نمایش «دیکتهطور» به کارگردانی علیرضا معروفی، با روایتی نمادین و فضایی مینیمال، تقابل نسلها و بازتولید قدرت در ساختار خانواده را دستمایه روایت خود قرار داده است.
داستان نمایش درباره پدری مستبد است که فرزندانش برای تصاحب خانه و رهایی از سلطه او وارد کشمکش میشوند. «زمان» پسر کوچک خانواده، تلاش میکند رضایت پدر را برای ساختن زندگی مشترک با دختر مورد علاقهاش جلب کند اما این تقابل به بحرانی تلخ ختم میشود.
در روند روایت، اقتدار پدر به تدریج فرو میریزد و اتحاد فرزندان علیه او شکل میگیرد؛ هرچند در پایان، چرخه قدرت بار دیگر تکرار میشود و فرزندی جای پدر را میگیرد.
علیرضا معروفی در این اثر با استفاده از دیالوگهای دقیق، طراحی مینیمال و نمادهایی چون «آجر»، فضای متزلزل قدرت و ترس را بازنمایی میکند. آجرها در طول نمایش به نمادی از ساختار پوسیده اقتدار تبدیل میشوند؛ ساختاری که در نهایت فرو میپاشد.
موسیقی نیز در هماهنگی با فضای اثر، روایت را همراهی میکند و در کنار بازیهای کنترلشده و دور از اغراق بازیگران، مخاطب را با مفاهیمی چون خشونت، حذف، قدرت و تکرار تاریخی مواجه میسازد.
«دیکتهطور» تلاشی است برای روایت فلسفی و اجتماعی از مناسبات قدرت؛ نمایشی که در مدتزمانی کوتاه، مخاطب را به تأمل درباره چرخه بیپایان استبداد و جانشینی آن وا میدارد.




نظر شما