لاکپشت پوزهعقابی یکی از ارزشمندترین گونههای دریایی جهان و از ساکنان مهم آبهای گرمسیری و نیمهگرمسیری است که نقشی اساسی در پایداری اکوسیستمهای ساحلی و دریایی ایفا میکند. این گونه که در فهرست جانوران بهشدت در معرض خطر انقراض قرار دارد، به دلیل ویژگیهای زیستی و رفتارهای تغذیهای خود به حفظ تعادل زیستی در زیستگاههای دریایی کمک میکند.
با وجود اهمیت فراوان این لاکپشت در سلامت محیطهای دریایی، جمعیت آن در دهههای اخیر تحت تأثیر عوامل مختلف انسانی و طبیعی با کاهش چشمگیری مواجه شده است. آلودگیهای دریایی، تخریب زیستگاهها، صید ناخواسته و تغییرات اقلیمی از جمله مهمترین تهدیدهایی هستند که بقای این گونه را با خطر جدی روبهرو کرده و ضرورت اجرای برنامههای حفاظتی مؤثر را بیش از پیش آشکار کردهاند.
برای بررسی نقش لاکپشت پوزهعقابی در اکوسیستمهای دریایی، تهدیدهای پیش روی این گونه ارزشمند و اقدامهای حفاظتی انجام شده در سواحل جنوب کشور، با حبیب مسیحی تازیانی، مدیرکل حفاظت محیط زیست هرمزگان گفتوگو کردیم. وی در این مصاحبه ضمن تشریح اهمیت زیست محیطی این گونه در معرض خطر انقراض، به مهمترین عوامل تهدیدکننده و برنامههای حفاظتی در حال اجرا برای حفظ زیستگاهها و جمعیت لاکپشتهای پوزهعقابی اشاره کرده است.
لاکپشت پوزهعقابی چه نقشی در حفظ سلامت اکوسیستم دریایی دارد؟
لاکپشت پوزهعقابی Eretmochelys imbricata به عنوان یک گونه کلیدی گونههای کیستون نقش مستقیمی در حفظ سلامت و تعادل اکوسیستمهای دریایی بهویژه صخرههای مرجانی ایفا میکند. این نقش عمدتاً از طریق رژیم غذایی تخصصی این گونه قابل تبیین است. مهمترین نقش زیست محیطی لاکپشت پوزهعقابی، کنترل جمعیت اسفنجهای دریایی و ژله فیشهاست. این لاکپشتها یکی از معدود جانورانی هستند که میتوانند از اسفنجها تغذیه کنند، آنهم به این دلیل که اسفنجها دارای ساختاری سخت با الیافی اسفنجی و اغلب سرشار از سموم هستند.
در صخرههای مرجانی سالم، اسفنجها و مرجانها برای بدست آوردن فضا و نور با یکدیگر رقابت میکنند. اگر لاکپشتهای پوزهعقابی حضور نداشته باشند، اسفنجهای تند رشد میتوانند بر مرجانهای کندرو غلبه کرده و آنها را از بین ببرند. همچنین تغذیه لاکپشت پوزهعقابی از اسفنجها، جمعیت آنها را در حد متعادل نگه میدارد و اجازه میدهد مرجانها رشد کرده و شکوفا شوند. صخرههای مرجانی سالم نه تنها برای خود این لاکپشتها، بلکه برای هزاران گونه دیگر از آبزیان به عنوان زیستگاه و منبع تغذیه، حیاتی هستند.
علاوه بر نقش کلیدی آنها در صخرههای مرجانی، فعالیتهای تغذیهای و تولیدمثلی این گونه تأثیرات مثبت دیگری نیز بر محیط زیست دارد؛ نخست چرخه مواد مغذی یعنی تخمهایی که توسط لاکپشتهای ماده در سواحل دفن میشوند اما به نتیجه نمیرسند، منبع تغذیهای برای جانوران ساحلی هستند. همچنین مواد مغذی موجود در این تخمها و لانهها به غنی شدن ماسهها و پوشش گیاهی ساحلی کمک میکند و دوم جابهجایی مواد مغذی، به این معنا که لاکپشتهای دریایی با جابهجایی بین محلهای تغذیه و سواحل تخمگذاری، مواد مغذی را از دریا به خشکی منتقل میکنند که این امر بر بهرهوری اکوسیستمهای ساحلی میافزاید.
مهمترین تهدیدهای طبیعی و انسانی برای بقای این گونه چیست؟
لاکپشت پوزهعقابی یکی از در معرض خطرترین گونههای دریایی بوده و جمعیت آن بیش از ۸۰درصد در جهان کاهش یافته است. مهمترین تهدید انسانی برای این گونه، صید ضمنی و گاهی برای تجارت پوسته آن است. برداشت تخم و گوشت، صید تصادفی در تورهای ماهیگیری، تخریب زیستگاههای ساحلی بر اثر ساختوساز و آلودگی نوری و بلعیدن زبالههای پلاستیکی که سبب انسداد روده و مرگ میشود، از دیگر تهدیدهای جدی انسانی به شمار میروند.
در مقابل، تهدیدهای طبیعی شامل شکار تخم و نوزادان توسط پرندگان و خرچنگها، شکار لاکپشتهای بالغ توسط کوسههای بزرگ و تغییرات اقلیمی است که با گرم شدن شنهای ساحل نسبت جنسی نوزادان را بر هم زده، مرجانها را سفید میکند و سواحل تخمگذاری را فرسایش میدهد. با این حال، نقش تهدیدهای طبیعی در مقایسه با فشارهای انسانی بسیار جزئیتر بوده و مهمترین عامل تهدیدکننده، شکار غیرقانونی برای پوسته و برداشت تخمهاست.
گردشگران، آلودگیهای پلاستیکی و زبالههای رها شده در سواحل چه اثرات منفی بر زندگی این لاکپشت داشته است؟
لاکپشت پوزهعقابی به عنوان یک گونه در معرض خطر انقراض، در طول چرخه زندگی خود با تهدیدهای فراوانی مواجه است که بسیاری از آنها مستقیماً یا غیرمستقیم ناشی از فعالیتهای انسانی است. در این میان، حضور بیضابطه گردشگران در سواحل، آلودگیهای پلاستیکی اقیانوسها و رهاسازی زبالهها در کرانهها، سه عامل مخرب و به هم پیوسته هستند که بقای این گونه ارزشمند را با خطر جدی روبهرو کردهاند.
بلعیدن زبالههای پلاستیکی یکی از کشندهترین تهدیدهایی است که لاکپشتهای پوزهعقابی با آن مواجه هستند. این لاکپشتها به ویژه در سنین پایین، اغلب قادر به تشخیص کیسههای پلاستیکی شناور در آب از عروسهای دریایی که یکی از منابع غذایی طبیعی آنهاست، نیستند. بلعیدن این قطعات پلاستیکی منجر به انسداد دستگاه گوارش شده و حتی در مواردی که انسداد کامل رخ ندهد، تجمع پلاستیک در معده احساس سیری کاذب ایجاد کرده و لاکپشت به تدریج به دلیل سوءتغذیه و گرسنگی تلف میشود. پژوهشها نشان میدهد بلعیدن تنها پلاستیک میتواند تا ۹۰درصد شانس مرگ را برای یک لاکپشت به همراه داشته باشد.
حضور بیضابطه گردشگران و توسعه سواحل نیز آسیبهای جبرانناپذیری به چرخه تولید مثل این گونه وارد میکند. لاکپشتهای ماده برای تخمگذاری به سواحل خلوت و آرام نیاز دارند، اما حضور گردشگران، نور چراغهای ساحلی، سروصدا و تجمع افراد در ساحل موجب ایجاد استرس شدید در لاکپشت ماده شده و او را از تخمگذاری منصرف میکند. در موارد شدیدتر، لاکپشت مجبور میشود تخمهای خود را در دریا رها کند. اما آسیب به اینجا ختم نمیشود؛ چرا که نوزادان پس از خروج از تخم به طور غریزی خود را به سمت درخشانترین نقطه افق یعنی بازتاب نور ماه روی آب میرسانند، اما نورهای مصنوعی ساحلی آنها را فریب داده و به سمت خشکی یا جادهها هدایت میکند که نتیجه آن مرگ حتمی نوزادان بر اثر کمآبی، شکار شدن یا برخورد با وسایل نقلیه است.
همچنین ساخت و سازهای ساحلی و تردد وسایل نقلیه در سواحل، محلهای طبیعی لانهسازی را نابود، ماسهها را فشرده و شرایط را برای حفر لانه توسط لاکپشت مادر نامناسب میکند. علاوه بر این موارد، تهدیدهای غیرمستقیم دیگری نیز وجود دارند که ناشی از فعالیتهای انسانی هستند. تورهای ماهیگیری رها شده در دریا که بخشی از زبالههای دریایی محسوب میشوند، یکی از اصلیترین عوامل مرگ و میر لاکپشتهای پوزهعقابی هستند؛ چرا که اندام آنها را قطع کرده یا منجر به غرق شدنشان میشود. همچنین تردد بالای قایقها و شناورها در مناطق ساحلی منجر به برخورد با لاکپشتها شده و آثار برخورد پروانه روی لاشه آنها قابل مشاهده است.
آلودگیهای نفتی و شیمیایی چه تبعاتی برای سلامت و بقای گونه لاکپشتها در سواحل جنوب داشته است؟
آلودگیهای نفتی و شیمیایی یکی از جدیترین تهدیدهای فراروی لاکپشتهای پوزهعقابی و سایر گونههای لاکپشت دریایی در سواحل جنوب ایران و به طور کلی منطقه خلیج فارس و دریای عمان محسوب میشود. با توجه به اینکه خلیج فارس یکی از مناطق اصلی استخراج، حمل و نقل و پالایش نفت در جهان است، آلودگیهای نفتی به طور مستمر سلامت این گونههای در معرض انقراض را به مخاطره میاندازد.
آلایندههای شیمیایی و نفتی از دو مسیر اصلی حیات لاکپشتها را تهدید میکنند؛ نخست از طریق آلودگی سطح آب و سواحل که بر تنفس، تخمگذاری و نوزادان تأثیر میگذارد و دوم از طریق آلودگی زنجیره غذایی که آسیبهای داخلی جبرانناپذیری ایجاد میکند.
نشت نفت به دریا لایههای سنگینی روی سطح آب ایجاد میکند که تهدیدی مستقیم برای تنفس لاکپشتهاست. لاکپشتهای دریایی برای تنفس باید مرتباً به سطح آب بیایند و هنگام عبور از لایههای نفتی، نفت و بخارات سمی آن را استنشاق میکنند که به ریههای آنها آسیب جدی وارد میکند. همچنین چسبیدن نفت به پوست و لاک لاکپشتها سبب کاهش تحرک، خستگی مفرط، قرار گرفتن در معرض دمای نامناسب و آسیبپذیری بیشتر در برابر شکارچیان میشود.
نفت نه تنها در دریا، بلکه در سواحل تخمگذاری نیز فاجعه میآفریند. هنگامی که لکههای نفتی به سواحل میرسند، شنهای ساحل را آلوده کرده و شرایط را برای تخمگذاری لاکپشتهای ماده غیرممکن میکنند. اگر تخمها در شنهای آلوده دفن شوند، نفت و مواد شیمیایی از طریق پوسته تخمها نفوذ کرده و جنینها را مسموم میکند و میزان تفریخ تخمها را به شدت کاهش میدهد. نوزادانی که از این تخمها خارج میشوند نیز هنگام عبور از سطح آلوده ساحل به سمت دریا، با نفت تماس پیدا کرده و دچار آسیبهای تنفسی و پوستی میشوند.
پژوهشهای انجام شده در سواحل جنوب ایران نشان داده جزیره شیدور به عنوان یکی از مهمترین زیستگاههای تخمگذاری لاکپشت پوزهعقابی در استان هرمزگان، در معرض تهدیدهای جدی از جمله آلودگیهای دریایی و ساحلی قرار دارد.
لاکپشتها نه تنها به طور مستقیم با آب و نفت آلوده تماس پیدا میکنند، بلکه طعمههای آلوده را نیز مصرف میکنند. اسفنجهای دریایی، عروسهای دریایی و دیگر موجوداتی که لاکپشت پوزهعقابی از آنها تغذیه میکند، آلایندههای نفتی و فلزات سنگین را در بافت خود ذخیره میکنند. بلعیدن این طعمههای آلوده موجب ورود سموم به دستگاه گوارش، آسیب به کبد و کلیه، اختلال در عملکرد غده نمک (که برای تنظیم اسمزی حیاتی است) و در نهایت این آسیب منجر به مرگ تدریجی میشود.
چه اقدامهایی برای حفاظت از محل تخمگذاری و زندگی این لاکپشتها انجام میشود؟
برای حفاظت از لاکپشت پوزهعقابی در سواحل جنوب ایران، مجموعهای از اقدامهای حفاظتی شامل مشارکت جوامع محلی، ایجاد سایتهای هچری، آموزش و نظارت مستمر در حال اجراست که مهمترین و موفقترین آنها در جزیره قشم و به ویژه ساحل شیبدراز صورت میگیرد. مشارکت و آموزش جوامع محلی به عنوان مؤثرترین راهکار حفاظتی شناخته شده است؛ چرا که مردم بومی نقشی تعیینکننده در حفظ یا تخریب زیستگاههای تخمگذاری دارند. در جزیره قشم، گروهی از اهالی روستای شیبدراز از سال ۱۳۸۱ با حمایت اداره کل حفاظت محیط زیست و سازمان منطقه آزاد قشم و برنامه تسهیلات محیط زیست جهانی فعالیت میکنند.
نظارت و پایش مستمر سواحل توسط مأموران یگان حفاظت محیط زیست، به ویژه در فصل تخمگذاری (نیمه دوم اسفند تا پایان اردیبهشت) انجام میشود. این گشتها با هدف پیشگیری از هر گونه فعالیت غیرمجاز، جلوگیری از جمعآوری تخمها توسط افراد سودجو و مقابله با تخلفات احتمالی در زیستگاههای ساحلی صورت میگیرد. همچنین پلاکگذاری لاکپشتهای ماده و ثبت اطلاعات آنها، به مطالعات علمی در زمینه مهاجرت و چرخه زندگی این گونه کمک میکند.
به نظر شما مهمترین برنامه یا سیاستی که برای حفظ این لاکپشتها باید انجام داد، چیست؟
مهمترین و فوریترین برنامه برای حفظ لاکپشت پوزهعقابی، اجباری کردن استفاده از دستگاههای اکسکیپتور لاکپشت (TEDs) در تمام تورهای صیادی است، زیرا صید ضمنی (Bycatch) بزرگترین علت مرگ و میر این گونه در سطح جهان محسوب میشود. در کنار این اولویت اصلی، سه اقدام کلیدی دیگر نیز ضروری است؛ نخست، تقویت قوانین و اجرای جدی آنها شامل ممنوعیت کامل شکار و برداشت تخم، افزایش جرایم بازدارنده، دوم، حفاظت از زیستگاههای تخمگذاری با مشارکت جوامع محلی و سوم، همکاریهای فرامرزی و استفاده از فناوری مانند ردیابی ماهوارهای و بانک اطلاعات دیاِناِی برای شناسایی مسیرهای مهاجرت و مقابله با قاچاق.
تعداد لاکپشتهای پوزهعقابی در سالهای گذشته چقدر کاهش داشته و چقدر به سمت انقراض پیش میرود؟
اگرچه آمار دقیقی از روند کاهش جمعیت در خلیج فارس وجود ندارد و این گونه همچنان در آستانه انقراض قرار دارد، اما اقدامهای حفاظتی و افزایش آگاهی صیادان نتایج مثبت و امیدوارکنندهای داشته است. در مناطقی که حفاظت جدی صورت گرفته و جوامع محلی پای کار آمدهاند، روندها صعودی هستند. با این حال، مسیر بازگشت به جمعیتهای پایدار به دلیل چرخه زندگی طولانی و نرخ پایین بقای این گونه، بسیار طولانی خواهد بود و نیازمند ادامه و تقویت مستمر تلاشهای حفاظتی در سطح جهانی و منطقهای است. برای موفقیت پایدار، ضروری است برنامههای پایش منظم و دقیق در تمام مناطق تخمگذاری و تغذیه اجرا شود تا بتوان روندهای جمعیتی را به درستی ارزیابی و اقدامهای مؤثر را هدفمندتر کرد.





نظر شما