها فقط شادی ببینند.

او با لبی خندان، ادامه می‌دهد: هفته گرامی‌داشت معلم را به همهٔ عزیزانی که در این عرصه تلاش می‌کنند، به‌خصوص معلمان مدرسهٔ میناب که علاوه بر افتخار شغل معلمی، افتخار شهادت نیز نصیبشان شده، تبریک می‌گویم و آرزو می‌کنم من هم در رکاب امام زمان(عج)، توفیق شهادت یابم.

معجزهٔ خدمت در آستان امام مهربانی

ملیحه سرادقی، متولد سال ۱۳۶۰، که از ۱۸سالگی در حوزهٔ قرآن و برای کودکان مهدالرضا(ع) و در جوار حرم مطهر امام رضا(ع) فعالیت می‌کند، با شوری وصف‌ناپذیر از این توفیق می‌گوید: کار برای امام رضا(ع) واقعاً معجزه است. این خاصیتِ کار در این آستان است که انسان را خود ایشان برمی‌گزینند. همکاری با کودکان نیز نعمتی دیگر است که انرژی، جوانی و شادابی به همراه دارد. سرادقی از خاطرات شیرین آموزش قرآن به کودکان چنین روایت می‌کند: یک روز یکی از بچه‌ها صبح که به کلاس آمد، نخستین جمله‌اش این بود:«سلام خانم! ان‌شاءالله شهید بشی،بری بهشت».

او با خوشحالی ادامه می‌دهد: خاطرات قشنگ بسیار داریم؛ به‌ویژه وقتی می‌بینم کودکی که اول سال بی‌سواد وارد شده، در پایان سال از هر جای قرآن برایت می‌خواند. این همانند یک معجزه و لطفی بزرگ از سوی خداوند است.

او در ادامه با اشاره به جایگاه والای معلمی قرآن تأکید می‌کند: معلمی، شغل انبیاست. معلم قرآن شدن اما یک رتبه بالاتر دارد؛ چون وقتی برای قرآن کار می‌کنی، یعنی زیر سایهٔ قرآن قرار گرفته‌ای و نظرکردهٔ آن شده‌ای. قرآن در زندگی‌ات جریان دارد و همواره روشنایی‌بخش راه تو خواهد بود.

پیوند قصه، تصویر و انتخاب درست در مسیری قرآنی

زهرا محمدنژاد، دیگر مربی قرآنی پنج سال است که در دوره آموزشی مهدالرضا(ع) و یک سال است که در دوره آموزشی ابناءالرضا(ع) به عنوان مربی فعالیت می‌کند. او با توضیح رویکرد آموزشی این طرح‌های قرآنی می‌گوید: در مهدالرضا(ع)، آموزش صحیح‌خوانی قرآن همراه با قصه، تصویر و بازی است. در ابناءالرضا(ع) اما سوره‌ها متناسب با سن کودکان انتخاب می‌شوند تا بدانند هر آیه چه پیامی برایشان دارد و بتوانند در موقعیت‌های مختلف زندگی، انتخاب‌های درستی داشته باشند.

او با مثال ملموسی توضیح می‌دهد: وقتی می‌گوییم «کُلُوا وَاشْرَبُوا وَلَا تُسْرِفُوا» یک آیهٔ قرآنی است، کودک می‌فهمد یعنی اسراف نکنی، درست استفاده کنی تا بتوانی به دیگران هم ببخشی. این آموزش‌ها در کتاب‌های مهدالرضا(ع) به صورت موضوعی و کاربردی گنجانده شده است.

محمدنژاد از رابطهٔ عاطفی با کودکان چنین می‌گوید: بچه‌ها وابستگی عاطفی زیادی دارند و واقعاً دوستمان دارند. ما از آن‌ها انرژی می‌گیریم. مخصوصاً وقتی با آن‌ها بازی می‌کنیم یا هم‌صحبت می‌شویم، حس آرامش به ما دست می‌دهد. نفسِ کار کردن در زمینهٔ قرآن در زندگی‌مان بسیار مؤثر است و بر اخلاق، زندگی و حتی تربیت فرزندان خودمان تأثیرگذار است.

دعای کودکانه، معجزهٔ کربلا

ملیحه نظری، مربی مهدالرضا(ع) و ابناءالرضا(ع) با سابقه‌ای نزدیک به بیست سال در آستان قدس رضوی، مسیر حرفه‌ای خود را این‌گونه روایت می‌کند: من در جاهای مختلفی کار کرده‌ام؛ جامعهٔ قاریان مشهد، فرهنگ‌سراها، سازمان تبلیغات اسلامی؛ اما امام رضا(ع) ما را طلبیدند و مربی مهدالرضا(ع) شدیم.

او از به‌روزرسانی برنامه‌های آموزشی با نیازهای امروز کودکان سخن می‌گوید و سپس خاطره‌ای شنیدنی از تأثیر دعای کودکانه تعریف می‌کند: یک سال که بچه‌ها تازه نماز خواندن را یاد می‌گرفتند، به آن‌ها گفتم: بچه‌ها! من یک مشکلی دارم، برای من دعا کنید. مثل امام سجاد(ع) بروید در سجده و دعا کنید. خودم فراموش کرده بودم. چند روز بعد، مادری سراسیمه به کلاس آمد و گفت: خانم نظری! چرا به پسرم گفتی دعا کند؟ پرسیدم ماجرا چیست؟ گفت: دیشب پسرم مرا به زور به مسجد برد، نماز خواند و بعد از نماز در سجده گریه کرد. یکی از نمازگزاران آمد و گفت این بچه مال کیست؟ رفتم جلو، پرسیدم محمدصادق! چرا گریه کردی؟ گفت: خانمم گفت یک مشکلی دارد. من رفتم سجده دعا کردم و گریه کردم که خدا جواب خانمم را بدهد و او را به کربلا ببرد. همان صبح بود که به من خبر دادند نام شما برای کربلا نوشته شده است.

معجزهٔ روخوانی در پایان یک دوره کوتاه

مهین مجیدی، مربی مهدالرضا(ع) با چهار سال سابقه، از افتخار خدمت در این مجموعه می‌گوید: بسیار خوشحالم که مربی مهدالرضا(ع) هستم. بچه‌ها وقتی وارد می‌شوند، حروف را نمی‌توانند بخوانند. اما بعد از پایان دوره آموزشی مهد الرضا(ع) قادرند روخوانی قرآن را به صورت کامل و با لحن عرب بخوانند. این واقعاً معجزهٔ امام رضا(ع) است.

او دربارهٔ جایگاه معلمی قرآن، با اشاره به حادثهٔ مدرسهٔ میناب، توضیح می‌دهد: آن معلمان عزیز که به شهادت رسیدند، واقعاً لیاقت داشتند. من در کلاس برای بچه‌ها از شهدا می‌گویم و جایگاه والای آنان را توضیح می‌دهم. اجر معلم قرآن از همه بالاتر است.

حضور انرژی بخش کودکان در کلاس‌های آموزشی

هاجر ادیب، با ۲۵ سال سابقهٔ تدریس در مهدالرضا(ع)، با شور و حسی عمیق از جایگاه معلمی خود چنین می‌گوید: لحظات عمر من در کنار بچه‌ها می‌گذرد. من یک گنه‌کار، در کنار یک عده بی‌گناه و پاک که روح‌های خیلی بزرگی دارند... فکر می‌کنم افتخار خیلی بزرگی است که خداوند نصیب ما کرده است واقعاً شکرگزار این نعمت هستم.ادیب، تأثیر حضور در کلاس را این‌گونه روایت می‌کند: خودم اگر هر گرفتاری توی خانه داشته باشم وقتی سر کلاس می‌روم و برمی‌گردم با انرژی دو برابر برمی‌گردم. کلاس‌های مهدالرضا(ع) و حضور کودکان به من انرژی مضاعفی می‌دهد.

امّا پایان این روز بهاری…

اردوی یک‌روزهٔ مربیان قرآنی آستان قدس رضوی در مجتمع فرهنگی تربیتی امام رضا(ع) تنها یک گردهمایی ساده نبود؛ این روز، نمایشگاهی از عشق بود؛ عشقی که در قالب مربی‌گری برای نوگلان قرآنی، معجزه‌های کوچک و بزرگی می‌آفریند: از خواندن کودکی که پیش‌تر الف نمی‌دانست، تا گریهٔ سجده‌ای که یک معلم را به کربلا می‌رساند، از انرژی مضاعفی که یک مربی ۲۵ساله از کلاس خود می‌گیرد تا تأثیر ماندگار نور قرآن بر روح نوجوانان.

آن‌هایی که در این باغ گرد هم آمدند، فقط معلم نبودند؛ خادمانی بودند که در آستان هشتمین خورشید، الفبای بندگی را با زبان قصه و بازی به کودکان می‌آموزند. و شاید همین رمز ماندگاری این مسیر باشد؛ اینکه معلم قرآن بودن، یعنی همیشه زیر سایه‌ای از نور زندگی کردن.

منبع: آستان نیوز

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha