بهگزارش قدس آنلاین، اگر بتوان رویدادهای سیاسی دو روز اخیر را نشانه بالا گرفتن تنش و یا جنگ روانی واشنگتن تعبیر کرد، بیانیه دیروز سپاه آب سردی بر پیکر دشمن و هشدار واضح و ترسیم خطوط قرمز مقابل چنین نیت و رویکرد کاخ سفیدنشینان بود. تعیین مهلت دوباره ترامپ، گفتوگوی تلفنی «طولانی، پرحرارت و دراماتیک» وی با نخست وزیر رژیم صهیونیستی!، سفر سیدمحسن نقوی، وزیر کشور پاکستان به عنوان میانجی گفتوگوهای صلح به تهران آن هم در کمتر از ۲۴ ساعت گذشته، اعلام سفر گروسی، دبیر کل مدیر کل آژانس بینالمللی انرژی اتمی به امارات (فردی که پیشتر با طرح اتهامات، نقش مهم و واضحی در تکمیل پازل تهاجمی دشمن علیه ایران داشت) و حتی دیدار شی و پوتین که در آن صراحتاً رویکرد آمریکا و اسرائیل در خاورمیانه محکوم شد، از جمله همین رویدادهاست که تب تند سیاست را در منطقه نشان میدهد.
رهبر شهید انقلاب، حضرت آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای، ۱۲بهمن پارسال به آمریکا هشدار داده بودند که «اگر جنگی راه بیندازید، جنگ منطقهای خواهد بود» و در جنگ تحمیلی ۴۰روزه، دستور فرمانده کل قوا به بهترین شکل پیاده شد؛ حال سپاه پاسداران درباره تحولات منطقه بیانیهای صادر کرده که در آن یک کلیدواژه برجسته است؛ هشدار درباره جنگ فرامنطقهای.
خط کشی واضح مقابل رویکرد تهاجمی دشمن
در بخشی از بیانیه مذکور درباره تحولات جاری منطقه آمده است: «اگرچه دو ارتش از پرهزینهترین ارتشهای جهان با تمام امکانات به ما حمله کردند اما ما همه ظرفیتهای انقلاب اسلامی را علیه آنان وارد عمل نکردیم. اگر تجاوز به ایران تکرار شود جنگ منطقهای که وعده داده شده بود، این بار به فراتر از منطقه کشیده خواهد شد و ضربات کوبنده ما در جاهایی که تصور آن را ندارید شما را به خاک سیاه خواهد نشاند». متن مذکور از خط کشی مشخص جمهوری اسلامی مقابل رویکردهای تهاجمی دشمن حکایت دارد. پیام واضح است. اگر در جنگ گذشته تهران با گسترش پهنه نبرد یقه طرفهای منطقه و شریک جرم آمریکا و رژیم صهیونیستی را گرفت، در صورت حماقتی دیگر، این بار با فرامنطقهای شدن صحنه نزاع، کل جامعه جهانی به عنوان ناظر بیطرف که واشنگتن را در تهاجم گستاختر میکند هزینه خواهند داد.
تکرار سناریو هرمز در «بابالمندب»
ایران البته با اعمال حاکمیت بر تنگه استراتژیک هرمز، دومین آبراهه پر رفت و آمد جهان و محل گذر ۲۵درصد کل عرضه جهانی نفت - که آن هم پیامد حماقت ترامپ و دار و دستهاش است - همین حالا طعم جنگ فرامنطقهای را به دشمن چشانده و اقتصاد جهانی را به تلاطم درآورده است. با این حال در صورت تحمیل جنگی دیگر، جمهوری اسلامی مسلماً برای بازخواست دشمن در سطح وسیعتر ابزارهای مهم دیگری در اختیار دارد.یکی از گزینههای در دسترس، تکرار سناریو هرمز در «بابالمندب» است. این آبراه محل گذر روزانه ۷میلیون بشکه نفت بوده و سهم قابل توجهی از ترافیک کانتینری جهان بین آسیا به اروپا را به خود اختصاص داده است. جالب آنکه طبق اعلام سازمان بنادر رژیم صهیونیستی، ۸۵درصد تجارت اسرائیل با آسیا از طریق دریای سرخ انجام میشود. گزارش رسانههای بینالمللی حاکی از آن است با نفوذ بر تنگه هرمز و بابالمندب، ایران کنترل دو گلوگاه حساس و حیاتی جهان را در دست میگیرد و با این اهرمها میتواند جریان انرژی و مسیرهای تجاری جهان را تحت تأثیر قرار داده و اقتصاد دنیا را دستکاری کند. واقعیتهای موجود هم بیانگر آن است که در صورت تعرض به ایران، بابالمندب به معادلات جنگ وارد خواهد شد. در این باره میتوان به اظهارات روز گذشته محمدحسن نامی، دستیار ویژه وزیر کشور اشاره کرد که با اشاره به این مسئله گفت: «سه تنگه هرمز، مالاکا و بابالمندب مهمترین چکپوینتهای استراتژی جهان هستند. تا الان بنا بهدلایلی فقط از ظرفیت تنگه هرمز استفاده کردیم. اگر لازم شد از تنگه بابالمندب استفاده کنیم، قیمت نفت حتماً به بالای ۲۰۰ تا ۲۵۰ دلار میرسد».
برگههای مهم ایران در حوزه نظامی
نکته گفته شده از جهت اعمال فشار اقتصادی مهم است اما جمهوری اسلامی در حوزه نظامی برگههای خوبی برای تحمیل هزینه بر دشمن در اختیار دارد. هدف گرفتن تأسیسات استراتژیک آمریکا و متحدانش در فراتر از منطقه و بهویژه در جغرافیای اروپا میتواند مد نظر باشد. پایگاههای آمریکا، انگلیس و رژیم صهیونیستی در قبرس که به کانونی برای جاسوسی و جمعآوری اطلاعات و همچنین محلی برای استقرار جنگندههای اسرائیلی تبدیل شده یک هدف بالقوه مهم است. به این دایره پایگاه اینجرلیک ترکیه محل استقرار نظامیان ناتو را باید افزود. تهران به دلیل ملاحظاتی تاکنون درباره زیر آتش بردن این مقر، احتیاط به خرج داده اما با گسترش نبرد هیچ بعید نیست مصلحتاندیشیهای گذشته کنار گذاشته شده و در راستای تنبیه متحدان ناتویی واشنگتن این مرکز جزو اهداف قرار گیرد. (البته به دلیل مناسبات با آنکارا در این باره باید کمی محتاط بود)
توسعه موشکها با بردی تا ۸هزار کیلومتر
در حالی که احمد بخشایش اردستانی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس پس از جنگ ۱۲روزه مدعی برداشته شدن محدودیت برد موشکی از سوی رهبر شهید انقلاب شده و محسن زنگنه، دیگر نماینده مجلس دقیقاً یک سال پیش، ۲۹ اردیبهشت روی آنتن زنده تلویزیون در صحبتهایی حاشیهساز از تست موشک بالستیک قارهپیما توسط ایران -که مورد اشاره نتانیاهو هم قرار گرفته و وی با استناد به آن مدعی شد جمهوری اسلامی در حال توسعه موشکها با بردی تا ۸هزار کیلومتر است - سخن گفت، چنین تحرکاتی را میتوان تلاش تهران برای زیر ضرب بردن اهداف دشمن در فواصل دورتر تلقی کرد.
یکی از این نقاط مورد توجه، پایگاه نظامی فوق استراتژیک مشترک آمریکا و انگلیس در قلب اقیانوس هند است. پیشتر روزنامه والاستریت ژورنال مدعی شده بود ایران، «دیگو گارسیا» راهبردیترین پایگاههای نظامی آمریکا در خارج از مرزهای این کشور که محل استقرار بمبافکن، زیردریاییهای هستهای و ناوشکنها بوده و حدود ۳هزار و ۸۰۰ کیلومتر با جنوبیترین نقطه ایران فاصله دارد را با موشکهای بالستیک هدف گرفته است. این اقدام که البته از سوی تهران تأیید نشد همان زمان از سوی رسانههای غربی، تمرین و تلاشی برای خسارت وارد کردن به منافع آمریکا در جغرافیای فراتر از خاورمیانه قلمداد شد و واضح است که در جنگ احتمالی بعدی میتواند به بانک اهدافی ایران افزوده شود.
گسترش دایره کنترل دریایی
در نهایت کشاندن درگیری دریایی به آبهای فرامرزی تا اقیانوس هند و دریای عرب نیز سناریو محتمل است. جمهوری اسلامی پیشتر با مینگذاری در تنگه هرمز نشان داده توانایی مدیریت در مسیرهای دریایی را خوب بلد است. در حالی که بسیاری از کارشناسان معتقدند با کوچکترین اقدام نظامی دشمن، ایران در نخستین واکنش، محاصره دریایی را خواهد شکست، گسترش دایره کنترل دریایی خواب دشمن را بیش از پیش آشفته خواهد کرد.




نظر شما