با فرارسیدن ماه محرم، دلهای بسیاری به سوی کربلا و یاد بزرگترین حماسه تاریخ اسلام متوجه میشود؛ حماسهای که در آن، حقیقت در برابر تحریف ایستاد و آزادگی معنایی تازه یافت. عاشورا تنها یک واقعه تاریخی نیست، بلکه مدرسهای همیشگی برای فهم نسبت انسان با عدالت، ایمان و مسئولیت اجتماعی است. هر سال با آغاز این ماه، جامعه مؤمنان میکوشد بار دیگر به پیامهای نهفته در قیام امام حسین(ع) بازگردد و آن را در پرتو شرایط و مسائل زمانه خود بازخوانی کند.
در سنت دینی ما، نقل و تبیین واقعه کربلا تنها به سوگواری محدود نمیشود؛ بلکه فرصتی برای تعمیق معرفت و فهم ابعاد مختلف این نهضت الهی است. از همین رو، گفتوگو با اندیشمندان و خطیبان دینی میتواند دریچهای تازه برای درک پیامهای عاشورا و بازاندیشی در مفاهیم بنیادینی چون ظلمستیزی، وفاداری، ایثار و مسئولیتپذیری بگشاید.
در همین راستا، گفتوگویی با حجتالاسلام والمسلمین مسعود یوسفی انجام شده است که در آن، ضمن بازخوانی ابعاد معرفتی و تاریخی واقعه عاشورا، به برخی نکات کمتر گفتهشده درباره پیامها و جلوههای معنوی این حادثه پرداخته میشود. آنچه در ادامه میآید، مشروح این گفتوگو و روضه مکتوب است که با هدف تأملی دوباره در پیامهای ماندگار حرکت جناب مسلم بن عقیل و نهضت سیدالشهدا(ع) تقدیم مخاطبان میشود.
تأملی در نسبت نیت، سنت و کنش اجتماعی
در بسیاری از رفتارهای فردی و اجتماعی، نخستین چیزی که برای توجیه یک عمل به آن استناد میشود، نیتِ انجامدهنده است. انسانها معمولاً میگویند قصدشان خیر بوده، هدفشان اصلاح بوده یا انگیزهشان دفاع از حق و مقابله با باطل بوده است. این سخن در جای خود اهمیت دارد؛ زیرا در معارف دینی نیز نیت، جایگاهی بنیادی دارد و عمل بدون نیت درست، از ارزش حقیقی برخوردار نیست.
با این حال، نگاه دینی به مسئله عمل، تنها در نیت متوقف نمیماند. در روایتی از پیامبر اکرم(ص)آمده است: هیچ گفتاری، جز با کردار ارزش ندارد و هیچ گفتار و کرداری، جز با نیت و هیچ گفتار و کردار و نیتی، جز با انطباق بر سنت» (الکافی: ۱/۷۰/۹). همانطور که در متن حدیث ملاحظه میکنید «لا عمل إلا بنیة»؛ یعنی عملی پذیرفته نیست مگر آنکه با نیت همراه باشد. اما همین معنا در ادامه کاملتر میشود؛ آنجا که گفته میشود: «لا نیة إلا بإصابة السنة». یعنی نیت نیز زمانی اعتبار مییابد که به سنت اصابت کند و با راه و رسم مورد رضای دین هماهنگ باشد.
این بیان، مرز مهمی را روشن میکند: نیت خیر شرط لازم است، اما شرط کافی نیست. عمل دینی فقط آن نیست که از انگیزهای پاک آغاز شود؛ بلکه باید در روش، شیوه و صورت تحقق خود نیز با سنت و سیره معصومین(ع) سازگار باشد. به بیان دیگر، هم مقصد اهمیت دارد و هم مسیر. نمیتوان به نام هدف درست، هر راهی را برگزید و سپس آن را با حسن نیت توجیه کرد.
وقتی مسیر هم اهمیت دارد
در منطق دینی، روش انجام عمل صرفاً یک ابزار خنثی نیست. راه، خود بخشی از حقیقت عمل است. ممکن است انسان هدفی درست را دنبال کند، اما اگر برای رسیدن به آن هدف، شیوهای نادرست برگزیند، حقیقت عمل دگرگون میشود. از همینرو است که در سنت دینی، رفتار انسان نه فقط از منظر انگیزه، بلکه از منظر انطباق با الگوی الهی و سیره امام نیز سنجیده میشود.
این مسئله بهویژه در عرصههای اجتماعی و سیاسی اهمیت بیشتری پیدا میکند. زیرا در این عرصهها، انسانها معمولاً با مفاهیم بزرگی همچون عدالت، اصلاح، حقخواهی، اعتراض و مقابله با ظلم سخن میگویند. هر یک از این مفاهیم میتواند انگیزهای شریف و محترم باشد؛ اما پرسش اصلی همچنان باقی است: آیا شیوهای که برای تحقق این هدف انتخاب شده، با سنت و سیره معصوم(ع) همخوانی دارد یا نه؟
اینجاست که معیار «اصابت به سنت» از یک بحث نظری به یک سنجه عملی تبدیل میشود. انسان مؤمن نمیتواند تنها به درستی نیت خود اکتفا کند. او باید دائم روش خود را نیز در معرض داوری قرار دهد و بپرسد آیا این نوع رفتار، این شیوه اعتراض، این مدل انتقاد و این صورت از کنش اجتماعی، همان چیزی است که در منطق امام پذیرفتنی است یا نه.
درسی از رفتار جناب مسلم بن عقیل
برای فهم بهتر این معنا میتوان به یکی از فرازهای مهم تاریخ صدر اسلام توجه کرد؛ ماجرای حضور مسلم بن عقیل در خانه هانی. در آن موقعیت، شرایطی فراهم شد که مسلم میتوانست عبیدالله بن زیاد را از میان بردارد. عبیدالله، چهرهای شناختهشده در ظلم و جنایت بود و حذف او، در نگاه نخست میتوانست اقدامی در مسیر مقابله با باطل تلقی شود.
اما مسلم بن عقیل چنین نکرد. او با آنکه امکان اقدام داشت، از ضربهزدن در آن شرایط خودداری کرد. اهمیت این رفتار دقیقاً در همین نقطه آشکار میشود. مسئله این نبود که عبیدالله شایسته مقابله نبود؛ مسئله این بود که شیوه پیشنهادی، با آنچه مسلم از سیره و راه امام میشناخت، سازگار نبود.
مسلم بن عقیل در آن لحظه نشان داد حتی در برابر دشمن نیز نمیتوان هر روشی را مجاز دانست. او نشان داد مبارزه با ظلم، اگر قرار است در مسیر حق باقی بماند، باید خود نیز به قواعد حق پایبند باشد. در این منطق، حقخواهی با بیضابطگی جمع نمیشود و نیت خیر، اجازه عبور از مرزهای سنت را صادر نمیکند.
از عمق تاریخ تا امروز
ماجرای مسلم بن عقیل تنها یک روایت تاریخی نیست؛ بلکه الگویی برای سنجش رفتار امروز ما نیز هست. جامعه دینی همواره با موقعیتهایی روبهرو میشود که در آنها افراد یا گروهها به نام عدالت، اصلاح، دفاع از حق یا نقد خطاها وارد میدان میشوند. اصل این دغدغهها میتواند ارزشمند باشد، اما کافی نیست. آنچه باید مورد پرسش قرار گیرد، فقط هدف اعلامشده نیست؛ بلکه شیوه تحقق آن هدف نیز هست. گاهی انسان گمان میکند چون قصد اصلاح دارد، پس هر نوع بیان، هر مدل اعتراض، هر شیوه مواجهه و هر شکل از کنشگری برای او مجاز است. اما درس مسلم بن عقیل چیز دیگری است. او به ما یادآوری میکند حتی در سختترین بزنگاهها نیز باید نسبت خود را با سیره امام روشن کنیم. باید دید رفتار ما فقط از نظر نیت قابل دفاع است یا از نظر روش نیز در امتداد سنت قرار دارد.
این نکته، بهویژه برای فضای اجتماعی امروز اهمیت دارد؛ فضایی که در آن سخن گفتن، نقد کردن، مطالبهگری و موضعگیری، بسیار سریع و گسترده رخ میدهد. در چنین شرایطی، خطر آن است که انسان تنها بهدرستی انگیزه خود تکیه کند و از ارزیابی روش غفلت بورزد. حال آنکه در نگاه دینی، روش نادرست میتواند هدف درست را نیز آلوده کند.
حق را با راه حق باید جست
اگر مقصد، عدالت است، راه رسیدن به آن نیز باید عادلانه باشد. اگر هدف، اصلاح است، شیوه اصلاح نیز باید اصلاحگرانه باشد. اگر انگیزه، خیرخواهی است، ابزار تحقق آن نیز باید با خیر و حق سازگار باشد. این همان مرزی است که اندیشه دینی میان کنش مؤمنانه و کنش صرفاً ابزاری ترسیم میکند.
در جهان امروز، بسیاری از رفتارها با شعارهای زیبا توجیه میشوند. اما سنت دینی از انسان میخواهد فراتر از شعار و نیت، به صورت رفتار نیز توجه کند. عمل، زمانی حقیقتاً دینی است که هم از نیت صحیح برخوردار باشد و هم در مسیر درست تحقق یابد. نمیتوان با راهی نادرست، به مقصدی درست رسید و همچنان انتظار داشت که عمل، مصیب به سنت باشد.
از این منظر، رفتار مسلم بن عقیل حامل پیامی روشن است: در مسیر حق نمیتوان به هر وسیلهای متوسل شد. آنچه انسان را در مسیر امام نگه میدارد، فقط علاقه قلبی یا نیت خیر نیست؛ بلکه التزام عملی به همان الگویی است که امام آن را میپسندد.
سخن پایانی
در پایان باید در نظر داشت نیت، بیتردید روح عمل است؛ اما روح عمل زمانی در کالبدی درست قرار میگیرد که روش نیز با سنت هماهنگ باشد. معارف دینی به ما میآموزد عملِ پذیرفتنی، حاصل پیوند نیت صالح و روش صالح است. اگر یکی از این دو آسیب ببیند، حقیقت عمل نیز آسیب میبیند.
مسلم بن عقیل در خانه هانی، تنها از یک اقدام نظامی صرفنظر نکرد؛ او قاعدهای بزرگ را به تاریخ آموخت. قاعدهای که امروز نیز برای همه کنشهای فردی، اجتماعی و سیاسی ما معتبر است: نیت خیر، کافی نیست؛ رفتار نیز باید در مسیر سنت و سیره امام قرار گیرد. راه حق، جز با روش حق پیموده نمیشود.






نظر شما