تحولات منطقه

همزمان با سالروز ازدواج امیرالمؤمنین علی(ع) و حضرت زهرا(س)، سریال «در و تخته» به تهیه‌کنندگی مسعود ملکی و نویسندگی و کارگردانی محسن امانی، از امشب ساعت ۲۱:۱۵ روی آنتن شبکه۲ سیما می‌رود.

گفت‌وگو با کارگردان سریال شبکه۲ که ازدواج آسان را به تصویر کشیده است / قصه های وصال در «دروتخته»
زمان مطالعه: ۸ دقیقه

همزمان با سالروز ازدواج امیرالمؤمنین علی(ع) و حضرت زهرا(س)، سریال «در و تخته» به تهیه‌کنندگی مسعود ملکی و نویسندگی و کارگردانی محسن امانی، از امشب ساعت ۲۱:۱۵ روی آنتن شبکه۲ سیما می‌رود. این مجموعه ۱۱قسمتی با نگاهی اجتماعی، به موضوع ازدواج آسان و چالش‌های جوانان در مسیر تشکیل خانواده می‌پردازد.
در این سریال، بازیگرانی چون سیدعلی صالحی، نادر فلاح، آشا محرابی، امیر سهیلی، بهار نوحیان، فاطمه راد، حنانه آجرلو، پیمان نوری، مرتضی شاه‌کرم، محمد فیلی و شهین تسلیمی ایفای نقش کرده‌اند.
به همین مناسبت، گفت‌وگویی با محسن امانی، نویسنده و کارگردان سریال «در و تخته» داشتیم و درباره روند تولید این اثر، دغدغه‌های مطرح ‌شده در سریال و نگاه آن به مسائل امروز جوانان و خانواده‌ها صحبت کردیم که در ادامه می‌خوانید.

ایده اولیه ساخت «در و تخته» از کجا شکل گرفت؟ چه دغدغه‌ای موجب شد به سراغ موضوع ازدواج جوانان بروید؟

حدود چهار سال پیش، بدون اینکه سفارش یا پیشنهادی از جایی برای پرداختن به این موضوع وجود داشته باشد، با توجه به مشاهداتی که از وضعیت جامعه داشتم، احساس کردم فضای جامعه به‌شدت به سمت غریزی شدن حرکت می‌کند. در عین حال، مسیر و مجرای مناسبی برای ارضای صحیح این غرایز به‌ویژه برای جوانان در سال‌های ابتدایی جوانی، وجود ندارد و خانواده‌ها نیز این مسئله را چندان جدی نمی‌گیرند. وقتی با این مسئله برخوردی صورت نگیرد، طبیعی است که فشار غریزه موجب شود بخشی از جوانان و نوجوانان به سمت اطفای آن از مسیرهای نادرست حرکت کنند. همین مسئله سبب شد موضوع ازدواج آسان و بهنگام برای من جذاب شود و به‌عنوان یک دغدغه جدی به آن فکر کنم. البته در ابتدا نسبت به ورود به این موضوع، اطمینان و دلگرمی کافی نداشتم، چون این نگاه بیشتر یک اجتهاد و برداشت شخصی بود. اما زمانی که بیانات رهبر شهید انقلاب را در سال‌های مختلف بررسی کردم، متوجه شدم ایشان بارها بر این مسئله تأکید داشته‌اند و به‌ویژه در یکی دو سال اخیر نیز اشارات مستقیمی به این موضوع کرده بودند. همین مسئله موجب شد دلگرم شوم و با اطمینان بیشتری کار را آغاز کنم. در نهایت نیز از مسیر و مدخل یک ایده اولیه، که در ابتدا هیچ ارتباط مستقیمی با موضوع ازدواج نداشت، به سمت پرداختن به این مسئله حرکت کردیم؛ مسیری که مخاطبان در جریان روایت سریال «در و تخته» آن را خواهند دید.

در «در و تخته» هم از بازیگران باسابقه استفاده شده و هم چهره‌های جوان؛ این ترکیب آگاهانه بود؟

ترجیحمان این بود که از چهره‌های شناخته‌شده استفاده کنیم تا مخاطب نیز تمایل بیشتری برای تماشای اثر داشته باشد و در عین حال در کنار آن‌ها از چهره‌های جدید و جوان هم بهره ببریم تا ترکیب بازیگران تنوع داشته باشد. با این حال باید گفت در پروژه‌های مختلف، ترکیب‌های بازیگری به‌صورت ایده‌آل و کاملاً طراحی‌شده شکل نمی‌گیرند. در این مسیر، عوامل مختلفی از جمله شرایط تولید، انتخاب‌ها و حتی نوعی تقدیر نیز نقش دارند. در نهایت فکر می‌کنم گروه بازیگری خوبی شکل گرفت و ما به ترکیبی رسیدیم که هم از نظر تجربه و هم از نظر حضور بازیگران جدید و جوان، توانست به فضای کلی سریال کمک کند.

یکی از نقدهایی که همیشه به تلویزیون وارد می‌شود، این است که بعضی سوژه‌ها با زندگی واقعی مردم فاصله دارند؛ چقدر تلاش کردید «در و تخته» از این فضا دور باشد؟
تلاش کردم تصویری که از خانواده‌ها در سریال ارائه می‌شود، بر مبنای مشاهدات و تجربه زیستی خودم باشد؛ چیزهایی که در اطرافم دیده‌ام و با آن‌ها مواجه بوده‌ام. در سریال، دو خانواده را طراحی کردیم که نماینده دو فضای متفاوت هستند؛ خانواده‌هایی مرتبط با طبقه متوسط شهری و طبقه جنوب‌شهری. البته این را هم انکار نمی‌کنم که ممکن است در برخی جنبه‌های زندگی، از واقعیت موجود در جامعه فاصله گرفته باشیم یا نتوانسته باشیم همه جزئیات را دقیق و مستند بازنمایی کنیم، اما در مجموع فکر می‌کنم تصویری که از این خانواده‌ها و سبک زندگیشان ارائه شده، تصویر نسبتاً قابل‌ باوری است و مخاطب می‌تواند با آن ارتباط برقرار کند.

برای نزدیک شدن قصه‌ها به واقعیت جامعه امروز، چقدر تحقیق میدانی یا گفت‌وگو با جوانان داشتید؟

در آغاز شکل‌گیری این پروژه، کار را به‌صورت مستقل پیش می‌بردم و هنوز نهاد یا مجموعه حمایتی مشخصی پشت کار قرار نداشت و امکان اینکه یک گروه تحقیق میدانی، اتاق فکر یا تیم پژوهشی گسترده در کنار پروژه باشد را نداشتم. به همین دلیل، شکل‌گیری فیلم‌نامه بیشتر بر مبنای مشاهدات شخصی، بررسی‌هایی که خودم انجام داده بودم، چیزهایی که خوانده و شنیده بودم و همچنین جست‌وجوهایی که در فضای مجازی داشتم، پیش رفت. اما در ادامه، فیلم‌نامه و طرح کار توسط چند کارشناس مطالعه شد و طبیعتاً آن‌ها به واسطه تخصص و مطالعاتی که داشتند، نظرات و پیشنهادهایی ارائه کردند. در واقع دیدگاه‌ها و تجربه‌های افراد مختلفی که در حوزه کاریشان اهل مطالعه و بررسی بودند، تا حدی به بهبود کیفیت متن کمک کرد.

آیا شخصیت‌ها و موقعیت‌های سریال مابه‌ازای واقعی در جامعه دارند یا بیشتر نماینده یک ایده آرمانی هستند؟

دو شخصیت اصلی که قصه را پیش می‌برند، در واقع نماینده دو نگاه و دو طیف متفاوت در جامعه امروز هستند. یکی از این شخصیت‌ها، به‌نظر من کاملاً نماینده بخشی از جامعه فعلی است؛ فردی که نسبت به حرکت به سمت ازدواج، ترس، تردید و نگرانی دارد و مدام درگیر حساب ‌و کتاب‌ها، قضاوت‌ها و ملاحظات مختلف است. در مقابل، شخصیت دیگری را داریم که بی‌پرواتر عمل می‌کند؛ فردی که سعی می‌کند متوقف نماند، بیشتر بر حرکت و اقدام تأکید دارد و خیلی درگیر قضاوت‌های جامعه نمی‌شود. ممکن است فراوانی چنین افرادی در جامعه امروز کمتر باشد به همین دلیل، این شخصیت تا حدی آرمانی یا دور از واقعیت به نظر برسد. تلاش کردیم دو سر یک طیف را در سریال تصویر کنیم؛ از یک ‌سو آدمی که اسیر تردیدها و ترس‌های رایج است و از سوی دیگر، شخصیتی که نگاه متفاوت‌تری به زندگی و ازدواج دارد. البته من فکر می‌کنم آرمانی بودن یا داشتن نگاه ایده‌آل‌گرایانه، لزوماً اتفاقی منفی‌ نیست.

در طراحی قصه‌ها، بیشتر به سراغ مشکلات اقتصادی رفتید یا مسائل فرهنگی و عاطفی نسل جوان؟

ما هر دو موضوع را مورد توجه قرار دادیم. مشکلات اقتصادی به‌عنوان مانع اولیه و یکی از اصلی‌ترین چالش‌های ازدواج جوانان، در سریال تعریف شده است؛ چون بخش زیادی از جوان‌ها حتی در سنین بالاتر هم به‌دلیل همین مسائل اقتصادی نمی‌توانند به‌درستی به ازدواج فکر کنند و این موضوع همیشه به‌عنوان یک دغدغه و چالش جدی برای آن‌ها وجود دارد. اما در کنار مسائل اقتصادی، سعی کردیم به موضوعات فرهنگی و عاطفی هم بپردازیم. اینکه آیا نسل جوان امروز را می‌توان دارای بلوغ، آمادگی و رشد کافی برای ازدواج دانست یا نه، از جمله پرسش‌هایی بود که در سریال به آن توجه کردیم. تلاش ما این بود که فقط به مشکلات مالی اکتفا نکنیم و نشان دهیم بخشی از مسئله ازدواج، به نگاه فرهنگی، نوع تربیت، مسئولیت‌پذیری، ترس‌ها، تردیدها و حتی برداشت جامعه از جوان‌ها بازمی‌گردد. اینکه آیا می‌شود به نسل جوان اعتماد کرد و آن‌ها را آماده تشکیل خانواده دانست یا اینکه مدام این گزاره تکرار شود که «جوان‌ها هنوز آمادگی ازدواج ندارند»، موضوعی بود که سعی کردیم در قصه به آن بپردازیم و درباره‌اش گفت‌وگو شکل بدهیم.

تلاش کردید بیشتر «مسئله» را نشان دهید یا «راه‌حل» ارائه کنید؟

تلاش اولیه ما بیشتر این بود که ذهن‌ها را نسبت به این موضوع فعال و این پرسش را مطرح کنیم که آیا می‌شود به ازدواج جوان‌ها در سنین جوانی فکر کرد یا نه؟ آیا این موضوع به یک مسئله ممنوعه و دور از دسترس تبدیل شده است؟
به‌نظرم، بیشتر از اینکه بخواهیم یک راه‌حل مستقیم و اجرایی ارائه بدهیم، سعی کردیم طرح سؤال کرده و مخاطب را وارد فکر کردن درباره این مسئله کنیم. البته در دل قصه، نوعی نگاه و مسیر هم وجود دارد، اما این مسیر بیشتر ریشه در مسائل اعتقادی دارد تا صرفاً راهکارهای مادی و دنیایی.

سریال تلاش می‌کند به نسخه‌ای واقعی از ازدواج آسان برسد یا بیشتر روی فرهنگ‌سازی تمرکز دارد؟

این دوگانه «واقعیت یا فرهنگ‌سازی» شاید دوگانه دقیقی نباشد، اما می‌توان گفت در برخی موارد ممکن است شما نقطه‌ای را در روایت تصویر کنید که با واقعیت فعلی جامعه فاصله دارد، اما در عین حال دارید به جامعه می‌گویید به آن سمت حرکت کند. اگر از این زاویه نگاه کنیم و اسم آن را فرهنگ‌سازی بگذاریم، بله؛ من در این اثر دست روی نقطه‌ای گذاشته‌ام که در برخی جنبه‌ها از واقعیت فعلی جامعه فاصله دارد و ممکن است به‌خاطر شرایط اقتصادی و مسائل موجود، پذیرش آن برای برخی ذهن‌ها ساده نباشد.
با این حال، هدف اصلی بیشتر ایجاد یک طرح مسئله و یک چالش فکری بوده است؛ اینکه درباره این موضوع فکر کنیم که آیا می‌توان در شرایط امروز هم ساده‌تر به ازدواج نگاه کرد؟ آیا می‌توان همچنان به وعده‌های الهی باور داشت و بر اساس آن حرکت کرد؟ و اینکه آیا این وعده‌ها در شرایط مختلف تغییر می‌کنند یا ماهیت ثابت و پایداری دارند؟ این‌ها پرسش‌هایی بوده که سعی کرده‌ام در نگاه خودم و در ساخت سریال به آن‌ها توجه بدهم و از طریق روایت داستانی، مخاطب را نیز درگیر این نوع مواجهه فکری کنم.

برای جلوگیری از شعاری شدن سریال چه کردید؟

تعریف من از شعاری شدن این است که کنش یا حرفی که از یک شخصیت صادر می‌شود، با تعریف اولیه‌ای که از آن شخصیت ارائه شده هم‌خوانی نداشته باشد؛ یعنی حرفی در دهان او گذاشته شود یا رفتاری انجام دهد که انتظارش را نداریم و با منطق درونی آن کاراکتر سازگار نیست. بر همین اساس، تلاش کردیم سریال از این آسیب دور بماند و گفتار و رفتار شخصیت‌ها در امتداد هویت خودشان شکل بگیرد. تلاش کرده‌ام کار به سمت شعار نرود، اما این را هم می‌پذیرم که ممکن است در برخی بخش‌ها خودم دچار خطا شده باشم یا حتی درک و برداشت مخاطب با نیت ما متفاوت باشد و نوعی سوءتفاهم شکل بگیرد.

فکر می‌کنید پرداختن به چنین موضوعاتی در قالب سریال، واقعا می‌تواند روی نگاه جامعه اثر بگذارد؟

اگر منظور از اثرگذاری این باشد که یک تغییر مشخص و فوری در جامعه رخ بدهد، پاسخ من منفی است. اما واقعیت این است که همیشه مجموعه‌ای از آثار در کنار هم می‌توانند در طول زمان اثرگذار باشند. شاید بتوان گفت کار ما بیشتر شروع طرح یک موضوع است؛ یعنی زمینه‌ای ایجاد می‌کند تا درباره آن بحث و فکر شود. در ادامه، ممکن است سریال‌ها و آثار دیگری ساخته شوند که این موضوع را تکمیل کنند، به آن عمق بیشتری بدهند یا حتی نواقص و کاستی‌های احتمالی را برطرف کنند. به هر حال، با یک اثر واحد نمی‌توان انتظار داشت که جامعه به‌طور کامل تغییر کند. اگر بتوانیم حتی در حد یک درصد هم ذهن‌ها را نسبت به یک موضوع متمایل‌تر کنیم، همین مقدار نیز می‌تواند ارزشمند باشد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • محمدحسین IR ۱۶:۴۵ - ۱۴۰۵/۰۳/۱۰
    0 0
    انصافاً سریال دل‌نشین و جذابیه. هر چند می‌تونست بهتر هم باشه.