عرصه هنرهای تجسمی همچون سایر شاخههای هنری در سایه جنگ دستخوش تغییرات گستردهای شده است، با این تفاوت که جنگ تأثیر عمیقتر و چندلایهای بر این حوزه دارد و بازار شکننده هنرهای تجسمی به سرعت تحت تأثیر شرایط بحرانی قرار میگیرد یعنی از یک سو، به دلیل تغییر اولویتهای جامعه به سمت نیازهای ضروری و حفظ سرمایه، کوچکتر میشود، تعداد خریداران و کلکسیونرها کاهش مییابد و فروش آثار، بهویژه برای هنرمندان جوان، دشوارتر میشود و از سوی دیگر، جنگ بر محتوای هنر نیز اثر میگذارد و آن را از تمرکز صرف بر زیباییشناسی به سمت واکنشهای اجتماعی، سیاسی و احساسی سوق میدهد که در نتیجه آثاری با مضامین رنج، بحران، مقاومت و هویت جمعی بیشتر خلق میشوند. بنابراین، هنر در دوران جنگ همزمان با رکود اقتصادی، از نظر محتوایی فعالتر و واکنشیتر میشود اما تداوم فشار اقتصادی، رشد پایدار بازار هنر را مختل میکند. اهمیت این مسئله زمانی بیشتر آشکار میشود که بدانیم بخش قابل توجهی از تحولات بازار هنر ایران در سالهای اخیر حول محور «حراج تهران» (که معمولاً در آغاز هر فصل، برگزار میشود) شکل گرفته است. حراج تهران به عنوان یکی از مهمترین و تأثیرگذارترین رویدادهای اقتصادی در هنرهای تجسمی نقشی فراتر از یک بستر فروش آثار هنری ایفا کرده و به سازوکاری تعیینکننده در قیمتگذاری، جهتدهی به سلیقه بازار و حتی شکلدهی به آینده هنر معاصر ایران تبدیل شده است. اگرچه پیش از شکلگیری و همزمان با این رویداد نیز خرید و فروش آثار هنری از طریق گالریها و مجموعهداران جریان داشته و دارد اما حراج تهران توانست نگاه به اثر هنری را بیش از گذشته به عنوان یک دارایی فرهنگی ـ اقتصادی تثبیت و مفهوم سرمایهگذاری در هنر را در ابعاد گستردهتری وارد فضای عمومی و اقتصادی کشور کند. در نتیجه، خرید آثار تجسمی بهویژه نقاشی، نسبت به گذشته جایگاه پررنگتری پیدا کرد و گالریهای مستقل نیز علاوه بر کارکرد نمایشگاهی، بیش از پیش بر فروش آثار متمرکز شدند. با این حال، در شرایطی که جامعه با بحرانهایی همچون جنگ، نوسانهای اقتصادی، تورم و فشارهای اجتماعی و فرهنگی مواجه است، این پرسش مطرح میشود که بازار هنرهای تجسمی در آینده به چه سمتی سوق پیدا خواهد کرد؟
هنرهای تجسمی آسانتر آسیب میبیند و دیرتر ترمیم میشود
حسین محسنی، دبیر انجمن و عضو هیئت مدیره انجمن نگارخانهداران تهران با اشاره به وضعیت ۶ماهه گذشته بازار هنرهای تجسمی میگوید: در حوزه هنرهای تجسمی باید توجه داشت این بخش بهشدت سنتی است و کمترین بحرانها هم میتواند آسیبهای قابل توجهی به آن وارد کند. بخشی از این موضوع به ماهیت مخاطب هنرهای تجسمی بازمیگردد؛ معمولاً افراد زمانی اقدام به خرید آثار هنری میکنند که حال روانی و فضای عمومی جامعه در وضعیت بهتری قرار داشته باشد. از این منظر، هنرهای تجسمی از جمله حوزههایی است که در صورت بروز بحرانهای اجتماعی، در زمره نخستین بخشهایی قرار میگیرد که فعالیت آنها متوقف میشود و در مقابل، هنگام بازگشت آرامش اجتماعی، جزو آخرین بخشهایی است که به وضعیت عادی فعالیت بازمیگردد.
از قطعی اینترنت تا عدم حضور ایران در رویدادهای بینالمللی
وی در ادامه میافزاید: در کنار این مسئله، باید به موضوعاتی مانند قطعی اینترنت و محدودیتهای ارتباطی نیز اشاره کرد که عملاً فرایند ارتباط با خریداران داخلی و خارجی را با اختلال جدی مواجه میکند. همچنین عدم حضور ایران در رویدادهای بینالمللی طی این مدت، بهدلیل شرایط فعلی، به بحران موجود در این حوزه دامن زده است. در همین دوره، شاهد تعطیلی «حراج تهران» در فصل زمستان هم بودهایم. از سوی دیگر، گالریها با وجود تمام تلاشها برای ادامه فعالیت، به دلیل نگرانی از بروز واکنشهای اجتماعی یا قرار گرفتن در حاشیه اخبار، در مواردی ناچار به تعلیق یا لغو نمایشگاهها شدهاند. این فضای تعلیق اجتماعی و سیاسی موجب شده حتی گالریهایی که برنامههای جدی و حرفهای دارند نیز با احتیاط بسیار عمل کنند، زیرا این تصور وجود دارد که هر هفته امکان قرار گرفتن در حاشیه یک خبر یا بحران جدید وجود دارد. در نتیجه، بسیاری از برنامهها به تعویق افتاده است.
بیثباتی گردش مالی بازار هنرهای تجسمی در شرایط فعلی
مدیر آرتفِر تهران با بیان اینکه با وجود این شرایط، همچنان نوعی گردش مالی در بازار هنرهای تجسمی وجود دارد، اما این گردش مالی ثبات ندارد، تأکید میکند: در واقع میتوان گفت بازار در وضعیت گذار از بحران قرار دارد و هنوز به شرایط پایدار و منظم بازنگشته است.
ضمن اینکه در حال حاضر با شرایطی مواجه هستیم که ارتباطات بینالمللی دچار اختلال جدی شده است. پیشتر بخش مهمی از بازار هنر ایران بر بستر امارات شکل گرفته بود و دروازههای ارتباطی با بازارهای جهانی از آن مسیر تعریف میشد، اما این مسیر نیز بهدلیل کاهش رفت و آمد و محدودیتهای ارتباطی عملاً دچار وقفه شده است. از سوی دیگر، در داخل کشور نیز نوعی رفتار انقباضی در بازار شکل گرفته که در پیوند با تورم و سایر عوامل اقتصادی قابل بررسی است. همچنین شرایط اجتماعی و نبود ثبات موجب شده برنامهریزیهای بلندمدت جای خود را به برنامههای کوتاهمدت یک تا دو ماهه بدهند و این وضعیت، در صورت تداوم، میتواند آسیبهای جدیتری در آینده وارد کند.
نگاهی به تغییر الگوی خریداران آثار هنری
از دبیر انجمن نگارخانهداران تهران میپرسیم در شرایطی که اقتصاد درگیر بیثباتی میشود و فضای عمومی تحت تأثیر تنشهای سیاسی و نظامی قرار میگیرد، الگوی رفتاری خریداران چه تغییراتی میکند؟ او با اشاره به اینکه هنر برای بسیاری از خریداران علاوه بر جنبه فرهنگی، بهعنوان یک کالای سرمایهای نیز تلقی میشود و در این شرایط، الگوی تقاضا تغییر میکند، میگوید: اگرچه همچنان مخاطبان هدف و خریداران ثابت بازار حضور دارند، اما بخشی از خریداران قدیمی، خریدهای خود را متوقف کردهاند. بنابراین در حال حاضر شرایط ایدهآلی برای فروش گسترده وجود ندارد، هرچند در برخی موارد میتواند فرصتهایی برای خرید نیز ایجاد شود. بهطور معمول، در بازار هنر زمانی که نرخ ارز به ثبات نسبی میرسد، آثار هنری نیز با فاصله زمانی چندماهه خود را با همان سطح قیمتی تطبیق میدهند. بهعنوان مثال، اگر امروز تغییرات ارزی رخ دهد، انتظار نمیرود آثار هنری بلافاصله با همان سرعت واکنش نشان دهند، زیرا بخشی از این آثار دارای پشتوانه بازار بینالمللی هستند و ارزشگذاری آنها صرفاً ریالی نیست و این فرایند نیازمند زمان است.
احتیاط خریداران قدیمی در شرایط انقباضی
وی این طور ادامه میدهد: در این میان، برخی افراد جدید نیز وارد بازار میشوند؛ افرادی که به دلایل مختلف، از جمله کسب تجربه یا ورود سرمایه جدید، بازار هنر را بهعنوان یک حوزه قابل بررسی انتخاب میکنند. با این حال، خریداران قدیمی معمولاً در شرایط انقباضی با احتیاط بیشتری عمل میکنند، زیرا حتی در صورت خرید در قیمتهای پایین، نگرانیهایی درباره اثرگذاری آن بر ارزشگذاریهای بعدی وجود دارد. در واقع، قیمت خرید اولیه میتواند در ذهن بازار باقی بماند و بر قیمت فروش آینده تأثیر بگذارد.
مدیر گالری آرتیبیشن تصریح میکند: همچنین باید توجه داشت در شرایط رکود، بخشی از معاملات از فضای گالریها خارج شده و به سمت بازارهای غیررسمی و واسطهگری سوق پیدا میکند. در این میان، نقش واسطهها پررنگتر میشود و در برخی موارد، نوسانهای قیمتی و حاشیه سود آنها میتواند بر ثبات قیمت آثار تأثیر منفی بگذارد. به همین دلیل، خریداران حرفهای معمولاً در این دورهها با احتیاط بیشتری رفتار میکنند و از ورود شتابزده به بازار پرهیز دارند.
بازار هنر در ایران هنوز حرفهای نیست
وی درباره راهبردهای گالریداران برای حفظ فروش در دوران جنگ تأکید میکند: با توجه به اینکه بازار هنر در ایران هنوز به یک بازار حرفهای تبدیل نشده و از سوی دیگر بخش مهمی از تعاملات آن به بازارهای خارج از کشور وابسته است، امکان برنامهریزیهای بلندمدت و اثرگذار در سطح کلان برای گالریها محدود است. عمده اقدامها در این شرایط، معطوف به مدیریت بحران و حفظ جریان حداقلی بازار از جمله برگزاری نمایشگاههای فروشمحور یا رویدادهایی با هدف جذب سرمایه است.
محسنی در ادامه تأکید میکند: با این حال دوره تحمل بازار برای چنین شرایطی طولانی نیست و معمولاً در بازههای دو تا سه ماهه قابل مدیریت است و در بهترین حالت هفت یا هشت ماه دوام میآورد. در شرایط فعلی نیز مشاهده میشود بازار پس از وقایع مختلف از جمله تلاش برای بازگشت به وضعیت عادی پس از جنگ ۱۲روزه، بار دیگر با رخدادهای جدید دچار اختلال شده است.
در وضعیت فعلی امکان برنامهریزی بلندمدت وجود ندارد
دبیر انجمن نگارخانهداران تهران در پایان با اشاره به اینکه این وضعیت میتواند در نهایت منجر به خروج برخی فعالان از بازار، اعم از هنرمندان، مجموعهداران یا واسطهها شود، اظهار میکند: در چنین شرایطی، آینده بازار هنر بهشدت وابسته به ثبات سیاسی و اقتصادی است و در وضعیت فعلی امکان برنامهریزی بلندمدت وجود ندارد. در نهایت باید گفت با قطع یا تضعیف ارتباطات بینالمللی، نوعی عدم اطمینان جدی برای فعالان حوزه هنرهای بینالمللی ایجاد میشود؛ زیرا امکان تعامل مؤثر با شریکان خارجی کاهش مییابد و این مسئله خود یک نقطه منفی در ارزیابی کلی بازار محسوب میشود. اگرچه در داخل کشور تلاشهایی برای حفظ جریان فعالیتها صورت میگیرد، اما این اقدامها عمدتاً کوتاهمدت بوده و هنوز نتوانستهاند چشمانداز پایداری برای آینده ایجاد کنند.
آینده بازار هنر: رکود یا بازتعریف؟
دوباره به این پرسش اساسی بازمیگردیم که آینده بازار هنرهای تجسمی پس از دورههای جنگ و تورم چگونه خواهد بود. تجربه تاریخی نشان میدهد این بازار معمولاً دچار انقباض کوتاهمدت و بازگشت تدریجی میشود؛ گرچه این بازگشت، لزوماً به شکل گذشته نیست. با این حال، هنر همواره از دل بحرانها مسیرهای تازهای برای بقا و حتی شکوفایی پیدا کرده است. به گفته لیلی گلستان که با نگاهی امیدوارانه به آینده هنرهای تجسمی ایران چشم دوخته؛ «ناامیدی برای آینده هنرهای تجسمی ایران وجود ندارد» و در این میان به یک نکته مهم اشاره میکند که بخش مهمی از آینده هنرهای تجسمی را شکل میدهد و آن چیزی نیست جز کشف هنرمندان نوظهور. به عقیده این گالریدار؛ کشف استعدادهای جوان از وظایف مهم گالریدار است و با اشاره به مسئولیت گالریداران در فرایند شکلدهی به جریان هنر معاصر اظهار میکند: تداوم حیات هنر در گرو آن است که چرخه معرفی و حمایت از هنرمندان جوان و کمتر شناختهشده فعال بماند و آثار آنها به مجموعهداران و مخاطبان جدی معرفی شود.





نظر شما