بیستم ذیالحجه، تقویم تاریخ به نام نامی هفتمین حجت الهی، حضرت موسی بن جعفر علیهماالسلام مزین شده است؛ امامی که نامش با صبر، حلم و گرهگشایی گره خورده و ملقب به بابالحوائج است. اما فراتر از این القاب قدسی، پرسشی بنیادین ذهن جستجوگر نسل امروز را به خود مشغول میکند: چگونه یک پیشوای الهی در میانه طوفان سهمگین خلافت عباسی، میان کاخهای افسانهای هارون و سیاهچالهای نمور بغداد، توانست جریان حق را زنده نگاه دارد؟
برای درک این رفتار و شناخت دقیقتر از اتمسفر حاکم بر عصر کاظم آل محمد(ص)، به سراغ حجتالاسلاموالمسلمین دکتر ناصر رفیعی؛ کارشناس تاریخ اسلام رفتیم تا در این گفتار، لایههای پنهان تمدن دروغین عباسی و ایستادگی هوشمندانه امام را بازخوانی کنیم.
تضاد میان اشکهای ریاکارانه و بزمهای شبانه
دکتر رفیعی در ابتدا با اشاره به پیچیدگیهای شخصیتی حاکمان معاصر امام کاظم(ع)، تصویری متفاوت از دستگاه خلافت ارائه کرده و توضیح میدهد: دوران ۳۵ ساله امامت حضرت موسی بن جعفر(ع) با زمامداری چهار خلیفه عباسی یعنی منصور دوانیقی، مهدی، هادی و هارونالرشید همزمان بود. در این میان، هارونالرشید شخصیتی به غایت پیچیده و چندگانه داشت. او از سویی بزرگترین مجالس بزم و شراب را برپا میکرد و گرانقیمتترین رقاصهها و خوانندگان را به دربار فرا میخواند و خود نیز در این مجالس غرق در فساد میشد اما از سوی دیگر، در جلسات درس اخلاق شرکت میکرد و چنان به پهنای صورت میگریست که گویی زاهدترین فرد زمانه است.
ایشان اضافه میکند: این نفاق و تذبذب، بزرگترین چالش امام بود. حاکمی که هم دستش به خون پاکترین انسانها آلوده است و هم در انظار عمومی ادعای دینداری دارد. هارون با این رفتار ملون، سعی در فریب افکار عمومی داشت تا چهرهای مشروع از خلافت خود بسازد، در حالی که در پسِ این پرده، فساد اخلاقی و بیکفایتی بیداد میکرد.
اشرافیت طلایی بر ویرانههای فقر عمومی
این استاد حوزه و دانشگاه به شکاف طبقاتی و ریختوپاشهای بیسابقه در دربار عباسی نیز اشاره کرده و ادامه میدهد: دوران امام کاظم(ع) عصر انباشت ثروتهای کلان در دست بنیعباس بود. گزارشهای تاریخی از عروسی زبیده، همسر هارون، هوش از سر انسان میبرد؛ حجم طلا و سکههایی که هزینه شد و فرشهای طلابافتی که زیر پای درباریان پهن بود، نشاندهنده یک اسراف مالی سیستماتیک است.
ایشان در ادامه میافزاید: در حالی که دربار در اقیانوسی از طلا غوطهور بود، فقر عمومی و استبداد اقتصادی، توده مردم را در تنگنا قرار داده بود. امام موسی بن جعفر(ع) در چنین فضایی باید هم با فقر تحمیلی بر جامعه مبارزه میکرد و هم چهره واقعی این عدالتگستری دروغین عباسی را برای مردم فاش میساخت. این تضاد میان کاخنشینی اشرافی و کوخنشینی عمومی، یکی از محورهای اصلی اعتراضات خاموش اما عمیق امام(ع) علیه دستگاه حاکمه بود.
آپارتاید قضایی و حذف سیستماتیک علویان
دکتر رفیعی با اشاره به فشار بیحدوحصر بر پیروان اهلبیت(ع)، به نکتهای تکاندهنده در حقوق شهروندی آن دوران اشاره کرده و میگوید: فشار بر علویان در این عصر به حدی بود که حتی در محاکم قضایی، شهادت یک فرد منسوب به خاندان پیامبر(ص) یا پیروان آنها پذیرفته نمیشد. یعنی یک شهروند به جرم محبت به اهلبیت(ع)، از ابتداییترین حقوق اجتماعی محروم میشد.
ایشان با یادآوری جنایات منصور دوانیقی و هارون خاطرنشان میکند: منصور از سرهای مطهر سادات حسنی موزهای وحشتناک درست کرده بود و بر گوش هر سر، برچسبی با نام صاحب آن آویخته بود. در زمان هادی عباسی نیز فاجعه «فخ» رخ داد که امام جواد(ع) درباره آن فرمودند بعد از کربلا، حادثهای دردناکتر از فخ برای ما اهلبیت نبوده است. امام کاظم(ع) در سوگ شهید فخ، حسین بن علی(ع)، به شدت گریستند. این خفقان سیاسی و حذف فیزیکی و حقوقی علویان، نشاندهنده کینه عمیق دستگاه خلافت از جریانی بود که امام موسی بن جعفر(ع) رهبری معنوی آن را بر عهده داشتند.
نبرد با قصاصان و جاعلان حدیث در بازار مکاره فرهنگی
یکی دیگر از بخشهای سخنان دکتر رفیعی، تبیین جنگ نرمی است که علیه امام به راه افتاده بود. ایشان توضیح میدهد: در حالی که امام موسی بن جعفر(ع) در محدودیت و زندان بودند، دستگاه خلافت فضا را برای قصاصان و داستانسرایان باز کرده بود. این افراد با جعل حدیث و ترویج اسرائیلیات و افسانههای دروغین، ذهن مردم را از حقایق ناب دینی منحرف میکردند.
این کارشناس تاریخ اسلام اضافه میکند: هارونالرشید آگاهانه از این جریانهای انحرافی حمایت میکرد تا مرجعیت علمی امام کاظم(ع) را تحتالشعاع قرار دهد. نفوذ خرافهگرایی و جعل روایت در این دوران به اوج خود رسید. امام(ع) در این جبهه، با وجود تمام تضییقات، به صیانت از مرزهای عقیدتی شیعه پرداختند و اجازه ندادند اسلام ناب در میان هیاهوی نقالان و جاعلان مواجببگیر گم شود.
پایان سرخ؛ از زندان سندی تا ابدیت تاریخ
ایشان به مظلومیت و اقتدار امام در روزهای پایانی عمر شریفشان نیز اشاره کرده و میگوید: امامی که ۳۵ سال در برابر فساد مالی، سیاسی، اخلاقی و فرهنگی ایستادگی کرد، در نهایت با بدنی رنجور اما روحی مقتدر، در زندان سندی بن شاهک به شهادت رسید. ایشان در حالی از میان مردم رفتند که حتی در زنجیر هم، لرزه بر اندام کاخنشینان میانداختند.
حجتالاسلام رفیعی در پایان با استناد به منابع تاریخی تأکید میکند: امام کاظم(ع) با صبر جمیل خود، معنای جدیدی به مقاومت بخشیدند. ایشان نشان دادند که میتوان در بند بود اما آزادگی را ترویج کرد. امروز که ما در سالروز ولادت ایشان بر سفره کرامتشان نشستهایم، باید بدانیم که این میراث بزرگ، حاصل ایستادگی در برابر تزویر هارونی و روشنگری در برابر جهل مقدسمآبانهای بود که خلافت عباسی مروج آن بود.






نظر شما