در این روز، پیامبر گرامی اسلام (ص) نه با سلاح جنگ، بلکه با سلاح تضرع و منطق، در برابر مسیحیان نجران ایستادند.
به مناسبت این روز بزرگ، در گفتوگو با حجتالاسلاموالمسلمین مهدی شریعتیتبار، پژوهشگر بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، به واکاوی ابعاد قرآنی و شبهات پیرامون آیه ۶۱ سوره آلعمران پرداختهایم.
ایشان در این گفتوگو باتکیهبر مبانی لغوی و روایی، به تبیین این نکته میپردازند که چگونه یک واقعه تاریخی، به مرزبندی میان حق و باطل تبدیل شد. مشروح گفتوگو را در ادامه میخوانید:
بهعنوان سؤال نخست، بفرمایید چرا پیامبر (ص) درحالیکه در مدینه در اوج قدرت نظامی بودند، مسیر «مباهله» را برای مواجهه با مسیحیان نجران انتخاب کردند؟
نکته بسیار ظریفی در اینجا نهفته است. تاریخ نشان میدهد که سال مباهله، سال اقتدار حکومت مدینه بود. اما سیره پیامبر (ص) بر این نبود که حقیقت را بازور به دیگران تحمیل کنند.
ایشان ابتدا با استدلال و برهان قاطع وارد شدند؛ حتی در قرآن کریم داریم که خلقت حضرت عیسی (ع) را به خلقت حضرت آدم (ع) تشبیه میکنند تا نشان دهند نداشتن پدر، دلیلی بر الوهیت نیست.
وقتی مسیحیان نجران باوجود این برهانهای روشن، باز هم بر موضع خود پافشاری کردند، پیامبر (ص) به دستور الهی از مباهله یا همان دعوت به قضاوت الهی استفاده کردند. این نشاندهنده آن است که اسلام همواره منطق را بر نظامیگری مقدم میدارد.
در متن آیه مباهله، عبارات «ابناءنا»، «نساء نا» و «انفسنا» بهصورت صیغه جمع آمده است. برخی شبهه میکنند که چطور این کلمات جمع، تنها بر پنج نفر (پنجتن آل عبا) منطبق شده است؟
این یکی از بحثهای مهم واژهشناختی است. در زبان عرب و حتی در متون قانونی، بسیار پیش میآید که یک حکم بهصورت صیغه جمع صادر میشود؛ اما مقصود، بیان یک قانون کلی است که در مقام اجرا ممکن است تنها یک مصداق داشته باشد.
در قرآن کریم شواهد متعددی بر این موضوع داریم. مثلاً در آیه ۱۷۳ سوره آلعمران، واژه «النّاس» بهکاررفته که جمع است؛ اما مفسران بهاتفاق میگویند مقصود تنها یک نفر یعنی «نعیم بن مسعود اشجعی» بوده است.
در مباهله نیز، پیامبر (ص) مأمور شدند بهترین مصداقها را بیاورند و، چون در آن زمان سرآمدترینِ زنان، حضرت زهرا (س) و برترینِ مردان، امام علی (ع) و سرور جوانان بهشت، حسنین (ع) بودند، ایشان تنها همین عزیزان را همراه بردند. این صیغه جمع نشاندهنده عظمت جایگاه این افراد است، نه تعداد آنها.
درباره عبارت «ابناءنا» (پسران ما)، چگونه امام حسن (ع) و امام حسین (ع) که نوههای دختری پیامبر بودند، مصداق این کلمه قرار گرفتند؟
اینجاست که قرآن کریم با تفکر جاهلی مبارزه میکند. در جاهلیت، فرزندان دختر را فرزند خود نمیدانستند؛ اما قرآن با صراحت در سوره انعام، حضرت عیسی (ع) را از ذریّه حضرت ابراهیم (ع) میشمارد، درحالیکه انتساب ایشان از طریق مادر است. پیامبر (ص) نیز بارهاوبارها، حتی در حضور صحابه، حسن و حسین (ع) را فرزندان خود خطاب کردند. فخر رازی، مفسر بزرگ اهلسنت، نیز به این نکته اذعان دارد که آیه مباهله ثابت کرد حسنین (ع) فرزندان رسول خدا هستند..
اما جنجالیترین بخش، عبارت «انفسنا» (جانهای ما) است. حضور امام علی (ع) در این جایگاه چه پیامی دارد؟
عبارت «انفسنا» اوج فضیلت امیرالمؤمنین علی (ع) است. طبق قواعد لغت، وقتی کسی دیگری را دعوت میکند، نمیتواند منظور از «جانمان» خودش باشد؛ پس پیامبر (ص) باید شخص دیگری را که از نظر کمالات و عظمت، حکم جان او را دارد، همراه میبرد.
تمام مفسران شیعه و بسیاری از بزرگان اهلسنت تصدیق کردهاند که آن شخص کسی جز علی بن ابیطالب (ع) نبود. این یعنی از نظر قرآن، علی (ع) در مقام نفس و جان پیامبر است. این بالاترین سندی است که نشان میدهد پس از پیامبر، هیچکس شایستهتر از ایشان برای رهبری امت نیست.
در پایان، برایمان بگویید که چرا مسیحیان نجران از انجام مباهله خودداری کردند؟
وقتی آنها دیدند پیامبر (ص) با عزیزترین کسان و نزدیکترین افراد خانوادهاش به میدان آمده، لرزه بر اندامشان افتاد. اسقف نجران گفت من چهرههایی را میبینم که اگر از خدا بخواهند کوهی را از جا بکند، چنین خواهد شد.
آنها فهمیدند که پیامبر بهقدری به حقانیت خود ایمان دارد که حاضر است بر سر جانعزیزترین کسانش باخدا معامله کند. همین ایمان راسخ و اتکای به اهلبیت (ع) بود که جبهه باطل را وادار به عقبنشینی کرد.





نظر شما