ملغی شدن قرارداد استعماری توتون و تنباکو نقطه عطفی در تاریخ معاصر است که از یکسو بیداری سیاسی و اجتماعی مردم را رقم زد و از سوی دیگر یکی از مهمترین محرکهای جامعه ایرانی، یعنی مرجعیت را معرفی کرد. همزمان با سالگرد لغو قرارداد رژی نگاهی داریم به ماجرای نهضت تنباکو که به عقیده محققان، سرآغاز حرکتی نوین در تاریخ ایران به رهبری روحانیت شیعه بوده است.
معامله سند مالکیت ایران
در دوره قاجار موازنه میان قدرتهای استعماری به سیاست رژیم حاکم تبدیل شده بود. شاهان قاجار برای جلب رضایت آنها و سایر دولتهای استعماری، امتیازات گوناگونی از منابع ملی میبخشیدند. بدیهی بود که اعطای هر امتیاز به یکی از قدرتها، توقع امتیاز مشابهی را برای قدرت دیگر ایجاد میکرد.رقابت انگلستان، روسیه تزاری و سایر استعمارگران برای بدست آوردن امتیازات گوناگون در دوران ناصرالدینشاه به اوج خود رسید. این امتیازات آنقدر عجیب بود که لرد کرزن انگلیسی فقط یکی از امتیازات، موسوم به قرارداد رویتر را اینگونه توصیف کرده بود: «اعطای سند مالکیت ایران و تسلیم کامل همه منابع یک دولت به خارجیها که مانند آن را کسی هرگز ندیده است».
امتیاز ۵۰ساله
در سفر سوم ناصرالدین شاه به اروپا، افزایش تولید و صادرات توتون و تنباکو در ایران توجه غربیها را به خود جلب کرده بود. بنابراین مذاکراتی میان شاه و صدراعظم ایران با انگلیسیها، به نمایندگی جرالد تالبوت، درباره امتیاز تجارت توتون و تنباکو صورت گرفت. پس از بازگشت ناصرالدین شاه به ایران، تالبوت به تهران آمد و با پرداخت ۲۵هزار لیره به ناصرالدین شاه، قراردادی را به امضای او رساند که به قرارداد رژی معروف شد: دولت ایران در برابر دریافت سالانه ۱۵هزار لیره و یکچهارم سود سالانه، اختیار تام دخانیات ایران و امتیاز کلیه معاملات داخلی و خارجی توتون و تنباکو را به مدت ۵۰ سال به تالبوت و شرکایش واگذار کرد.
تکثیر کمپانی هندشرقی در ایران
در آستانه آغاز به کار کمپانی رژی، نخستین انتقادها در ایران آغاز شد. بازرگانان و دستاندرکاران تجارت تنباکو و برخی روحانیون و روشنفکران در منابر، نامهها، روزنامهها و شبنامههایی از نتایج این امتیاز ابراز نگرانی میکردند. قرارداد بدون اعتنا به انتقادها اجرایی شد و هزاران اروپایی به عنوان مأمور اجرائیات وارد کشور شدند. کشاورزان و تولیدکنندگان تنباکو باید کالای خود را فقط به این شرکت و با قیمت مدنظر آنها میفروختند و برای متخلفان مجازاتهای سخت مقرر شده بود. گزارشهایی از ورود نیروی نظامی انگلیسی و ساخت پادگانهایی برای تضمین اجرای قرارداد میرسید که نشان از اهداف دیگری داشت.
آتش در تنباکو
نخستین اعتراضهای عملی در شیراز آغاز شد. جایی که سید علیاکبر فالاسیری، از علمای برجسته شیراز بر منبر رفت و با سخنانی پرشور، مردم را ضد رژی برانگیخت. قیام مردم شیراز ادامه یافت و به تبریز، اصفهان، تهران، مشهد و دیگر نقاط ایران گسترش پیدا کرد. بهطور مثال در مشهد ۵۰ نفر از طلاب مدرسه بالاسر ابتدا به سمت بازار به راه افتادند و با تعطیلی بازار و پیوستن هزاران نفر از مردم، به سمت حرم مطهر حرکت کردند تا در صحن عتیق تحصن کنند. نیروهای نظامی در بالاخیابان به ضرب و شتم طلاب و مردم پرداختند. التهابات آنقدر بالا گرفت که به توقف ۶ماهه فعالیتهای کمپانی در مشهد انجامید. با وجود حجم گسترده اعتراضات، حکومت همچنان امضای شاه را معتبر و خود را در برابر ابرقدرتی به نام بریتانیا متعهد میدانست و ضمن سرکوب مردم، بسیاری از علمای مخالف را دستگیر و تبعید میکرد.
سیدجمال؛ مخالف سرسخت امتیاز
با آنکه آمدن سید جمالالدین اسدآبادی به ایران به دعوت خود ناصرالدین شاه بود اما فعالیتهای سیاسی او خشم دربار را برانگیخته بود؛ تا جایی که سیدجمال از بیم حکومت در حرم حضرت عبدالعظیم(ع) بست نشسته بود. حالا با جدی شدن مخالفتها با قرارداد رژی، شاه دست سید جمالالدین را در این کار دید و فرمان داد او را بهشکلی مفتضحانه از ایران اخراج کنند. سیدجمال پس از خروج از ایران، نامه مفصلی به میرزای شیرازی، مرجع تقلید بزرگ شیعه نوشت و مفاسد و مضرات سیاستهای ناصرالدین شاه و امتیازهای اعطایی به استعمارگران را تبیین کرد.
مرجعیت حکم میکند
سیدمحمد حسن حسینی شیرازی، معروف به میرزای شیرازی، مرجع بزرگ شیعه که آن روزها در سامرا اقامت و کرسی تدریس داشت، از ابتدا به واسطه نامهها و اخبار واصله در جریان امور قرار داشت و با ارسال تلگرافهای مفصلی به شاه، «مضار و مفاسد مداخله خارجیها و اعطای امتیازات را منافی صریح قرآن، نوامیس الهیه و استقلال ایران» خوانده بود.
شاه به تلگراف مرجعیت پاسخ نداد و در عوض نماینده ایران در بغداد را نزد میرزا در سامرا فرستاد تا دلایلی مثل «ضرورت قرابت با دول بزرگ برای استخلاص از روسیه تزاری، لزوم تقویت بودجه و قشون و رفع نقائص مالیه، موهن بودن الغای قرارداد، بیاعتبار شمرده شدن امضای پادشاه، خسارات فسخ امتیاز و…» را برای ناتوانی دولت در فسخ امتیاز ردیف کند.
پاسخ میرزا این بود که «دولت اگر از عهده جواب بیرون نتوان آید، ملت از جواب حسابی عاجز نیست».
چند روز بعد، حکم میرزا ورق را برگرداند: «بسمالله الرحمن الرحیم، الیوم استعمال تنباکو و توتون بِأَیِ نحوٍ کان در حکم محاربه با امام زمان علیهالسلام است. حرره الاقل محمدحسن الحسینی».
مبارزه در حرمسرای شاهی
مردم با خوشحالی از این حکم استقبال کردند و با وجود سختگیری مأموران دولتی و ادعای جعلی بودن، حکم تحریم توسط علما و تجار بهسرعت تکثیر و در سراسر کشور منتشر شد.
حکم تحریم تنباکو با هیجان، سرعت و دقت کامل از سوی همه طبقات مردم پذیرفته و به نماد همبستگی ملی تبدیل شد. حتی کسانی که چندان پایبند به رعایت احکام شرعی نبودند، فرنگیمآبان، اقلیتهای مذهبی، کارکنان دربار، رجال دولتی و حتی همسران شاه هم به فتوای تحریم التزام داشتند.
انیسالدوله، سوگلی ناصرالدینشاه دستور جمعآوری قلیانها از حرمسرای سلطنتی را صادر کرد و در برابر اعتراض شاه که چه کسی اینها را حرام کرده، پاسخ داد: «همان کسی که ما را بر تو حلال کرده است!».
پیروزی نهضت
حکومت که برای نخستین بار در برابر یک حکم حکومتی و مبارزات مردمی قرار گرفته بود، تلاشهای دامنهداری را برای دور زدن مردم و علما و فشار، تهدید، تطمیع و فریب آنها آغاز کرد. تلاشهایی که نتیجه نداد و همگان در انتظار لغو کامل قرارداد و لغو تحریم از سوی مرجعیت بودند.
دولت تصمیم به برخورد با علما گرفت و به آشتیانی ابلاغ کرد یا در انظار عموم قلیان بکشد یا شهر را ترک کند. آشتیانی همراه علمای تهران آماده خروج از شهر بودند که انبوه مردم، بازارها را بستند و در اطراف خانهاش گرد آمدند تا از خروج عالم شهر جلوگیری کنند. جمعیت خشمگین رهسپار کاخ شاه شدند که تیراندازی نگهبانان و جان باختن تعدادی از مردم را در پی داشت.
شاه از آشتیانی خواست مردم را آرام کند و تعهد داد طی سه روز انحصار داخلی و خارجی تنباکو را بهطور کامل لغو کند.
چندی بعد میرزا با اطمینان از لغو کامل قرارداد، حکم تحریم را لغو کرد، اما مردم تا مدتها تنباکو استعمال نمیکردند؛ چون مطمئن نبودند این دستور میرزاست یا شایعه حکومت و انگلیسیها!
شکست یک امپراتوری
حکم تحریم تنباکو نقطه عطف نمادینی در تاریخ ایران است که با بیداری اجتماعی و سیاسی مردم، به همبستگی ملی و استقلال کشور از استعمار کمک کرد. این قیام برای نخستینبار شاهد حضور زنان در صحنه مبارزه، با انگیزه دینی و بیگانهستیزی نیز بود.
از سوی دیگر نهضت تنباکو نخستین مقاومت فراگیر و در عین حال موفق مردم ایران در برابر قدرت مطلقه سلطنت قاجار و پیشدرآمد انقلاب مشروطیت و نیز انقلاب اسلامی ایران بود. علمای دینی در این پیروزی نقشی تعیینکننده و انکارناپذیر داشتند.
تحریم تنباکو نشانه آشکاری از قدرت مرجعیت بود؛ قدرت پنهانی که حتی افراد فاقد تعلقات مذهبی را به مشارکت واداشته و حرمسرای شاهی را در برابر شاه قرار داده بود. به تعبیر اعتمادالسلطنه: «قلم جناب میرزا بیشتر از سرنیزه دولت ایران اثر دارد».






نظر شما