محرم که میآید، بیش از هر چیز یادآور این حقیقت است که هیچ حماسهای بدون حضور آگاهانه و مقتدرانه زن به ثمر نمیرسد. ما افتخار میکنیم در مکتبی قد کشیدهایم که در آن، زن با قدرت کلام و مدیریت عاطفی، بنبستهای تاریخ را میشکند و از دل بحرانها، مسیر پیروزی را ترسیم میکند. امروز، هر خانه یک سنگر و هر مادر یک راوی صادق برای حقیقتی است که از کربلا تا به امروز جاری است. ما آموختهایم که چگونه با حفظ شأن والای مادری و همسری، در صف اول تبیین بایستیم و اجازه ندهیم صدای حق در هیاهوی زمانه گم شود. این حضور، نه یک انتخاب ساده، بلکه یک رسالت الهی است که به زندگی ما معنا و شکوهی ماندگار میبخشد.
در گفتوگوی پیش رو با خانم فائزه مودی، کارشناس دینی و از استادان مدرسه علمیه فاطمه الزهرا(س) توس؛ به واکاوی این الگوی کنشگری و نقش محوری بانوان در بازتعریف خانواده مقتدر پرداختهایم. دعوت میکنیم با ما در این مسیر همراه شوید.
چرا حضور خانواده، از حضور تنهای مردان کارسازتر است؟
حضور خانواده، مُهر استاندارد حقانیت است. وقتی مردی عزیزترین کسانش را به میدان میآورد، یعنی به راهش ایمان مطلق دارد. در مباهله، حضور اهل بیت(ع) شرط استجابت بود تا جبهه حق از یک گروه نظامی به جریانی انسانی و فطری تبدیل شود. در کربلا نیز اگر امام حسین(ع) تنها میرفت، واقعه در بیابان دفن میشد؛ اما خانواده موجب نفوذ حماسه به عمق خانهها شد. تفاوت راهبردی اینجاست: مرد به تنهایی میجنگد، اما خانواده فرهنگ میسازد و به جبهه حق اصالتی میبخشد که هیچ ارتشی ندارد.
این اثرگذاری، ریشه در هویت مستقلی دارد که اسلام به زن بخشیده است. برخلاف تصورات سنتی، حضور زنان در کنار اهلبیت(ع) یک همراهی تبعی و منفعلانه نبود؛ بلکه برخاسته از یک بیعت آگاهانه بود. ریشه این کنشگری را باید در صدر اسلام و آیه ۱۲ سوره ممتحنه جستوجو کرد؛ جایی که پیامبر اکرم(ص) مأمور به بیعت مستقیم با زنان میشود. این بیعت نشان داد که زن در نظام اسلامی، یک شخصیت حقوقی و سیاسی مستقل دارد که مستقیماً در برابر ارزشهای اخلاقی و اجتماعی جامعه مسئول است. پس وقتی از حضور خانواده در کربلا حرف میزنیم، از زنانی سخن میگوییم که پیشتر با آرمانهای الهی بیعت کردهاند و حالا به عنوان یک کنشگر صاحباراده، پای حقانیت امام زمانشان امضا میزنند. این همان پیوندی است که سبب میشود حضور زن، نه یک همراهی عاطفی صرف، بلکه یک فرهنگسازی راهبردی باشد.
چطور میشود زن هم فرمانده خانه باشد و هم سرباز اجتماع؟
در منطق مباهله و کربلا، خانه و جامعه دو جزیره جدا از هم نیستند و زن مسلمان میان این دو ساحت، سرگردان نمانده است. حضرت زهرا(س) در مباهله به حکم آیه «وَنِسَاءَنَا» حاضر شد تا نه به عنوان یک تماشاچی، بلکه به عنوان شاخص حقانیت، جبهه حق را امضا کند؛ حضوری که به خانواده هویت جهانی بخشید. این الگو در کربلا توسط حضرت زینب(س) به اوج رسید؛ او با حفظ نقشهای خانوادگی، شعاع اثرگذاریاش را از دیوارهای خانه فراتر برد و نشان داد زن، مدیر عاطفی جبهه حق است که به مرد و فرزند جرئت ایستادگی میدهد. قرآن کریم نیز در آیه ۱۱ سوره تحریم با معرفی همسر فرعون به عنوان الگوی تمام مؤمنان («وَضَرَبَ اللهُ مَثَلًا لِلَّذِینَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ»)، تأکید میکند کنشگری زن، خروج از خانه نیست، بلکه آوردن ارزشهای اصیل به متن جامعه است؛ به گونهای که زن همزمان نبض آرامش خانه و وجدان بیدار شهر باشد.
این جریانسازی، ریشه در نگاهی دارد که تربیت را نه یک امر شخصی، بلکه یک کنش راهبردی میبیند؛ دقیقاً همان گونه که همسر عمران(ع) در آیه ۳۵ سوره آلعمران، فرزندش را پیش از تولد برای خدمت به دین نذر میکند. این نذر، نماد مادری آگاهانهای است که دیوارهای خانه را به آرمانهای بزرگ پیوند میزند. در واقع، اساسیترین شکل کنشگری اجتماعی زن، همین تربیت نسلی است که قرار است در آینده، بار حقیقت را به دوش بکشد. مادری که نسلی صالح و آماده خدمت میپرورد، در حال سرمایهگذاری در متن آینده تاریخ است؛ او با ساختن انسان، در واقع در حال مهندسی جامعه است.
چگونه زن میتواند نه شاهد که قصهگوی حقیقت شود؟
روایتگری پیش از آنکه یک فن و تخصص باشد، یک موضعگیری است. زن در کانون خانواده، نخستین کسی است که به حوادث معنا میدهد. اگر حضرت زینب(س) در کربلا تنها یک مشاهدهگر منفعل بود، کربلا در همان ریگزارهای نینوا دفن میشد، اما ایشان با جمله معروف «ما رأیتُ الا جمیلاً» (جز زیبایی چیزی ندیدم)، روایت دشمن را شکست و از یک شکست ظاهری، یک فتح ابدی ساخت. زن برای تبدیل شدن به یک راوی فعال، باید ابتدا چشم بینا داشته باشد. در قرآن کریم، خداوند به زنان پیامبر(ص) و به تبع آن به همه زنان مؤمن دستور میدهد آنچه در خانههایشان از آیات الهی و حکمت نازل میشود را یاد و بازگو کنند: «وَاذْکُرْنَ مَا یُتْلَی فِی بُیُوتِکُنَّ مِنْ آیَاتِ اللهِ وَالْحِکْمَةِ» (سوره احزاب، آیه ۳۴).
این یعنی خانه، نخستین ایستگاه رسانهای است. زن با تربیت فرزندانی که حقطلب هستند و با جاری کردن روح حماسه در روزمرگیهای زندگی، در حال روایتگری است. او وقتی در میهمانیها، در صف نانوایی یا در فضای مجازی، با زبان نرم و منطق استوار از حق دفاع میکند، در واقع پیام آن قرارگاه خانوادگی را به متن جامعه تزریق کرده است. راوی بودن یعنی اجازه ندهیم دیگران برای ما و خانوادهمان قصه بسازند؛ بلکه خودمان با الگوگیری از مکتب زینبی، نویسنده و روایتگر عزت خانوادهمان باشیم.
چطور یک خانواده، کار یک خبرگزاری بزرگ را کرد؟
در دستگاه الهی، خون برای ماندگاری نیازمند راوی است. در کربلا، تقسیم کاری دقیقی صورت گرفت: مردان مأمور به ایثار جان شدند و زنان مأمور به احیای حقیقت. اگر شمشیر امام حسین(ع) پرده تزویر را درید، خطبههای حضرت زینب(س) مانع رفوگری دوباره آن توسط دشمن شد. سهم بانوان، تبدیل واقعه به یک جریان و تبدیل خانواده به یک رسانه سیار بود. این رسانه به دلیل آمیختگی عاطفه و منطق، شکستناپذیر شد؛ چراکه پیام از زبان شاهدان عینی روایت میشد. زنان کاروان، مصداق عینی آیه ۳۹ سوره احزاب بودند: «الَّذِینَ یُبَلِّغُونَ رِسَالَاتِ اللهِ وَیَخْشَوْنَهُ وَلَا یَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللهَ»؛ همان کسانی که پیامهای خدا را ابلاغ میکنند و از هیچ کس جز او بیم ندارند. این حضور شجاعانه موجب شد پیام حق نه یک بیانیه خشک، بلکه به یک حس مشترک انسانی تبدیل شود که هیچ سانسوری توان مقابله با آن را ندارد؛ چراکه وقتی خانواده رسانه میشود، پیام با تار و پود جان مردم گره میخورد.
این قدرت کلام و اصالت پیام، ریشه در یک تبار حماسهساز دارد. بیدلیل نیست که امام زمان(عج) در زیارت ناحیه مقدسه، با سلام بر بانوان بزرگی چون خدیجه کبری(س) و فاطمه زهرا(س)، بر نقش بنیادین آنان در شکلگیری این مسیر تأکید میکنند. این سلامها نشان میدهد حماسه کربلا، میوه درختی است که ریشهاش در تربیت و پایداری این بانوان نهفته است. در واقع، بانوان با انتقال مفاهیم الهی و حفظ ارزشها در نسلهای خود، پیشران حماسههای تاریخ هستند. این یعنی نقش اجتماعی زن تنها در خطبهخوانی خلاصه نمیشود؛ بلکه بزرگترین کنشگری او، تربیت نسلی است که در برابر انحراف میایستد و تاریخ را به نفع حق تغییر میدهد.
الگوی کنشگری زن مسلمان در آستانه محرم حضور مستمر خانوادهها در ایام جنگ رمضان و پس از آن، تجلی عینی حکمرانی اجتماعی خانواده بود. در این میدان، زنان نه در حاشیه، بلکه پیشران و معمار تابآوری بودند و نشان دادند شجاعت یک جامعه، از قلب مادران و همسرانش وام گرفته میشود. اکنون این زیست جمعی در آستانه محرم، معنایی عمیقتر مییابد؛ چراکه محرم فصل بازخوانی رسالت خانوادهای است که در اوج بحران، از پا ننشست. الگوی تراز اسلام به ما میآموزد که زن با مدیریت عاطفی، خانه را به سنگر و میدان را به خانهای امن برای ایستادگی بدل میکند. امروز یاد گرفتهایم برای دفاع از حق، باید خانوادهمحور ایستاد، روایت کرد و اقامه عزا نمود؛ چراکه در این منطق، خانه مبدأ حرکت و کانون بیداری شهر است.
این حضور در میانه میدان، دو جلوه قرآنی دارد که تکلیف امروز ما را روشن میکند: گاه این کنشگری در قالب هجرت و حرکت برای ساختن جبههای نو تجلی مییابد؛ چنانکه قرآن وعده میدهد کسانی که پس از ستم دیدن، در راه خدا هجرت کنند، جایگاهی نیکو در دنیا خواهند داشت (نحل/۴۱). و گاه، این حضور به معنای ایستادگی در قلب حادثه و استفاده از تمام ظرفیت خانواده برای اثبات حقیقت است؛ همان گونه که در آیه مباهله (آلعمران/۶۱)، پیامبر(ص) با آوردن زنان و فرزندان به متن مذاکره، خانواده را به محکمترین حجت حق تبدیل کرد. چه در هجرت کربلا و چه در ایستادگی مباهله، پیام واحد است: هر جا که خانواده با تمام هویت خود به میدان بیاید، نصرت الهی قطعی است. این همان میراثی است که امروز، خانههای ما را به خیمهگاه همیشه برپای جبهه حق پیوند میزند.






نظر شما