بهگزارش قدس آنلاین، نشریه روابط بینالملل دانشگاه نیویورک(آیآر اینسایدر) در یادداشتی تحلیلی نوشت که در تاریخ ۸ آوریل ۲۰۲۶، تنها چند ساعت پس از آنکه دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، تهدید کرد «یک تمدن کامل» را نابود خواهد کرد، با میانجیگری پاکستان آتشبسی موقت دو هفتهای میان ایران و آمریکا برقرار شد. با وجود این، آتشبس نتوانست بسیاری از مسائل پیچیده میان دو طرف را حل کند و همین موضوع باعث شد آمریکا برای افزایش فشار در روند مذاکرات، محاصرهای دریایی در تنگه هرمز اعمال کند. در پی این اقدام، نیروی دریایی آمریکا اعلام کرد هر کشتی که از بندرهای ایران حرکت کند یا به مقصد این بنادر در حرکت باشد متوقف خواهد شد.
به نوشته این نشریه، اطلاعات اخیر نشان میدهد این محاصره ممکن است بلندمدت باشد و حتی از سوی برخی تحلیلگران اقدامی «تا حدی مؤثرتر از بمباران» توصیف شده است، زیرا فشار اقتصادی گستردهای بر ایران وارد میکند؛ کشوری که پیش از جنگ نیز با ابرتورم مواجه بود. با این حال، تفاوت اصلی این محاصره با نمونههای گذشته در آن است که عملاً یکی از مهمترین گلوگاههای تجارت دریایی جهان را تحت تأثیر قرار داده و پیامدهای آن در سراسر جهان احساس میشود.
در مقابل، ایران نیز تلاش کرده کنترل خود را بر تنگه هرمز اعمال کند و از کشتیهای تجاری عبوری هزینههای سنگین دریافت کند تا بخشی از درآمدهای خود را جبران کند. تحلیلگران معتقدند بعید است تهران تحت فشار این محاصره به سرعت عقبنشینی کند، چراکه شرایط جنگی به تقویت ساختار قدرتی انجامیده که بیش از پیش تحت نفوذ سپاه پاسداران قرار دارد.
از زمان آتشبس اولیه در ۸ آوریل، مذاکرات میان دو طرف بهصورت رفتوبرگشتی ادامه داشته است. ایران تأکید دارد که ابتدا باید درباره وضعیت تنگه هرمز به توافق رسید، در حالی که آمریکا تمرکز خود را بر محدودسازی برنامه هستهای ایران قرار داده است. در مذاکرات ۱۱ آوریل، واشنگتن خواستار توقف ۲۰ ساله غنیسازی اورانیوم شد، اما تهران تنها با توقفی حداکثر پنجساله موافقت کرد. اختلاف نظرهای عمیق در موضوعاتی مانند برنامه هستهای و موشکهای بالستیک ایران، نیروهای نیابتی در منطقه، تحریمها و آزادی ناوبری در تنگه هرمز باعث شده چشمانداز پایان سریع این محاصره چندان روشن نباشد.
در چنین شرایطی، بسیاری از کشتیهای تجاری از حرکت در این مسیر خودداری میکنند. نگرانی از مینهای دریایی احتمالی و توقیف کشتیها توسط هر دو طرف، همراه با تردید شرکتهای بیمه و حملونقل، موجب شده ترافیک دریایی در این مسیر بهمراتب کمتر از سطح پیش از جنگ باشد. در عین حال، برخی شرکتهای پوششی و ناوگانهای پنهان نیز برای دور زدن محدودیتها شکل گرفتهاند که گفته میشود ایران از آنها برای ادامه صادرات خود استفاده میکند.
ادامه درگیری و محاصره در تنگه هرمز تأثیر قابلتوجهی بر اقتصاد جهان گذاشته است. قیمت نفت خام برای نخستین بار از سال ۲۰۲۲ به حدود ۱۲۰ دلار در هر بشکه رسیده و برآوردها نشان میدهد از آغاز جنگ در فوریه ۲۰۲۶ تاکنون بیش از ۵۰ میلیارد دلار نفت خام از چرخه عرضه جهانی خارج شده است.
فشار ناشی از کاهش عرضه نفت در اقتصاد جهانی بهوضوح دیده میشود. امارات متحده عربی، یکی از بزرگترین صادرکنندگان نفت جهان، بهتازگی از آمریکا درخواست خط مبادله ارزی کرده تا ذخایر رو به کاهش دلار خود را تقویت کند. سایر کشورهای خلیج فارس نیز به دلیل محدودیت در صادرات با فشار اقتصادی روبهرو شدهاند، هرچند وضعیت آنها نسبت به اقتصادهای آسیایی و اروپایی بهتر ارزیابی میشود؛ بهویژه در آسیا که حدود ۸۰ درصد نفت مصرفی آن از این تنگه عبور میکند.
در همین حال، برخی کشورها برای مدیریت بحران انرژی دست به اقدامات اضطراری زدهاند. فیلیپین وضعیت اضطراری انرژی اعلام کرده و ژاپن و کره جنوبی برای کاهش هزینهها و استفاده از ذخایر استراتژیک خود اقدام کردهاند. ویتنام و تایلند نیز از شهروندان خود خواستهاند مصرف انرژی را کاهش دهند. پیامدهای این بحران حتی در بازارهای مصرفی نیز دیده میشود؛ بهگونهای که در شهر فیروزآباد هند، قیمت روغن پختوپز که معمولاً حدود ۸۰ روپیه بود، اکنون به بیش از ۲۰۰ روپیه رسیده است.
بحران تنگه هرمز همچنین صنعت هوانوردی را تحت فشار قرار داده است، چرا که کشورهای خلیج فارس حدود ۶۰ درصد سوخت هواپیمای اروپا و ۷۰ درصد سوخت جت آفریقا را تأمین میکنند. شرکت هواپیمایی لوفتهانزا آلمان از لغو حدود ۲۰ هزار پرواز خبر داده و بسیاری از خطوط هوایی بزرگ جهان نیز پروازهای خود را کاهش دادهاند.
کمبود کود شیمیایی نیز از دیگر پیامدهای احتمالی این بحران است؛ زیرا حدود یکسوم عرضه جهانی کود از مسیر تنگه هرمز عبور میکند و اختلال در این مسیر میتواند فصل برداشت ضعیفی برای مناطق مهم تولید غذا از جمله هند، چین و اروپای شرقی رقم بزند. گاز طبیعی مایع نیز از این بحران آسیب دیده است. میدان گازی راسلفان قطر که حدود ۲۰ درصد عرضه جهانی الانجی را تأمین میکند، در روزهای ابتدایی جنگ هدف حمله موشکی قرار گرفت و بازسازی کامل آن ممکن است سه تا پنج سال زمان ببرد.
در حالی که تلاشهای دیپلماتیک برای پایان دادن به جنگ ادامه دارد، پیامدهای بحران خلیج فارس هر روز بیش از گذشته بر اقتصاد جهانی سایه میاندازد و از اروپا تا آسیا و آفریقا، بسیاری از کشورها با چالش تأمین انرژی و کالاهای اساسی مواجه شدهاند؛ بحرانی که به نظر میرسد در سایه تنش میان ایران و آمریکا کمتر مورد توجه قرار گرفته است.




نظر شما