تحولات منطقه

۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۶:۱۰
کد مطلب: ۱۱۴۸۲۵۸

تداوم تورم بالای ۴۳ درصد در سال‌های اخیر، فقط معیشت مردم را تحت فشار قرار نداده،بلکه نگاه نسل جوان به آینده، کار، ازدواج و فرزندآوری را نیز دگرگون کرده و خطر انتقال بین‌نسلی انتظارات تورمی را به یکی ازتهدیدهای تازه اقتصاد و جامعه ایران بدل ساخته است.

زمان مطالعه: ۶ دقیقه

به‌گزارش قدس آنلاین، استمرار نرخ تورم سالانه بالای ۴۳ درصد در بازه زمانی سال‌های ۱۳۹۷ تا ۱۴۰۴، دیگر یک نوسان گذرا، شوک موقت اقلیمی یا عارضه جانبیِ تنش‌های سیاسی نیست؛ این شاخص صعودی، ساختاری و بی‌رحم، امروز به عنوان یک «فکت تاریخیِ تثبیت‌شده» در بدنه اقتصاد کلان ایران خودنمایی می‌کند. طی این دوره هشت‌ساله، اگرچه اقتصاددانان و کارشناسان بی‌وقفه قلم زده‌اند تا ریشه‌های این بیماری مزمن پنجاه‌ساله را کالبدشکافی کنند، اما فراتر از تحلیل‌های تکنیکال روی کاغذ و آمارهای انتزاعی، اتفاق تامل‌برانگیز و خطرناک‌تری در لایه‌های زیرین جامعه رخ داده است.

تورم مستمر و پرشتاب، روان‌شناسی توده‌ها را دگرگون کرده، زیست‌بوم تصمیمی آحاد جامعه را تغییر داده و سبک زندگی جدیدی را پدید آورده که در آن، «آینده‌نگری و برنامه‌ریزی» جای خود را به «روزمرگی دفاعی و بقای آنی» داده است؛ تغییری بنیادین که در روز ملی جمعیت، باید از زاویه‌ای کاملاً نوآورانه یعنی از دریچه «انتقال بین‌نسلی انتظارات» به آن نگریست.

حساس‌ترین، هوشمندترین و در عین حال آسیب‌پذیرترین لایه جمعیتی کشور که اکنون با دقتی مفرط و گزنده، این دوره هشت‌ساله و سرنوشت اسف‌بار «بازندگان تورم» را تماشا می‌کند، گروه سنی ۱۵ تا ۲۹ سال است. طبق آمارهای رسمی مرکز آمار ایران، این بخش از جامعه حدود ۲۰ درصد از کل جمعیت کشور را تشکیل می‌دهد؛ نسلی که در حساس‌ترین سال‌های شکل‌گیری هویت، آگاهی اجتماعی و بلوغ اقتصادی‌اش، هیچ تصویری از «ثبات، آرامش بازار و پیش‌بینی‌پذیری» را تجربه نکرده است.

پنجره طلایی عمر این گروه که شامل پشت‌کنکوری‌های پرامید، فارغ‌التحصیلان جویای نامِ آموزش عالی و متقاضیان تازه‌نفس بازار کار می‌شود درست در زمستان اقتصادی ایران گشوده شده است. این نسل، پویاترین موتور محرک برای تحرک اجتماعی، نوآوری و نوسازی ساختار کشور است، اما دقیقاً به دلیل همین پویایی و نیاز به افق دید روشن، به شدت در برابر سیگنال‌های ناامیدکننده محیطی آسیب‌پذیر است. آن‌ها با نگاه به طبقات پیشین خود به عینه دیده‌اند که چطور ارزش دسترنج، تخصص و پس‌انداز، ظرف چند ماه دود می‌شود و چطور فرمول‌های سنتی و اخلاقیِ «تلاش، تحصیل، پس‌انداز و سپس رفاه» کارایی خود را از دست داده‌اند.

دقیقاً در مرز همین بیداریِ تلخ است که بزرگ‌ترین تهدید ساختاری اقتصاد و جامعه ایران متولد می‌شود: «خطر انتقال بین نسلی انتظارات تورمی». وقتی یک جوان ۲۰ ساله در بدو ورود به جامعه پذیرفت که فردا همه‌چیز به شکل سیستماتیک گران‌تر از امروز خواهد بود، رفتار اقتصادی او از شکل «مولد و ثروت‌آفرین» به شکل «محافظه‌کارانه، نوسان‌گیرانه و تدافعی» تغییر می‌یابد.

خطر اصلی اینجاست که این ذهنیت تورم‌زده، سیاست‌گذاری‌های کلان کشور برای مهار گرانی در سال‌های آینده را به شدت دشوارتر و شاید غیرممکن کند؛ چرا که وقتی یک نسل، پیشاپیش اسارت در بند تورم را به عنوان یک قانون لایتغیر پذیرفته باشد، هر نوع سیاست پولی اصلاحی با سد محکمِ «بی‌اعتمادی و پیش‌خوریِ تورم» مواجه می‌شود. در چنین اتمسفری، هر جرقه‌ای در بازار به حریق بزرگی از هجوم برای تبدیل ریال به دارایی‌های ثابت یا ارز بدل می‌شود و سیاست‌گذار را در یک مارپیچ بی‌انتها از بی‌اثریِ ابزارهای پولی و مالی گرفتار خواهد کرد.

اما ابعاد این فاجعه به بازارهای مالی، خودرو و دلار محدود نمی‌ماند، بلکه عمیق‌ترین و جبران‌ناپذیرترین ترکش‌های آن به نهاد خانواده و روندهای دموگرافیک اصابت می‌کند؛ جایی که بستر تورم مزمن، زمین بازیِ تصمیمات حیاتی مانند تشکیل خانواده و فرزندآوری را به کلی دگرگون ساخته است.

جوان ۱۵ تا ۲۹ ساله‌ای که افق دیدش به دلیل انتظارات تورمیِ افسارگسیخته به چند ماه یا حداکثر چند هفته تقلیل یافته، چگونه می‌تواند تعهدی بلندمدت، استراتژیک و چندده‌ساله مانند ازدواج و تربیت فرزند را در آغوش بکشد؟ فرار از هزینه‌های سرسام‌آور مسکن، بهداشت و آموزش، این نسل را به سمت «تجرد گزینشی» یا «خانواده‌های سلولی و بدون فرزند» سوق می‌دهد.

در واقع، انتظارات تورمی شدید مانند یک عایق ضخیم و ضدضربه، مانع از اثربخشی هرگونه مشوق جمعیتی، وام‌های فرساینده و طرح‌های جوانی جمعیت می‌شود؛ چرا که سرعت رشد تورم واقع در کف بازار، همیشه فرسنگ‌ها جلوتر از رقم تسهیلات مصوب دولتی حرکت می‌کند.

در واقع، انتظارات تورمی شدید مانند یک عایق ضخیم و ضدضربه، مانع از اثربخشی هرگونه مشوق جمعیتی، وام‌های فرساینده و طرح‌های جوانی جمعیت می‌شود؛ چرا که سرعت رشد تورم واقع در کف بازار، همیشه فرسنگ‌ها جلوتر از رقم تسهیلات مصوب دولتی حرکت می‌کند.

این انفعال تحمیلی و تدافعی در حالی رخ می‌دهد که اتمسفر حاکم بر جامعه امروز ایران، سرشار از تضادهایی ژرف و معنادار است. ما در دورانی به سر می‌بریم که پس از چالش‌ها و آسیب‌های ناشی از جنگ تحمیلی سوم، روح حماسه و فداکاری دگرباره در شریان‌های شهر جاری شده است. نگاهی به شب‌های میهن نشان می‌دهد که چطور جان‌فدایان و مدافعان امنیت، با حضوری مقتدرانه و بی‌ادعا در خیابان‌ها، امنیت فیزیکی این مرز و بوم را تضمین می‌کنند و جلوه‌ای از ایثار دوران دفاع مقدس را به نمایش می‌گذارند.

پارادوکس بزرگ اینجاست: نسلی که جوانانش در ترازوی حماسه و غیرت ملی، این‌گونه جان‌برکف ثبات مرزها و امنیت سنگرها را پاس می‌دارند، نباید در پشت سنگرهای اقتصادی و در مواجهه با غول تورم، خود را بی‌دفاع و بی‌سلاح بیابند. حماسه حضور شبانه این جان‌فدایان مقتدر، پیامی روشن برای مدیران و تصمیم‌سازان کلان دارد؛ این که ثبات فیزیکی و اقتدار بیرونی کشور، نیازمندِ بازسازی فوریِ سنگرهای داخلی، امنیت روانی و اقتصاد خانواده است.

بدون شک، شرایط خاص، مضایق بین‌المللی و اولویت‌های امنیتی و سیاسی کلان کشور در موقعیت فعلی قابل فهم است و تنظیم استراتژی‌ها بر اساس واقعیت‌های منطقه‌ای از ضرورت‌های حاکمیتی محسوب می‌شود؛ لیکن نباید فراموش کرد که فرسایش سرمایه انسانی، مهاجرت نخبگانِ این گروه سنی و پیر شدن سیستماتیک و زودهنگام جمعیت، خود بزرگ‌ترین و پایدارترین تهدید امنیتی برای آینده این مرز و بوم است.

تصمیم‌سازان کلان کشور در موقعیت فعلی باید متوجه این حقیقت باشند که پیامد هر تصمیمی در حوزه سیاست خارجی و داخلی، بلافاصله در ترازوی انتظارات تورمیِ نسل جوان سنجیده می‌شود. اگر امروز شجاعت حماسیِ حاکم بر میدان را به حوزه تصمیم‌گیری اقتصادی تزریق نکنیم و با گام‌هایی ملموس، پیام‌آور ثبات و افق‌گشایی برای این ۲۰ درصدِ سرنوشت‌ساز نباشیم، فردا فرآیند پیری جمعیت ایران به چاله سیاه و بی‌بازگشتی خواهد رسید که هیچ بودجه‌ای توان خروج از آن را نخواهد داشت

برای عبور از این کلان‌بحران، پشتیبانی از جبهه خانواده و بازگرداندن امید به نسل ۱۵ تا ۲۹ سال، سیاست‌گذار باید از رفتارهای مسکّن‌وار دست کشیده و بسته‌ای جامع از اصلاحات ساختاری را به اجرا بگذارد:

از آنجا که نرخ تورم، ارزش وام‌های ازدواج و فرزندآوری را به سرعت بلعیده و اثربخشی آن‌ها را ناچیز می‌کند، دولت باید مشوق‌ها را به ارائه‌ زمین رایگان، واحدهای مسکونی استیجاری به شرط تملیک طولانی‌مدت، یا سهام کارخانجات مادر متصل کند تا ارزش این حمایت‌ها در برابر تورم واکسینه شود.

تا زمانی که جامعه و نسل جوان سیگنالی مبنی بر کنترل علمی نقدینگی و قطع دست‌اندازی دولت به منابع بانک مرکزی را دریافت نکنند، انتظارات تورمی فروکش نخواهد کرد. اعلام رسمی و پایبندی به یک «کانال هدف‌گذاری تورمِ تک‌رقمی» با ابزارهای نرخ بهره واقعی، اولین گام برای جلب اعتماد مجدد این نسل است.

ایجاد صندوق‌های سرمایه‌گذاری ملی ویژه متولدین اواخر دهه ۷۰ و دهه ۸۰، که منابع آن از محل درآمدهای معدنی یا انرژی تأمین شده و معاف از مالیات باشد. این صندوق‌ها می‌توانند به عنوان پشتوانه مالیِ مطمئن برای اشتغال، ازدواج و مسکن جوانان عمل کنند و افق دید ذهنی آن‌ها را از چند ماه به چند سال توسعه دهند.

مسکن، بزرگ‌ترین غول ناشی از انتظارات تورمی است که جوانی جمعیت را به مسلخ برده است. حاکمیت باید با تمرکز بر ساخت مسکن‌های کوچک‌متراژ اما باکیفیت حمایتی در بافت‌های شهری و واگذاری رایگان ۵ تا ۷ ساله به زوج‌های جوان دانشجو یا تازه‌وارد به بازار کار، این هزینه کمرشکن را از سبد آن‌ها حذف کند.

انتظارات تورمی، ریشه در روان‌شناسی و اخبار دارد. تغییر لحن تیم اقتصادی دولت، پرهیز از تصمیمات شبه‌شبانه و پیش‌بینی‌ناپذیر در بازارها، و گشایش‌های هوشمندانه در روابط بین‌الملل، می‌تواند فضای روانیِ جامعه را از حالت تدافعی به حالت ثبات هدایت کرده و به نسل جوان این پیام را مخابره کند که تلاش و ایثار در خاک وطن، همانند حماسه مدافعان امنیت، ارجمند و بازتولیدکننده ثروت و آینده است

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha