این الکلاسیکو بیشتر شبیه دو امپراتوری است که یکی در آستانه تاجگذاری ایستاده و دیگری میان دودِ جنگ داخلی، هنوز شمشیرش را زمین نگذاشته است. بارسلونا به این بازی مثل فاتحی نگاه میکند که فقط یک امضا تا تصاحب تخت پادشاهی فاصله دارد؛ تیمی که این هفتهها شبیه ارکستری دقیق و بیرحم شده، با ضرباهنگی که در نیوکمپ اغلب به انفجار ختم میشود. ده پیروزی متوالی در لالیگا، فقط آمار نیست؛ نشانه تیمی است که بوی جام را از چند قدمی حس کرده است.
در آنسو، رئال مادرید بیشتر به ارتشی میماند که از چند جبهه زخمی برگشته؛ حذف از اروپا، مصدومان پرتعداد، شایعات نیمکت و حتی درگیری در تمرینات، همه نشانههای تیمی است که غرورش ترک برداشته. دعوای والورده و شوامنی فقط یک عصبانیت لحظهای نبود؛ صدای شکافهایی بود که زیر سقف برنابئو پیچیدهاند. رئال این روزها انگار میان گذشته پرافتخار و آینده نامعلوم معلق مانده است.
با این حال، الکلاسیکو جایی نیست که تاریخ به فرم این هفتهها احترام بگذارد. مادرید حتی وقتی زخمی است، خطرناک باقی میماند؛ مثل حیوانی که در تاریکی عقب مینشیند تا ناگهان با یک ضدحمله همهچیز را برگرداند. بارسلونا شاید آماده جشن باشد، اما خوب میداند هیچچیز در فوتبال اسپانیا به اندازه تحقیر رئال، برای هوادارانش شیرین نیست و همین عطش میتواند بازی را از کنترل خارج کند.
غیبت یامال هم برای فلیک شبیه خاموش شدن یکی از چراغهای اصلی صحنه است؛ ستارهای که قرار بود در چنین شبهایی مرز میان هیجان و سرنوشت باشد. حالا بارسا باید بدون پسر طلاییاش از آخرین پیچ عبور کند.
و وسط این همه التهاب، هرناندز هرناندز وارد میدان میشود؛ داوری از جزایر قناری که انتخابش برای قضاوت این مسابقه بیشتر شبیه سپردن آتش به دست کسی است که فیفا به او اعتماد کامل دارد. انگار کمیته داوران میخواهد آخرین الکلاسیکوی فصل را نه فقط به یک مسابقه، بلکه به آزمونی برای جام جهانی تبدیل کند. او قرار است میان دو تیمی سوت بزند که یکی برای تاج میجنگد و دیگری برای غرور.
فردا شب، نیوکمپ فقط میزبان یک بازی فوتبال نیست؛ صحنه برخورد دو وضعیت روحی متفاوت است: بارسلونای آماده جشن و مادریدی که نمیخواهد فروپاشیاش را مقابل دشمن قدیمی تماشا کند.
خبرنگار : امین غلام نژاد




نظر شما