به گزارش قدس آنلاین، این مجموعه که به تهیهکنندگی مصطفی تنابنده و با فیلمنامهای از بابک کایدان و پدرام کریمی ساخته شده، تلاش میکند جنگ 12 روزه را از زاویهای انسانیتر روایت کند؛ جایی که زندگی روزمره آدمها همچنان جریان دارد و حتی در میان نگرانیها و ترسها، خنده هم جای خودش را دارد. عوامل سریال گفتهاند که تلاش کرده اند از همان ابتدا از شعارزدگی فاصله بگیرند و بیشتر به روابط انسانی و فضای خانواده توجه کنند. در واقع نگاه سازندگان این بوده که جنگ فقط میدان نبرد نیست؛ بلکه در دل آن، زندگی مردم عادی هم در جریان است. آدمهایی که مثل همیشه با مشکلات کوچک و بزرگ روزمره درگیرند و سعی میکنند در شرایط سخت هم امیدشان را از دست ندهند. به طوری که می توان «صفا با خانواده » را روایت جنگ از پشت درهای یک خانه نامی که چاشنی طنز دارد.
در مرکز این داستان، شخصیت «صفا» قرار دارد؛ مردی معمولی که قرار نیست قهرمان بینقص باشد. صفا میترسد، اشتباه میکند و گاهی دستپاچه میشود. اما همین ویژگیها او را به شخصیتی باورپذیر تبدیل کرده است. مخاطب با دیدن او احساس میکند با یک آدم واقعی طرف است، نه یک شخصیت اغراقآمیز.
نقش صفا را احمد مهرانفر بازی میکند؛ بازیگری که برای بسیاری از مخاطبان هنوز با شخصیت «ارسطو» در سریال پایتخت شناخته میشود. همین موضوع باعث شده از همان ابتدا این سوال مطرح شود که آیا او میتواند از زیر سایه آن نقش محبوب بیرون بیاید یا نه. یکی از تصمیمهایی که به این تفاوت کمک کرده، استفاده از لهجه کاشانی در این نقش است؛ لهجهای که به پیشنهاد خود مهرانفر به شخصیت اضافه شده است. این انتخاب باعث شده صفا هویت مشخصتری پیدا کند و تا حدی از فضای آشنای ارسطو فاصله بگیرد. البته روی دیگر سکه حضور احمد مهرانفر در این سریال این است که برخی مخاطبان ناخودآگاه نقش او را با «ارسطو» مقایسه میکنند. این مقایسه میتواند روی برداشت از شخصیت صفا تأثیر بگذارد و برای کارگردان راه رفتن روی لبه تیغ باشد چراکه «پایتخت» را میتوان یکی از بهترین آثار تلویزیونی دانست که برای مدتها در ذهن مخاطب برجسته است. هرچند احمد مهرانفر تلاش کرده لحن و لهجه تازهای بیاورد، اما هنوز در بعضی لحظههای عصبانیت یا دستپاچگی، شباهتهایی به «ارسطو» دیده میشود. این باعث میشود بعضی مخاطبان کاملاً نتوانند صفا را به عنوان یک شخصیت مستقل بپذیرند.
طنز سیاسی در دل یک روایت خانوادگی
در کنار صفا، شخصیتهای دیگری هم حضور دارند که فضای خانوادگی داستان را شکل میدهند. یکی از این شخصیتها «معین» است؛ نقشی که حضورش در سریال واکنشهای مختلفی از سوی مخاطبان به همراه داشته است. معین در داستان شخصیتی جوان و پرانرژی با لهجه شیرین آذری است که نگاهش به زندگی کمی متفاوتتر از بقیه اعضای خانواده است. بازیگر این نقش تلاش میکند ترکیبی از شوخطبعی و صمیمیت و بیآلایش بودن را نشان دهد و در بسیاری از صحنهها نقش او به ایجاد موقعیتهای طنز کمک میکند. واکنش مخاطبان به این شخصیت هم جالب بوده است. بعضیها معین را یکی از چهرههای دوستداشتنی سریال میدانند که حضورش فضای داستان را زندهتر کرده است. از طرف دیگر، عدهای هم معتقدند که هنوز جای کار برای پرداخت عمیقتر این شخصیت وجود دارد. با این حال، همین بحثها نشان میدهد که معین توانسته توجه مخاطب را جلب کند و به یکی از عناصر قابل توجه داستان تبدیل شود.

یکی از بخش های جالب توجه طنز سریال، شوخیهای مستقیم با برخی شخصیتهای سیاسی و چهرههای شناختهشده است. برخلاف بسیاری از آثار تلویزیونی که در این زمینه محتاطانه عمل میکنند، «صفا با خانواده» در بعضی دیالوگها و موقعیتها اشارههایی کنایهآمیز و حتی مستقیم به چهرههای سیاسی دارد. این شوخیها اگرچه در قالب طنز بیان میشود، اما در لایه زیرین خود نوعی نقد اجتماعی هم دارد؛ نقدی نسبت به واکنشها و رفتارهایی که در زمان بحران در سطح جامعه دیده میشود.
از کشدار شدن موقعیتها تا گریم اغراقآمیز
یکی از نکات مهم درباره «صفا با خانواده» تفاوت آن با بخشی از کمدیهای این روزهای سینمای ایران است. در سالهای اخیر، برخی کمدیهای سینمایی بیشتر بر شوخیهای دمدستی، موقعیتهای اغراقآمیز یا خندههای لحظهای تکیه داشتهاند؛ آثاری که هدف اصلیشان فروش گیشه بوده و کمتر به شخصیتپردازی یا لایههای اجتماعی توجه کردهاند. در مقابل، تلویزیون به دلیل گستره مخاطب خانوادگیاش معمولاً ناچار است محتاطتر عمل کند و به روابط انسانی و فضای جمعی توجه بیشتری داشته باشد، شاید به همین دلیل «صفا با خانواده» طنز محترم تری دارد.
همچنین فضای کلی سریال بیشتر بر روابط خانوادگی و موقعیتهای روزمره تکیه دارد. سازندگان سعی کردهاند شوخیها را از دل موقعیتها بیرون بیاید، نه اینکه صرفاً با دیالوگهای اغراقآمیز یا شوخیهای سطحی مخاطب را بخندانند. در بعضی صحنهها حتی رگههایی از نقد اجتماعی هم دیده میشود. به گفته بهرنگ علوی، بازیگر نقش دایی خانواده، در پشت صحنه گاهی شوخیها آنقدر ادامه پیدا میکرد که ضبط یک سکانس بارها تکرار میشد، چون بازیگران از خنده نمیتوانستند تمرکز خودشان را حفظ کنند.
البته صفا با خانواده خالی از اشکال نیست، در چند قسمت، یک سوءتفاهم یا نگرانی ساده آنقدر تکرار میشود که انرژی صحنه کم میشود. به جای اینکه داستان جلو برود، دیالوگها دور همان موقعیت میچرخد. این باعث میشود بیننده حس کند اتفاق تازهای نمیافتد و حوصله سر بر شود.
همچنین گریم بعضی شخصیتها کمی اغراقآمیز است. بهخصوص در نقش دایی (با بازی بهرنگ علوی) گریم تاحدی مصنوعی و اغراق آمیز شده و بیشتر از خود بازی جلب توجه میکند. در کمدی این اغراق تا حدی طبیعی است، اما وقتی خیلی دیده شود ممکن است شخصیت را از حالت طبیعی خارج کند و باورپذیر نباشد.
حفظ تعادل میان جنگ، طنز و امید
با این وجود اما، ساخت یک کمدی در بستر جنگ همیشه کار پرریسکی است. مخاطب معمولاً به دیدن روایتهای جدی از جنگ عادت دارد و اگر طنز به درستی کنترل نشود، ممکن است موضوع اصلی کمرنگ شود. «صفا با خانواده» تلاش کرده میان این دو فضا تعادل برقرار کند؛ یعنی هم احترام به موضوع حفظ شود و هم خنده و امید در داستان حضور داشته باشد.
در مجموع «صفا با خانواده» را میتوان تلاشی برای روایت یک بحران از زاویهای متفاوت دانست. سریالی که به جای تمرکز صرف بر تلخیها، به زندگی آدمهای معمولی نگاه میکند؛ آدمهایی که حتی در سختترین روزها هم سعی میکنند کنار خانوادهشان بمانند، شوخی کنند و امیدشان را از دست ندهند. حضور شخصیتهایی مثل صفا و معین هم به این فضای انسانی کمک کرده و نمک سریال شده است. شاید مهمترین ویژگی این سریال همین باشد: اینکه میخواهد نشان دهد خنده همیشه به معنای بیخیالی نیست. گاهی خندیدن فقط راهی است برای ادامه دادن زندگی.
نویسنده: سارا علایی




نظر شما