راستش را بخواهید، هیچ وقت متوجه حجم و عمق آن داغ نشدم. ۱۴ خرداد برای بسیاری از همنسلهای من و جوانترها، یک تاریخ تکرارشونده بود که با هر خاستگاه فکری و سیاسی، با هر زاویهای نسبت به آن مرد آسمانی، درجاتی از تلنگر و یادآوری را به همراه داشت؛ که خمینی که بود و چه کرد؟ درست در روزهایی که تلویزیونهای جهنمی با بودجههای میلیون دلاری و با ادعای مضحک آگاهیبخشی به مردم ایران آن هم از خزانه سلطنت بریتانیا، پنتاگون، سیا و موساد، مثل قارچهای سمی مشغول پاشیدن خاک به چهره خورشید بودند، او میدرخشید و دلها را متوجه خود میکرد. به همان درخشش که در سال ۱۳۴۲ ملتی را از خواب نوشین بامداد رحیل بیدار کرد تا در بینالطلوعین انقلاب، بذر استقلال را نهادینه کند در این خاک خدایی و شد آنچه شد... .
امسال اما موضوع متفاوت است. ما دوباره خمینی را از دست دادهایم و چقدر خمینی بود خامنهای! آن گاه که هر سال در چنین روزی، گوش جهانیان را به نوا و چشم جهانیان را به نور حقیقت نوازش میداد که او ذوب در خمینی بود و ما شیدای او و که بود خمینی که دلباختهای چون خامنهای داشت؟
لعنت به دنیایی که برای توصیف این خوبان، راهی جز استفاده از فعل ماضی باقی نگذاشته؛ اما نه. نور خمینی خیلی چیزها را تغییر داده است. آن بذرهای مبارک که به دستان خمینی کبیر، کشتزار عزت و استقلال ایران را احیا کرد، در دستان خامنهای شهید، پایههای قدرت و صلابت شد و یک سیلی محکم زیر گوش شیطان!
شاید این روزها؛ آنجا که یک نوجوان غیور و عزیز ایرانی، مسئولان را به از سرگیری نبرد با دشمن متجاوز فرا میخواند، آنگاه که هر خباثت شیطان و بردگانش در منطقه، با زبان موشک و آتش پاسخ داده میشود، همه چیز عادی به نظر برسد؛ اما اتفاقاً همه چیز غیر عادی است. این غیر عادی است که به ایران عزیز حمله شود؛ اما پارهای از تن مام میهن جدا نشود. این غیر عادی است که ما در میانه جنگی فراگیر با دشمن بشریت، افکار عمومی جهانیان را پشت خود ببینیم. این غیر عادی است اصولاً که پنجه در پنجه دشمن متجاوز باشیم.
بله! هیچ چیز عادی نیست و این موقعیت ویژه، این نقش استثنایی در تاریخ معاصر بشر را امام سید روح الله موسوی خمینی برای ما مردم و سرزمین ایران به هنرمندی و ظرافت نگاشت و خلف صالحش، آن فقیه شهید عالم و نواندیش؛ امام سید علی حسینی خامنهای، به زیباترین شکل ممکن روی صحنه این نمایش آخرالزمانی برد و اینک، خمینی بار دیگر در خامنهای حلول کرده و یادگار این نور امتدادیافته، این بار گران بر دوش گرفته تا صحنهآرایی کند برای یک پایانبندی درخشان؛ آنجا که افلاکیان به نظاره نشسته و قرار است انسان شانههای شیطان را با خاک آشنا کند؛ باذن الله تعالی... .
۱۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۵:۰۵
کد مطلب: ۱۱۵۰۱۴۰
راستش را بخواهید، هیچ وقت متوجه حجم و عمق آن داغ نشدم. ۱۴ خرداد برای بسیاری از همنسلهای من و جوانترها، یک تاریخ تکرارشونده بود که با هر خاستگاه فکری و سیاسی، با هر زاویهای نسبت به آن مرد آسمانی، درجاتی از تلنگر و یادآوری را به همراه داشت.
زمان مطالعه: ۲ دقیقه
منبع: روزنامه قدس





نظر شما