بهگزارش قدس آنلاین، نشست دوروزه وزرای خارجه کشورهای عضو گروه بریکس در دهلینو خاتمه پیدا کرد، آن هم در شرایطی که اعضای بریکس نتوانستند بر سر صدور یک بیانیه مشترک پایانی به توافق برسند و در نهایت هند به عنوان رئیس نشست، تنها اقدام به انتشار یک سند جمعبندی نهایی کرد که در آن به اختلاف نظر میان برخی از اعضا در مورد وضعیت غرب آسیا و خاورمیانه اشاره شده بود. اما در مورد برگزاری این نشست و حاشیههای پیش آمده و مهمتر از همه موقعیت و چگونگی ارتباط ایران با این گروه به چند نکته مهم میتوان اشاره کرد:
الف. نقش تحولات جدید خاورمیانه و جنگ رمضان در ارتقای موقعیت بینالمللی بریکس؛ گروه بریکس در شرایطی نتوانست در مورد وقایع اخیر خاورمیانه و به خصوص تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی به اعلام مواضع رسمی برسد که به باور بسیاری از تحلیلگران و سیاستمداران، این تحولات در جلب توجه عمومی و ارتقای جایگاه جهانی بریکس نقشی برجسته ایفا کرده است. با توجه به ماهیت اهداف ایجاد بریکس، به نظر میرسد تحولات پس از تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران و همچنین انسداد تنگه هرمز، کاملاً در راستای اهداف سازمان قرار گرفتهاند؛ تضعیف شدید موقعیت دلار در منطقه خاورمیانه و جهان، بروز نشانههای آشکار افول قدرت غرب و ایالات متحده و دیده شدن بریکس به عنوان یکی از ظرفیتهای جایگزینی نظم قدیم.
ب. مواضع بریکس در مورد تحولات خاورمیانه و جنگ رمضان؛ با وجود آنکه وقایع و تنشهای اخیر خاورمیانه و تنگه هرمز در تقویت جایگاه بریکس در صحنه بینالمللی و افزایش اعتبار آن در تقابل با سلطه جهان غرب و آمریکا، نقشی بسزا ایفا کرده است، با این حال بریکس تاکنون موفق نشده در برابر تحولاتی چون جنگ تحمیلی ۱۲روزه و یا جنگ رمضان واکنش رسمی از خود نشان دهد. در مورد اجلاس اخیر وزرای خارجه در هند نیز از همان ابتدا پیشبینی میشد که امکان اجماع نظر میان اعضا در این مورد بسیار ضعیف است، کما اینکه لاوروف، وزیر خارجه روسیه در روزهای پیش از اجلاس تصریح کرد روسیه پیشنهاد تهیه پیشنویس بیانیهای از سوی بریکس در مورد تنگه هرمز را ارائه کرده اما اختلافات ایران و امارات مانع اجرای آن شده است. این اختلاف نظرها تا آنجا بالا گرفت که در نهایت حتی به عدم انتشار بیانیه مشترک پایانی از سوی وزرای خارجه بریکس منجر شد، موضوعی که میتواند به اعتبار بریکس به عنوان یک گروه و سازمان هماهنگ لطمه سنگینی وارد کند.اما عدم موضعگیری بریکس در قبال تحولات خاورمیانه صرفاً به این عامل محدود نمیشود. میزبانی هند و تمایلات این کشور به سمت ایالات متحده، رژیم صهیونیستی و اعراب خلیج فارس؛ تلاش بریکس در جذب حداکثری عضو بدون در نظر گرفتن اشتراک نظر و وحدت مواضع سیاسی و در نهایت ماهیت عمدتاً اقتصادی بریکس را میتوان از جمله دلایل دیگر این موضوع برشمرد: «عضویت در این گروه تعهدی برای کمک متقابل در صورت وقوع تجاوز مسلحانه ایجاد نمیکند. این سازمان ماهیت متفاوتی دارد و همکاری در حوزههای دیگر را دنبال میکند». (سخنگوی کرملین)
اهمیت تداوم روابط با بریکس برای ایران
با وجود سکوت و انفعال بریکس در برابر تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران، دلایل و عوامل زیادی وجود دارد که بر مبنای آنها باید بقا و یا حتی ارتقای روابط ایران با این گروه را ضروری تلقی کرد. در وهله نخست همکاری با بریکس و اعضای آن در کانالهای اقتصادی و مالی فرصت خوبی برای دور زدن تحریمها به خصوص از جنبه بانکی فراهم میکند. تلاش جمهوری اسلامی برای عضویت در بانک «توسعه نوین بریکس» را در همین راستا میتوان ارزیابی کرد. در عین حال ایران میتواند در بسیاری از پروژههای اقتصادی و علمی ارائه شده از سوی بریکس مشارکت داشته و یا حتی در این زمینه پیشگام باشد.
فراخوان مشارکت در پروژههای علمی پرچمدار بریکس ۱۴۰۵ با هدف انتخاب سه طرح کلان میانرشتهای و با مشارکت دستکم چهار کشور یکی از همین برنامههاست که از سوی بنیاد ملی علم ایران و با همکاری برنامه علم، فناوری و نوآوری بریکس ارائه شده است.در کنار اینها، این نکته مهم را نیز نباید نادیده گرفت که همکاری با سازمانها و نهادهایی مانند بریکس و یا شانگهای موجب تقویت موضع ایران در مجامع بینالمللی شده و از سوی دیگر به روند ضعف هژمونی آمریکا در حوزههای اقتصادی مانند سلطه دلار و همچنین حرکت به سوی یک جهان چندقطبی و عادلانهتر کمک خواهد کرد.




نظر شما