در جغرافیای علم و تقوا، گاه ستارههایی از دل دورافتاده ترین مکانها طلوع میکنند و جهان تشیع را به نور دانش خود روشن میسازند. ارتحال حضرت آیتاللهالعظمی محمداسحاق فیاض، نه تنها فقدان یک مرجع تقلید، بلکه پایان فصلی درخشان از استقامت، نبوغ و نوآروی بود. آنچه در ادامه میخوانید، مروری بر زیست مؤمنانه و مجاهدت علمی مردی است که از کوههای برفی افغانستان تا کرسی تدریس در نجف اشرف، مسیر عزت را پیمود.
آغاز سفر: از خاک صوبه تا افق های دور
در سال ۱۹۳۰ میلادی، روستای «صوبه» در ولایت غزنی افغانستان، شاهد تولد کودکی بود که بی گمان هیچ کس آینده پرفروغش را پیش بینی نمی کرد. محمداسحاق، فرزند دوم خانوادهای بود که ثروتشان نه در زمینهای کشاورزی، بلکه در قناعت و ارادت به اهلبیت (ع) خلاصه میشد. پدرش، «رحمةالله»، کشاورزی ساده بود که با عرق جبین، نانی حلال بر سفره میآورد، اما در سیمای فرزندش آیندهای را میدید که بسیار فراتر از مرزهای کوچک روستا بود. در زمستانهای سخت غزنی، پدر، محمداسحاقِ پنجساله را بر دوش میگرفت و از راههای صعبالعبور و پوشیده از برف به مکتبخانه میبرد؛ فداکاری عجیبی که نخستین بذرهای دانش را در جان او کاشت.
نخستین هجرت و مجاورت در آستان رضا (ع)
پس از فراگیری مقدمات، شوق دیدن افقهای وسیعتر، او را به «حوتقل» و سپس به «مشهد مقدس» کشانید. در این زمان او مادر خود را در اثر یک بیماری سخت از دست می دهد و این فقدان برای او بسیار سنگین و اثر گذار است. با این وجود هرچند فوت مادر، دردی جانکاه بر دلش نهاد، اما ارادهاش را در راه تحصیل علوم دینی، استوارتر کرده و تصمیم می گیرد که حوزه ی علمیه ی منطقه را ترک نموده و به سمت مشهد مهاجرت نماید و این سفر نخستین گام در راه رسیدن به آرزوی دیرینه ی او بود و با علاقه ی تمام تلاش می ورزید تا به آن آرزو برسد و آن هجرت به حوزه ی علمیه ی دینی کهن نجف اشرف در عراق بود.
طلبگی در شهر امام رضا (ع)
شیخ محمد اسحاق فیاض به مدت یک سال در مدرسه ی حاج حسن واقع در منطقه ی بالا خیابان شهر مقدس مشهد به سر می برد این مدرسه بعدها در قلمرو توسعه حرم رضوی قرار گرفته و اکنون در وسط صحن بزرگ حرم مقدس قرار دارد و نشانی از آن نیست، او در خلال این مدت کتاب حاشیه ی ملا عبد الله را میخواند این کتاب حاشیهی است بر کتاب تهذیب المنطق تألیف ملا عبد الله بن شهاب الدین حسینی (متوفای ۹۸۱ هـ) و نیز بخشی از کتاب مطول را نزد استاد شهیر شیخ محمد حسین نیشابوری معروف به ادیب نیشابوری را می خواند، این کتاب تألیف سعد الدین تفتازانی و در علم معانی، بیان و بدیع است و یکسال در مدرسه حاجحسن، محله بالا خیابان مشهد ماند و در آنجا حاشیه ملاعبدالله (درباره منطق) و بخشی از مطول (در علم معانی، بیان و بدیع) را نزد شیخ محمدحسین نیشابوری فرا گرفت. سپس به قم و از آنجا به اهواز رفت. فیاض در اهواز به کمک سید ابوالحسن بحرانی، به بصره رفت.
نجف: شهر حکمت و رشد
هجرت به نجف برای شیخ جوان، سفری به اعماق تاریخ بود. او در ۱۸ سالگی، در حالی به این شهر مقدس رسید که تنها داراییاش ایمان بود و پشتکار. نجفِ آن روزگار، آمیزهای از فقر شدید مادی و غنای بینظیر معنوی بود؛ روزهایی که به گفته خود ایشان، سهم طلبهها گاه تنها نان و پیاز بود و میوه، رویایی دستنیافتنی.
با این حال، جاذبه مرقد مطهر امیرالمومنین (ع) و کرسیهای درس اساتیدی چون آیتاللهالعظمی خویی، تمام سختیها را در ذایقه او شیرین میکرد. او چنان در دریای علم غوطه خورد که در مدتی کوتاه، از یک طلبه تازه وارد به یکی از درخشانترین چهرههای حوزه تبدیل شد.
شکوه شاگردی و نبوغ در تقریر
آیتالله فیاض بیش از ۱۵ سال به طور مستمر در محضر زعیم حوزه، آیتالله العظمی خویی، زانو زد. او تنها یک مستمع نبود، بلکه به عنوان یکی از دقیقترین مقررین جلسات درس ایشان شناخته شد. حاصل این سالهای پربار، اثر گرانسنگ «محاضرات فی اصول الفقه» در ۱۰ جلد است.
هنگامی که ایشان تقریرات خود را برای کسب اجازه چاپ به استادش ارائه داد، برخی به دلیل جوانی و قومیت او خرده گرفتند، اما آیتالله خویی با کلامی قاطع و با نگارش تقریظی تاریخی، بر نبوغ و درک عمیق این شاگرد فاضل مهر تایید زد و او را «قرة عینی» (نور چشم من) و «علامه مدقق» خطاب کرد.
تجلی کرسی تدریس و پویایی علمی
آیتالله فیاض، همگام با مدارج عالی تحصیل، سنت دیرینهی حوزوی مبنی بر زکات علم را با تدریس مستمر آغاز کرد. ایشان با تسلطی خیرهکننده بر متون کلاسیک، تدریس کتابهای پایهای را برای طلاب مبتدی سپری نمود و به سرعت به جرگهی مدرسان تراز اول پیوست. تا سال ۱۳۵۶ شمسی (۱۹۷۸ میلادی)، مسجد هندی نجف شاهد جلسات پرشور و دقیق ایشان در تبیین پیچیدهترین متون سطوح عالی حوزه، یعنی «رسائل»، «مکاسب» و «کفایه» بود. علاوه بر این، ایشان به تربیت نسل جدیدی از فضلای حوزه اشتغال داشت.
مرجعیت و تواضع
شروع مرجعیت محمداسحاق فیاض در زمان سید ابوالقاسم خویی بوده؛ ولی به احترام استاد خود، تا چند سال از چاپ و نشر توضیح المسائل خودداری میکند و مقلدین را به آیتالله خویی ارجاع میدهد؛ ولی پس از اصرار فراوان آنها، رساله علمیه خود را چاپ و توزیع میکند. همچنین سید محمد صدر، پدر مقتدی صدر، به فرزندان و پیروان خود توصیه کرد که پس از وی، از سید کاظم حائری یا محمد اسحاق فیاض تقلید کنند. دفاتر این مرجع پس از سقوط صدام، در خارج از عراق، در ایران، افغانستان و پاکستان تأسیس شد.
جایگاه بینالمللی و دیپلماسی علمی
اعتبار علمی آیتالله فیاض اندک اندک از مرزهای حوزههای علمیه فراتر رفته و در مجامع آکادمیک جهانی طنینانداز شد. «مرکز مطالعات استراتژیک سلطنتی اردن» در گزارشهای نخبگانی خود، ایشان را به عنوان یکی از ۵۰۰ چهره تأثیرگذار جهان اسلام معرفی کرده است. در گزارش سال ۲۰۲۲ این نهاد بینالمللی، از ایشان در کنار معدود مراجع طراز اول، به عنوان نگاهبانان اصلی کرسیهای تدریس در حوزه شیعه اثناعشری یاد شده است. نفوذ کلام و جایگاه فقهی ایشان، به ویژه در میان مسلمانان جنوب آسیا، ایشان را به نمادی از خردورزی، ثبات و پویایی علمی در جهان اسلام بدل ساخته است.
میراثی برای فردا
آیتالله فیاض پس از سالها تدریس در سطوح عالی و حضور در شورای استفتاء، به چنان جایگاهی دست یافت که پس از سقوط رژیم بعث، بیت ایشان به ملجأ و پناهگاه فکری شیعیان از سراسر جهان تبدیل شد. ایشان با تکیه بر استقلال رای و حریت در اجتهاد، ثابت کرد که در مکتب نجف، معیار تنها تخصص، تقوا و کرامت است و مرزهای جغرافیایی در برابر عظمت دانش رنگ میبازند. از نظر آیت الله فیاض، شیعه افراط ندارد و مبتنی بر اصول است؛ از این رو استقبال از آن در آینده بیشتر و بیشتر میشود. او همچنین معتقد است که شیعه باید خود را با علم، تحصیل ثروتِ مشروع، سازماندهی و نقشآفرینی قدرتمند کند. از نظر او اقلیت بودن دلیل بر ضعیف بودن نیست
امروز، آثار و تالیفات ایشان به عنوان منابعی کلیدی در حوزههای علمیه تدریس میشود. زندگی آیتالله فیاض، تابلویی تمامعیار از پیروزی اراده بر محرومیت است؛ مردی که از دل برفهای غزنی برخاست و بر قلههای رفیع مرجعیت شیعه در نجف اشرف ایستاد.






نظر شما