بهگزارش قدس آنلاین، «حمله نظامی برنامهریزی شده به ایران را متوقف کردم»؛ این سکانس دیگری است از عقبنشینی سلسلهوار ترامپ مقابل کشورمان آن هم به حساب دیگران! رئیسجمهور ایالات متحده که برابر مقاومت ملت ایران کم آورده و تا اینجای کار چندین بار مجبور به تغییر سیاستش شده، این گونه مدعی است به خاطر احترام به مطالبه رهبران عرب متحدش، اقدام تهاجمی علیه ایران را به تعویق انداخته است. در بخشی از پیام توییتری ترامپ آمده است: «از سوی امیر قطر، ولیعهد عربستان سعودی و رئیس امارات، از من درخواست شده حمله نظامی برنامهریزی شده ما علیه ایران که قرار بود فردا (سهشنبه) انجام شود، فعلاً متوقف گردد؛ بر اساس احترامم به رهبران یاد شده، به وزیر دفاع دستور دادهام که حمله انجام نشود».
رئیسجمهور آمریکا البته دیروز هم در جمع خبرنگاران کاخ سفید ضمن تکرار تهدیدهای خود مدعی شد هر چند مطمئن نیست اما ممکن است آمریکا مجبور شود دوباره به ایران ضربه بزند (حمله کند). او گفت: منظورم این است که دو یا سه روز، شاید جمعه، شنبه، یکشنبه، چیزی در این حدود، شاید اوایل هفته آینده؛ یک بازه زمانی محدود، چون نمیتوانیم اجازه دهیم آنها سلاح هستهای جدید داشته باشند. رئیسجمهور آمریکا ادامه داد دوشنبه تنها یک ساعت با تصمیمگیری برای انجام یک حمله فاصله داشته، اما این حمله را به تعویق انداخته است.
سفتکن شلکنهای معنادار
در شرایطی که کانال ۱۲اسرائیل مدعی است مهلت ترامپ تنها دو تا سه روز اعتبار دارد، ربط دادن تعویق تهاجم دوباره به خاک ایران به توصیه اعراب در فضایی است که چنین نوع اقداماتی توسط رئیس جمهور آمریکا تازگی ندارد. بهطور نمونه او که با تهدید و فشار در راضی کردن جمهوری اسلامی به امضای توافقی پس از جنگ ۴۰روزه ناکام بود در نهایت با کوتاه آمدن از اولتیماتومهای مدام به تمدید نامحدود آتشبس تن داد. تعطیلی پروژه «آزادی هرمز» (اسکورت کشتیها در تنگه هرمز با ناوگان نظامی) توسط ترامپ آن هم تنها یک روز پس از اعلام طرح، از دیگر عقبنشینیها بود که آن را هم به پای پاکستان و نخست وزیر آن فاکتور کرد! طرح تهدیدهای توهمی و یکجانبه و سپس عقب نشستن در این زمینه آن هم با استناد به خواسته شیوخ عرب که ترامپ آنها را برای دوشیدن ثروت پسندیده و در جنگ اخیر این بهاصطلاح متحدان را مقابل موشکهای ایرانی بیدفاع گذاشت از آن طنزهای تلخ تاریخ است. با این اوصاف پشت پرده بازی جدید رئیس جمهور آمریکا حتماً واقعیات دیگری نهفته است.
در وهله نخست چنین چرخشی را باید به دست خالی ترامپ از گزینههای بهتر مقابل تهران مربوط دانست. او در دو جنگ گذشته شانس خود برای پیروزی و همچنین تحمیل اراده به ایران را آزمود ولی نتیجه آن چه شد؛ نه تنها اورانیوم ۶۰درصدی تکان نخورد، بلکه اتفاقهای اخیر اعمال حاکمیت ایران بر تنگه هرمز را رقم زد و اقتصاد غرب را زیر بلیت جمهوری اسلامی قرار داد. هر چند شخصیت بیثباتی مانند رئیس جمهور ایالات متحده مستعد هر گونه ماجراجویی است، با این حال آن گونه که واشنگتنپست نوشته «ترامپ هیچ گزینه نظامی اثرگذاری برای پایان دادن به بحران جنگ با ایران ندارد؛ چراکه ارزیابی کلی این است که هیچ یک از گزینههای نظامی موجود چه حمله گسترده، چه هدفگیری رهبران و چه عملیات زمینی یا دریایی، راهحل قابل اعتماد و کمهزینهای ارائه نمیدهد و مسیر منطقیتر، حرکت به سمت توافق و کاهش تنش است».
دستور کار ترسناک تهران برای ترامپ
قدرت پدافندی، موشکی و دریایی ایران عامل دیگری است که ترامپ را به عقبنشینی از تهدیدهای ابتدایی وامیدارد. به اذعان رسانههای غربی جمهوری اسلامی هنوز ۷۰درصد توان موشکی و پهپادی خود را حفظ کرده و این در فضایی است که با بسته شدن تنگه هرمز، نیروی دریایی نیز به ابزار قدرت مهمی برای جمهوری اسلامی تبدیل شده است.
در همین باره منابع غربی بهویژه بر اثرگذاری قایق تندرو ایران در حوزه دریایی تأکید دارند. همزمان نیویورک تایمز با اشاره به ماجرای سرنگونی جنگنده اف-۱۵ در ماه گذشته و ضدهوایی زمینپایه که به یک اف-۳۵ اصابت کرد، از احتمال ردیابی الگوی پروازی جنگندههای آمریکایی توسط ایران با کمک روسیه خبر داده و نسبت به آن هشدار میدهد. این رسانه سپس مینویسد: پنتاگون هشدار داده است ایران با بازسازی پدافند هوایی خود به توانایی «ردگیری عملیات هوایی» آمریکا دست یافته و همین هشدار دونالد ترامپ را واداشت موج تازه حملات علیه تهران را متوقف کند.
تهران همچنین در مسیر توصیههای رهبر معظم انقلاب تحمیل هزینه به دشمن در حوزههای جدید را در دستور کار قرار داده که چنین نیتی بر محاسبات دشمن اثرگذار خواهد بود. حضرت آیتالله العظمی سیدمجتبی خامنهای در پیام خود که ۲۱ اسفند سال گذشته منتشر شد، فرمودند: «در مورد گشودن جبهههای دیگری که دشمن در آن تجربه ناچیزی دارد و بهشدت در آن آسیبپذیر خواهد بود مطالعاتی صورت گرفته است و فعالسازی آن در صورت استمرار وضع جنگی و بنا بر رعایت مصالح صورت خواهد گرفت».
با این اوصاف ایران پس از دو جنگ گذشته بیکار ننشسته و همزمان با تقویت ابزارهای میدان، حوزههای جدید اثرگذاری بر دشمن را تعریف و مشخص کرده که میتواند بستن تنگه بابالمندب، هدف قرار دادن کابلهای اینترنتی زیردریایی در خلیج فارس و حتی هدف گرفتن پروژه کلان گوگل و آمازون و ساختمان فوقحساس اینتل در سرزمینهای اشغالی را شامل شود. تهران البته هدف قرار دادن مراکز انرژی منطقه در صورت هر گونه حماقت علیه کشورمان را پیشتر روی میز گذاشته است.
در میانه آتشبس، نفت برنت روز گذشته از بشکهای ۱۱۰دلار هم گذر کرد و این در حالی است که درگرفتن جنگ که با حمله قطعی جمهوری اسلامی به تأسیسات نفتی منطقه همراه خواهد بود، کابوسی ترسناک برای واشنگتن رقم خواهد زد. اعمال کنترل بر تنگه هرمز هم سبب شده نبض اقتصاد جهان در اختیار ایران قرار گیرد و همه این موارد ترامپ را مجبور کرده درباره محاسبات جنگی خود با جمهوری اسلامی محتاطتر رفتار کند.
دو سناریو جانبی
با این حال درباره عقبنشینی رئیس جمهور آمریکا از تهدیدها به دو نکته حاشیهای هم باید توجه داشت؛ نخست بازی فریبی است که احتمالاً او برای راضی کردن ایران برای تن دادن به خواستههایش و کوتاه آمدن مقابل او چیده است. در حالی که محسن نقوی، وزیر کشور پاکستان به عنوان میانجی گفتوگوها روز گذشته هنوز در ایران بود و برخی مدعی ارائه پیشنویس اصلاح شده ایران به آمریکا از طریق او بودند، روی پرده بردن سناریو حمله و کوتاه آمدن کمی مضحک است و میتواند با هدف فشار و متقاعد کردن ایران به امتیازدهی صورت گرفته باشد.
از توییت ترامپ هم چنین منظوری قابل دریافت است. او در حالی در بخش نخست مدعی است که به خواسته اعراب حمله به ایران را متوقف کرده که در ادامه مینویسد: «اکنون مذاکراتی جدی در جریان است».
البته در نقطه کاملاً مقابل، بازی ترامپ میتواند سناریویی برای پرت کردن حواسها و آغاز حمله غافلگیرانه دیگری تلقی شود. نیویورکتایمز تأکید میکند اظهارات ترامپ درباره تعویق جنگ ممکن است فریب و گمراهسازی باشد و او هنوز هم ممکن است به حملات ادامه دهد. نباید از یاد برد که دو حمله گذشته آمریکا دقیقاً در وسط مذاکرات و هنگامی که خوشبینیها درباره رسیدن به توافق وجود داشت اتفاق افتاد.
اتفاقهای چند روز اخیر در کشور از جمله حمله عناصر مزدور به معدن طلایی در سقز و افزایش تحرکات گروهکهای تروریست در جنوب شرق که دیروز با اعلام انهدام چهار هسته تروریستهای تکفیری در جنوب شرق ایران توسط وزارت اطلاعات همراه بود، شاید تمرین و زمینهسازی دشمن برای چنین سناریویی باشد و باید نسبت به آن کاملاً حساس بود.




نظر شما