تحولات منطقه

سریال «هزار و یک شب» ساخته مصطفی کیایی، با وجود ستاره های پرشمار و هزینه های بالای تولید اما نتوانست توفیق آنچنانی به دست بیاورد.

زمان مطالعه: ۳ دقیقه

سریال «هزارویک شب» به کارگردانی مصطفی کیایی، برمبنای ایده‌ اولیه قدرتمندی شکل گرفت و سازندگانش با چشم‌انداز تبدیل کردن آن به اثری فاخر، قدم در راه تولید گذاشته‌اند و حتی برای رسیدن به این هدف، سراغ ستاره‌های مطرح سینما رفتند. با این‌حال برخی مسائل باعث شده «هزار و یک شب» برخلاف انتظار، با وجود پتانسیل‌های زیادی که دارد، تا نیمه‌ی راه نتواند توفیق آنچنانی به دست بیاورد. فقط آن دسته از مخاطبانی که صبوری کرده‌ و در تماشای سریال مداومت به خرج داده‌اند، به ارتباط اصلی این اثر با داستان‌های هزارویک‌شب رسیده‌اند و توانسته‌اند معنای مدنظر کارگردان و نویسنده را دریابند درحالیکه اگر به جای زمینه‌چینی طولانی و پرداختن به انواع و اقسام خرده روایت‌های پیرامونی، مخاطبان از همان ابتدا با اصل ماجرا مواجه می‌شدند، جذابیت سریال نهفته نمی‌ماند و با قدرت بیشتری پیش می‌رفت.

ساختار پیچیده و تودرتو

از کودکی تا به امروز بارها درباره قصه‌های هزارویک‌شب و ساختار تودرتوی روایت این قصه‌ها شنیده‌ و خوانده‌ایم. ماجرای شهریاری که برای انتقام زندگی شخصی‌اش، زنان شهر را به مسلخ می‌برد و شهرزادی که به عنوان ناجی سر می‌رسد و با قصه‌های جذابش که هیچ‌گاه به پایان نمی‌رسند، جلوی این قتل‌عام را می‌گیرد برایمان جذاب بوده و هست. حالا مصطفی کیایی و نغمه ثمینی قصد داشته‌اند از این ساختار پیچیده و تودرتو برای روایت ماجراهایی در دنیای امروز استفاده کنند. قصه‌ هریک از شخصیت‌ها به نحوی با قصه‌ دیگران گره خورده است و هر ماجرا به نحوی متأثر از سایر ماجراهاست. به طوری که اگر مسیر حرکت شخصیت‌ها را در طول داستان دنبال کنیم به همین ساختار تو در تو می‌رسیم. خب این تمهید برای اثری که قرار است به «هزارویک شب» پایبند بماند، جذاب است اما در اجرا چندان موفقیت‌آمیز ظاهر نشده. تعدد شخصیت‌ها و خرده روایت‌ها به نحوی است که مخاطبان در طول مسیر بارها سر طناب را گم می‌کنند و همین باعث می‌شود نتوانند با آرامش به تماشا ادامه دهند. طبیعتا فقط افرادی که توانسته‌اند پانزده یا بیست قسمت با سریال همراه بمانند، به راز اصلی این ساختار پی برده‌اند که آن هم زمان زیادی است.

گم شدن جذابیت هزارویک‌شب

یکی از ویژگی‌های سریال «هزارویک شب»، ارتباط میان دنیای واقعی با دنیای افسانه‌ای هزارویک‌شب است. ما ابتدای قسمت اول، با یک فضای تاریخی در دنیای هزارویک شب مواجه می‌شویم و درست وقتی کنجکاو شده‌ایم تا در این فضای جدید، داستانی را پی بگیریم، داستان به زمان حال می‌آید و تا چند قسمت ارتباطمان کامل با آن حال‌وهوای اولیه قطع می‌شود. درواقع کارگردان برگ برنده اصلی‌اش را تا اواسط سریال پنهان می‌کند و از مخاطبانش می‌خواهد برای رسیدن به این بخش جذاب صبوری کنند. تازه بعد از پانزده شانزده قسمت، داستان وارد فضای هزارویک‌شبی می‌شود؛ زمانی که شاید بخشی از مخاطبان همراهی‌شان را از دست داده‌اند. «هزارو یک شب» سریال پرخرجی است. دکورهای جذابی دارد و کاملا مشخص است که کارگردان در ساخت فضاهای مرتبط با دوره هزارویک شب؛ چه به لحاظ طراحی صحنه و لباس و چه شیوه روایت موفق عمل کرده. با این حال استتار این برگ برنده تا اواسط سریال، به ضرر پروژه تمام شده است.

روایت باستانی مشکلات امروز

سریال قصد دارد میان فضای داستان‌های هزارویک‌شب با زندگی زنان در دنیای امروز رابطه‌ای برقرار کند؛ زنانی که گرچه در دنیای مدرن امروز توسط شهریار به مسلخ نمی‌روند، اما هزارویک واقعیت تلخ در زندگی‌شان باعث شده تا مرز انتحار پیش بروند. از نیمه سریال به بعد فضا به سمتی می‌رود که شخصیت نیلوفر به جای شهرزاد به محضر پادشاه می‌رود و برای جلوگیری از قتل دختران، شروع می‌کند به داستان‌سرایی. این داستان‌ها، روایت زندگی واقعی دخترانی است که شاه زمان آنها را از خودکشی منصرف کرده است. نیلوفر، داستان زندگی این دختران را به شیوه کهن روایت می‌کند و ما همزمان با این روایت، وارد داستان امروزی هریک از آنها می‌شویم. این بخش از سریال «هزارویک شب» به نسبت تمام ماجراهای قبل جذاب‌تر است اما در پرداخت، توجه چندانی به آن نشده است. هم به لحاظ زمانی بسیار دیر به این بخش می‌رسیم و هم به دلیل استفاده از بازیگران آماتور ماجراها آنقدری که باید قوام پیدا نمی‌کنند. «هزارویک شب» بازیگران مطرح بسیاری دارد اما از آنها در بخش‌های دیگری استفاده کرده و در این بخش جذاب، جای این بازیگران خالی است.

به‌طور کلی «هزارویک شب» اثری است که برای تولید آن به ویژه در حوزه بصری زحمت کشیده شده و حرف‌هایی برای گفتن دارد. آنهایی که صبوری کرده‌اند و هر هفته همراهی‌شان را با سریال ادامه داده‌اند، توانسته‌اند راز این جذابیت را درک کنند و طبیعتا سرنوشت این شخصیت‌ها برایشان اهمیت زیادی پیدا کرده است. با این حال شاید اگر شیوه روایت متفاوت‌تر پیش می‌رفت، مخاطبان بیشتری با آن همراه می‌ماندند.



نویسنده: مرجان فاطمی

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha