تحولات منطقه

اهمیت مباهله تنها در بُعد تاریخی یا کلامی آن خلاصه نمی‌شود؛ این واقعه نشان می‌دهد سنت نبوی در مواجهه با اختلاف بر گفت‌وگو، استدلال، شفافیت و کرامت انسانی تکیه دارد.

«جدال احسن» به مثابه یک ضرورت اجتماعی در گفت‌وگو با حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر محمدلو/ حقیقت نه می‌ترسد، نه سرکوب می‌کند
زمان مطالعه: ۷ دقیقه

اهمیت مباهله تنها در بُعد تاریخی یا کلامی آن خلاصه نمی‌شود؛ این واقعه نشان می‌دهد سنت نبوی در مواجهه با اختلاف بر گفت‌وگو، استدلال، شفافیت و کرامت انسانی تکیه دارد. از این منظر، مباهله می‌تواند الگویی برای فهم شیوه مواجهه با حقیقت و اداره اختلافات فکری و اجتماعی در روزگار ما باشد.
در گفت‌وگو با حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر علیرضا محمدلو، کارشناس حوزه رسانه، پژوهشگر و عضو هیئت علمی پژوهشکده مطالعات حکمرانی، این واقعه از زاویه‌ای اجتماعی، ارتباطی و رسانه‌ای بازخوانی می‌شود تا نسبت آن با مسائل امروز، از جمله اعتبار پیام، اقناع و جنگ روایت‌ها روشن‌تر شود.

مباهله؛ فناوری اجتماعی برای حل مسائل انسانی

مباهله در ادبیات دینی صرفاً یک واقعه تاریخی نیست که فقط در محدوده یک منازعه کلامی یا اعتقادی قابل فهم باشد، بلکه می‌توان آن را نوعی «فناوری اجتماعی» برای حل مسئله دانست. مقصود از این تعبیر آن است که در ماجرای مباهله، ما با یک الگوی عملی برای مواجهه با اختلاف، هدایت افکار عمومی و تثبیت حقیقت روبه‌رو هستیم. در این الگو، حکمران یا رهبر اجتماعی به جای آنکه از ابزارهای پنهان‌سازی، تحمیل یا حذف استفاده کند، مسیر دعوت، گفت‌وگو و کرامت را در پیش می‌گیرد. این انتخاب، خود حامل یک نگاه عمیق انسان‌شناختی است؛ زیرا نشان می‌دهد انسان در منطق نبوی، موجودی منفعل و صرفاً قابل هدایت مکانیکی نیست، بلکه دارای فهم، اراده و قدرت تشخیص است.
از همین رو مباهله به ما می‌آموزد حل مسائل اجتماعی و انسانی، اگر قرار است پایدار و اصیل باشد، باید از مسیری عبور کند که در آن، حقیقت مجال ظهور پیدا کند. اگر جامعه‌ای بخواهد اختلافات خود را تنها با غلبه، سرکوب، حذف یا وارونه‌سازی واقعیت حل کند، درواقع مسئله را پنهان کرده است، نه حل. مباهله در برابر این منطق می‌ایستد و به ما یاد می‌دهد داوری نهایی باید به خود حقیقت سپرده شود.

راهبرد دعوت در برابر الگوهای کتمان و تحمیل

در الگوی نبوی، یک تمایز بنیادین میان سه شیوه مواجهه با حقیقت وجود دارد: کتمان، تحمیل و دعوت. کتمان یعنی حقیقت وجود دارد، اما عمداً پنهان می‌شود. تحمیل یعنی حقیقت یا آنچه به عنوان حقیقت عرضه می‌شود، بدون طی کردن مسیر اقناع، بر مخاطب دیکته شود. اما دعوت، مسیری است که در آن، حقیقت در میدان گفت‌وگو، استدلال، کرامت و مواجهه آگاهانه عرضه می‌شود. مباهله دقیقاً در این سطح قابل فهم است؛ یعنی به ما نشان می‌دهد تعصب به حقیقت، لزوماً به معنای تحمیل نیست و دفاع از حق، مساوی با حذف مخاطب نخواهد بود. در اینجا «جدال احسن» فقط یک توصیه اخلاقی نیست، بلکه یک راهبرد اجتماعی است. در این راهبرد، مخاطب باید فرصت یابد با حقیقت مواجه شود، پرسش کند، بشنود و بسنجد. این الگو می‌خواهد جامعه را از دو قطب خطرناک نجات دهد: از یک سو اباحه‌گری و بی‌تفاوتی نسبت به حق و از سوی دیگر خشونت معرفتی و اجتماعی.

پیوند عقلانیت و عاطفه در مسیر هدایت

یکی از وجوه بسیار مهم مباهله، پیوندی است که میان عقلانیت و عاطفه برقرار می‌کند. در این رخداد، پیامبر اکرم(ص) فقط با زبان استدلال سخن نمی‌گوید، بلکه با نحوه حضور خود و با همراه آوردن عزیزترین افرادش، سطحی از صداقت را به نمایش می‌گذارد که مخاطب را درگیر یک مواجهه عمیق‌تر می‌کند. اینجا عاطفه در برابر عقلانیت قرار نمی‌گیرد، بلکه در خدمت اعتباربخشی به حقیقت قرار می‌گیرد. پیامبر(ص) در این اقدام نشان می‌دهد هدایت مردم برای او امری صوری یا نمایشی نیست. او برای اثبات حقانیت حاضر است عزیزترین افراد خود را به میدان بیاورد. این مسئله از نظر اجتماعی و رسانه‌ای بسیار مهم است؛ زیرا یکی از راه‌های اعتباربخشی به هر پیام، میزان هزینه‌ای است که صاحب پیام برای آن می‌پردازد. کسی که حاضر است برای حقیقت هزینه بدهد، از صدقی برخوردار است که نمی‌توان آن را با ابزارهای تبلیغاتی جایگزین کرد. از این منظر، مباهله نوعی پیوند میان استدلال عقلانی و صداقت وجودی است؛ یعنی حقیقت نه فقط گفته می‌شود، بلکه زیسته و متجلی می‌شود.

مباهله در عصر رسانه و جنگ روایت‌ها

اگر مباهله را به جهان امروز منتقل کنیم، یکی از مهم‌ترین عرصه‌های بازخوانی آن، عرصه رسانه است. امروز ما در شرایطی زندگی می‌کنیم که جنگ روایت‌ها، بمباران اطلاعاتی و تکثر بی‌سابقه پیام‌ها، فضای ذهنی انسان را به‌شدت متلاطم کرده است. در چنین جهانی، فیک‌نیوزها، تحریف‌ها، گزینش‌های جهت‌دار و عملیات‌های روانی به‌سادگی می‌توانند جای حقیقت را بگیرند. در چنین فضایی، مباهله الگویی ممتاز برای رسانه دینی و کنشگر حقیقت‌محور ارائه می‌دهد. این الگو بر پایه صداقت، شفافیت و راستی‌آزمایی استوار است. به تعبیر امروزی، رسانه‌ای که می‌خواهد در مسیر حقیقت حرکت کند، باید فکت‌چک را به یک اصل محوری تبدیل کند. پیامبر(ص) در منطق مباهله، خود یک «رسانه حقیقت» است؛ یعنی نه فقط حامل پیام، بلکه تجسم صداقت در انتقال پیام است. این مسئله برای امروز بسیار الهام‌بخش است؛ زیرا در جهانی که هرکسی می‌تواند روایتی بسازد، آنچه تعیین‌کننده می‌شود نه صرف بلندی صدا، بلکه وزن اخلاقی و معرفتی پیام است.

نقد مهندسی اجتماعی غرب و مدل‌های فریب

یکی از بخش‌های بسیار مهم این بحث، تفاوت بنیادین الگوی مباهله با مدل‌های مسلط مهندسی اجتماعی در جهان معاصر است. در بسیاری از الگوهای مدرن و به‌ویژه غربی، انسان نه به عنوان موجودی صاحب کرامت و فهم، بلکه به عنوان موضوعی برای مدیریت، جهت‌دهی و کنترل دیده می‌شود. در این مدل، انسان بیش از آنکه مخاطب حقیقت باشد، به ابژه‌ای برای هدایت بیرونی تبدیل می‌شود.
اما در منطق مباهله، مسئله کاملاً متفاوت است. اینجا هدایت، محصول فریب نیست؛ محصول مواجهه آگاهانه با حقیقت است. رسانه و حاکمیت در این منطق نباید مردم را تحمیق کنند، بلکه باید به شعور و اراده آنان بها بدهند. این الگو ریسک مردم‌پایه بودن را می‌پذیرد؛ یعنی می‌داند اگر قرار است هدایت واقعی رخ دهد، باید انسان را جدی گرفت. در این مدل، اندیشه انسان، ذهن انسان و معرفت انسان، مسئله اصلی است. تفاوت این دو نگاه، تفاوت میان «کنترل» و «هدایت» است؛ یکی می‌خواهد انسان را مدیریت کند، دیگری می‌خواهد او را به حقیقت نزدیک کند.

بحران اعتبار در جهان پست‌مدرن و استبداد عوام

یکی از بحران‌های اصلی جهان پست‌مدرن، بحران اعتبار پیام‌هاست. امروز پیام‌ها به صورت موزاییکی، پراکنده و هم‌سطح در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند و همین امر تشخیص حقیقت را دشوار کرده است. به تعبیر توکویل، این وضعیت می‌تواند به نوعی «استبداد عوام» بینجامد؛ یعنی فضایی که در آن، کثرت بی‌ضابطه صداها، خود به مانعی برای تشخیص حقیقت تبدیل می‌شود. در چنین جهانی، مباهله صرفاً یک واقعه تاریخی نیست، بلکه یک روش برای بازگرداندن اعتبار به حقیقت است. پیامبر(ص) با همراه کردن عزیزان خود، برای پیام خویش وزن و پشتوانه ایجاد می‌کند. او نشان می‌دهد پیام معتبر، پیامی است که گوینده‌اش حاضر است پای آن بایستد و برای آن هزینه بدهد. این اعتبارسازی، در جهان امروز بسیار حیاتی است، زیرا بحران اصلی فقط کذب نیست، بلکه بی‌وزنی حقیقت است. مباهله در برابر این وضعیت به عقلانیت، کرامت و صداقت تکیه می‌کند تا دوباره مرز میان پیام معتبر و نامعتبر را بازسازی کند.

مباهله؛ راهبردی در مدیریت و سیاست بین‌الملل

مباهله را می‌توان در سطحی کلان‌تر نیز فهم کرد؛ یعنی نه فقط به عنوان یک رخداد دینی، بلکه به عنوان یک الگوی مدیریتی و حتی سیاسی در سطح بین‌المللی. این الگو نشان می‌دهد می‌توان با دورترین انسان‌ها و متفاوت‌ترین اندیشه‌ها، وارد فرایند گفت‌وگو شد، بی‌آنکه از حقیقت دست کشید یا به خشونت متوسل شد. در این معنا، مباهله یک مدل انسان‌محور برای اداره اختلاف است. نه حقیقت را قربانی تکثر می‌کند و نه تکثر را با سرکوب از میان می‌برد. در منطق مباهله، مسئله این است که حقیقت باید از مسیر دعوت، کرامت و عقلانیت عرضه شود. این الگو در حوزه مدیریت افکار عمومی، روابط اجتماعی و حتی نظام بین‌الملل می‌تواند الهام‌بخش باشد؛ زیرا نشان می‌دهد قدرت نرم مبتنی بر صداقت و اطمینان به حقیقت، از قدرت سخت مبتنی بر اجبار پایدارتر و انسانی‌تر است.
نتیجه‌گیری؛ بازگشت به منطق اصیل دعوت

جمع‌بندی بحث آن است که مباهله به ما می‌آموزد حقیقت را نه باید کتمان کرد و نه تحمیل. راه درست، بازگرداندن جامعه به منطق دعوت، گفت‌وگو، کرامت، عقلانیت، صداقت و شفافیت است. در این مسیر، انسان باید صاحب فهم و اراده فرض شود و امکان یابد در فضایی آگاهانه با حقیقت روبه‌رو شود. حل اختلاف، اگر از مسیر حذف، تحقیر، فریب یا خشونت عبور کند، در نهایت به تضعیف حقیقت و انسان خواهد انجامید.
مباهله الگویی است که هم به حقیقت وفادار می‌ماند و هم به کرامت مخاطب احترام می‌گذارد. این همان وجه ممتاز سنت نبوی است: حقانیت با نمایش قدرت خشن اثبات نمی‌شود، بلکه با اطمینان به حقیقت، با صداقت در ادعا و با آمادگی برای هزینه دادن در راه آن تثبیت می‌شود. از همین رو، مباهله برای امروز فقط یک خاطره تاریخی نیست؛ بلکه یک منطق زنده برای اداره اختلاف، اعتباربخشی به حقیقت و بازسازی نسبت میان انسان، جامعه و هدایت است.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha