پیشگویی و پیشبینی، صرفنظر از درست و غلط بودن یا علمی و غیرعلمی بودنش، همیشه برای انسانها جذاب است. البته پیشگوها و حدسبزنهای رویدادهای جهان هم اغلب روشها و مبانی متنوعی برای کارشان دارند. از آنهایی که مدعیاند اوضاع آسمان و ستارگان، اساس کارهایشان است تا کسانی که با آمار و ارقام و فرمول و مباحث علمی کارشان را پیش میبرند. در سال ۲۰۲۶ و دورانی که وقوع بحرانهای مختلف، جهان را تهدید میکند، گویا برخی از پیشبینیکنندگان، ابزار کار تازه و عجیب و غریبی برای پیشبینی فرا رسیدن بحرانی شبیه به آخرالزمان پیدا کردهاند.
ایده اولیه
شاید شما هم مثل من بارها به این موضوع فکر کردهاید که اگر قرار باشد جهان روزی از هم بپاشد، چه کسی زودتر از بقیه بو میبرد؟ ما؟ رسانهها؟ سیاستمدارها؟ یا اصلاً هیچکدام؟ حالا فرض کنید یکی هم واقعاً زودتر از بقیه فهمید. آیا قرار است بیاید و بیدارباش عمومی بدهد؟ یا نه... خیلی آرام و بیسروصدا، چمدانش را ببندد و از در پشتی بزند به چاک؟ راستش این کنجکاوی، ضعف مشترک بیشتر ما آدمهاست؛ اینکه دوست داریم قبل از بقیه بفهمیم «بعدش چه میشود».
شاید به همین خاطر است که از رمال سر کوچه گرفته تا تحلیلگر والاستریت، همه به شکلی نانشان را از کنجکاوی ما درباره آینده درمیآورند. یک روز ستارهها و خطوط کف دست ابزار پیشبینی بودند و امروز دادهها، نمودارها و الگوریتمها جای آنها را گرفتهاند. اما شاید باور نکنید که در یکی از جدیدترین نسخههای این ماجرا، پای جتهای خصوصی میلیاردرها هم وسط کشیده شده.
ایدهای که اول از همه به ذهن «کایل مکدونالد» رسید؛ برنامهنویس و هنرمند اهل لسآنجلس که سالهاست در مرز باریک بین فناوری، داده، هنر و یک جور کنجکاوی وسواسگونه حرکت میکند؛ پروژه او «سیستم هشدار زودهنگام آخرالزمان» نام دارد و جالب است بدانید در مصاحبهای میگوید زمانی که تهدیدهای سیاسی درباره ایران و نابودی تمدنش را شنیده، یک سؤال مدام در ذهنش تکرار میشده: اگر واقعاً اتفاق مهمی در راه باشد، آیا میشود ردپای آن را در دادههای عمومی پیدا کرد؟ سپس به این موضوع فکر کرد که قبلترهم افراد نزدیک به قدرت بارها در بازارهای مالی، سرمایهگذاریها و حتی دنیای رمزارزها از اطلاعات زودهنگام سود بردهاند. پس چرا این منطق را برای ریسکهای بزرگتر دنیا امتحان نکنیم؟
چندهزار کاربر
سیستم کایل مکدونالد از شبکهای از گیرندههای رادیویی در نقاط مختلف جهان استفاده میکند تا دادههای پروازی هواپیماها را جمعآوری کند؛ دادههایی که موقعیت، ارتفاع، سرعت و مسیر پرواز را نشان میدهند. بعد از میان انبوه پروازها، جتهای خصوصی و پروازهای چارتر جدا میشوند و الگوریتم شروع میکند به حسابوکتاب.
اینکه امروز چند جت خصوصی در آسمان است؟ در یک روز معمولی باید چند تا باشد؟ تعطیلات چه فرقی ایجاد میکند؟ کریسمس چطور؟ خلاصه سیستم تلاش میکند بفهمد شرایط «عادی» دقیقاً چه شکلی است، چون تا وقتی ندانیم وضعیت عادی چیست، نمیتوانیم غیرعادی بودن چیزی را تشخیص دهیم.درنهایت هم یک شاخص هشدار از سطح یک تا پنج ساخته میشود. سطح یک یعنی همهچیز روی غلتک است و طبیعتاً سطح پنج هم یعنی تعداد جتهای خصوصی از میانگین یک سال گذشته بیشتر شده است. مردم به این دادهها نگاه میکنند و چون اعتماد به رسانهها و نهادهای رسمی مثل گذشته نیست، خیلیها دنبال نشانههای غیررسمی میگردند.
برای بعضیها رفتار افرادی مثل ایلان ماسک و جف بزوس به یک جور قطبنما تبدیل شده است؛ اگر جابهجا شوند یا سفر غیرمنتظرهای بروند، لابد خبری هست. شاید به همین دلیل است که «سیستم هشدار آخرالزمان» حالا چند هزار کاربر دارد؛ افرادی که حتی حاضرند سالی ۵ دلار بپردازند تا اگر دنیا روزی خواست به آخر برسد، حداقل با یک نوتیفیکیشن غافلگیر نشوند!
الگوهای پنهان قدرت و اطلاعات
اگر سری به این وبسایت بزنید، با انبوهی از واکنشهای کاربران روبهرو میشوید؛ واکنشهایی که هم بامزهاند و هم تأملبرانگیز. یکی از کاربران نوشته بود: «بیشتر از هر چیز دوست دارم بدانم اگر واقعاً آخر دنیا بشود، این میلیاردرها قرار است کجا فرود بیایند؟».
کاربر دیگری پاسخ داده بود: «احتمالاً همان پناهگاههایی که سالهاست دارند برایشان خرج میکنند».
یک نفر هم نوشته بود: «پناهگاه آخرالزمانی برای ثروتمندان شبیه بخش ویآیپی کشتی تایتانیک است؛ فقط لوکستر و گرانتر».
اما شاید جالبترین واکنش متعلق به فردی بود که خودش را خلبان معرفی کرده بود. او نوشته بود: «همه فکر میکنند اگر آخر دنیا بشود، خلبانها تا آخرین لحظه میلیاردرها را جابهجا میکنند.
ولی اگر واقعاً آن روز برسد، چرا باید خانواده خودم را رها کنم و بروم یک میلیاردر را نجات بدهم؟». البته عدهای هم از زاویه فنی وارد بحث شدهاند و میگویند در یک سناریو هستهای واقعی، احتمالاً بسیاری از این جتها اصلاً فرصت بلند شدن پیدا نمیکنند.
بنابراین به نقل از خبرآنلاین کارشناسان تأکید میکنندچنین سیستمی نمیتواند بهطور علمی جنگ، فاجعه یا پایان دنیا را پیشبینی کند. هیچ مدرک مستقیمی وجود ندارد که نشان دهد افزایش پرواز جتهای خصوصی نشانه وقوع یک بحران جهانی است. درواقع بسیاری از متخصصان این پروژه را بیشتر یک اثر هنری دیجیتال، نقدی بر نابرابری و نوعی طنز تلخ درباره جهان امروز میدانند.
خود مکدونالد هم بارها گفته هدف اصلیاش پیشبینی آخرالزمان نیست، بلکه میخواهد مردم را به دیدن الگوهای پنهان قدرت، اطلاعات و امتیازهایی که همیشه در دسترس همه نیستند، تشویق کند.
حالا خودمانیم؛ اگر روزی واقعاً اتفاق بزرگی در راه باشد، ما آن را از تیتر خبرها میفهمیم یا از آسمانی که ناگهان پر از جتهای خصوصی شده است؟





نظر شما