ستایش بیبدیل سیدالشهدا(ع) از اصحاب خویش، نشاندهنده رازی فراتر از وفاداری در یک نیمروز است. کربلا در حقیقت الگویی میدانی برای ترسیم سیمای یاران امام مهدی(عج) در دولت کریمه بود. امام با انتخاب دقیق افرادی از سنین و نژادهای گوناگون، از قاسم نوجوان تا حبیب سالخورده و از بانوان مبلّغ تا غلامان باوفا، حجتی همیشگی برای جبهه حق در آخرالزمان پدید آورد. این پیوند عمیق نشان میدهد که واقعه طف، طرحی منسجم برای آمادهسازی امت جهت درک «صبح ظهور» و نصرت منتقم خون خداست.

چرا امام حسین علیه السلام چنین ستایشی از یاران خود کرد؟
اگر در یاران سیدالشهدا، حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام، با دقت تأمل کنیم، میبینیم که امام آنان را با تعبیری بسیار بلند ستوده است؛ آنجا که فرمود:
«مَا رَأَیْتُ أَصْحَابًا أَوْفَی وَلَا أَبَرَّ مِنْ أَصْحَابِی» من یارانی باوفاتر و نیکوتر از یاران خود ندیدهام.
این افراد صرفاً کسانی نبودند که در یک مقطع تاریخی در کنار امام قرار گرفتند، بلکه نمونههایی برگزیده بودند که سیدالشهدا علیه السلام آنان را برای مأموریتی بزرگ و مرتبط با آینده انتخاب کرده بود.
این حقیقت را میتوان از سخن حضرت دریافت؛ آنجا که فرمود: «مِثْلِی لَا یُبَایِعُ مِثْلَهُ… وَلَکِنْ نَنْظُرُ وَتَنْظُرُونَ، وَنُصْبِحُ وَتُصْبِحُونَ»
در اینجا پرسشی مهم مطرح میشود: مقصود از این «صبح» چیست؟ آیا تنها صبح روز بعد مراد است؟ این تعبیر اشارهای عمیق به آینده دارد؛ اشارهای به عصر ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه.
در آن زمان بسیاری از حقایق تاریخی آشکار خواهد شد؛ اسرار رخدادهای بزرگ روشن میشود و راز مواضع اهل بیت علیهم السلام و حتی انبیا الهی بهتر فهمیده خواهد شد. آنجاست که راز سکوت امیرالمؤمنین علیه السلام را درمییابیم؛ راز قیام و موضعگیری حضرت فاطمه زهرا علیها السلام را میفهمیم؛ راز صلح امام حسن علیه السلام و راز قیام امام حسین علیه السلام را نیز درک خواهیم کرد.
اما از مهمترین حقایقی که در آن روز روشن خواهد شد، راز واقعه طف و راز گزینش تکتک یاران امام حسین علیه السلام است.
یاران حسین، برگزیدگان علم الهی
امام حسین علیه السلام هر کسی را نپذیرفت. آن حضرت گروهی خاص را پذیرفت؛ گروهی که در علم الهی از پیش شناخته شده بودند. از همین رو در شب عاشورا به حضرت زینب علیها السلام فرمود که اینان یاران مناند؛ کسانی که در آسمان شناخته شدهاند. این افراد برای نصرت حسین علیه السلام برگزیده شدند. اما پرسش اصلی این است: راز این انتخاب چه بود؟
برای فهم این راز، باید هم به واقعه کربلا بنگریم و هم به آنچه در آخرالزمان و در دولت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه رخ خواهد داد. زیرا کربلا نمونهای میدانی از آن چیزی است که در عصر ظهور تحقق خواهد یافت.
این الگو باید کامل باشد؛ الگویی که بتواند واقعیتهای آینده را برای ما روشن سازد.
گردهمایی یاران امام مهدی عجل الله تعالی فرجه
هنگامی که امام مهدی عجل الله تعالی فرجه ظهور میکند، خداوند متعال میفرماید: ﴿وَسَارِعُوا إِلَی مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّکُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِینَ﴾ و نیز این آیه مبارکه را باید در کنار آن قرار داد: ﴿فَاسْتَبِقُوا الْخَیْرَاتِ أَیْنَ مَا تَکُونُوا یَأْتِ بِکُمُ اللَّهُ جَمِیعًا إِنَّ اللَّهَ عَلَی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ﴾ این آیه گویی تفسیر روایاتی است که دربارهٔ یاران امام مهدی عجل الله تعالی فرجه وارد شده است. در روایات آمده است که خداوند یاران امام را از نقاط مختلف جهان، کَقَزَعِ الخَرِیف، گرد میآورد؛ همانند ابرهای پراکندۀ پاییزی که ناگهان از جهات گوناگون جمع میشوند.
آنان در شهرها و سرزمینهای مختلفاند، اما با اذن الهی، معنای آیه آشکار میشود: «أَیْنَ مَا تَکُونُوا یَأْتِ بِکُمُ اللَّهُ جَمِیعًا» هر جا باشید، خداوند همه شما را گرد خواهد آورد. یاران امام از نقاط مختلف به مکه میآیند؛ در شب ظهور. بسیاری از آنان یکدیگر را نمیشناسند. اما پس از اجتماع، همدیگر را میشناسند و با ظهور امام، هر یک وظیفه خود را درمییابد.
آنگاه مسئولیتها تقسیم میشود و حرکت جهانی آغاز میگردد.
اما این پرسش همچنان باقی است: چگونه ممکن است انسان خانه، خانواده، تجارت، مال و زندگی خود را رها کند و برای یاری امام به مکه بشتابد؟
کربلا پاسخ این پرسش را در خود دارد
در اینجا نقش یاران امام حسین علیه السلام آشکار میشود. آنان وظیفهای فراتر از نصرت در عاشورا داشتند. نقش آنان، آمادهسازی امت و تشویق جامعه برای ورود به میدان نصرت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه است.
قاسم بن الحسن؛ الگوی نوجوانان
فرض کنید مادری پسری سیزدهساله دارد.
این نوجوان شوق یاری امام مهدی عجل الله تعالی فرجه را در دل دارد.
همه اعتراض میکنند: او هنوز کوچک است؛ چرا باید برود؟ اینجاست که جامعه به یک الگو نیاز دارد.
پاسخ روشن است: آیا این نوجوان برتر از قاسم بن الحسن علیه السلام است؟ اگر قاسم توانست در آن سن در کنار امام بایستد، چرا این نوجوان نتواند؟ پس بگذارید برود.
حبیب و مسلم؛ الگوی سالمندان
خانوادهای دیگر پیرمردی سالخورده دارند. جسم او ضعیف است و حرکت برایش دشوار. اما میخواهد برای یاری امام مهدی عجل الله تعالی فرجه برود.
سالها دعا کرده است: خدایا مرا از یاران و یاوران او قرار بده. دعایش مستجاب شده و اکنون میخواهد حرکت کند. اما اطرافیان مانع میشوند.
در اینجا باید پرسید: آیا او برتر از حبیب بن مظاهر است؟ آیا از مسلم بن عوسجه بالاتر است؟ اگر آنان در سنین بالا به میدان آمدند، این مرد نیز میتواند.
زینب علیها السلام؛ الگوی زنان
خانوادهای دیگر زنی دارند که کودکی شیرخوار در آغوش دارد. اما او میخواهد به سپاه امام مهدی بپیوندد؛ نه لزوماً برای جنگ، بلکه برای امداد، درمان مجروحان و خدمترسانی.
اینجا نیز پاسخ روشن است: آیا این زن برتر از حضرت زینب علیها السلام است؟
برای هر قشر، الگویی در کربلا وجود دارد
دلیران، پهلوانان و صاحبان قدرت بدنی، الگوی خود را در حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام مییابند. پیروان ادیان دیگر، الگوی خود را در وهب میبینند. بردگان و محرومان، الگوی خویش را در جون مییابند. غیرعربها و اقوام دیگر، نمونههای خود را در یاران غیرعرب امام میبینند. عالمان بزرگ و مراجع، در خود امام حسین علیه السلام الگو دارند. بانوان عالمه و مبلغ نیز حضرت زینب علیها السلام را پیش روی خود میبینند. پس هر قشر از جامعه، نمونهای روشن در کربلا دارد.
راز گزینش یاران امام حسین
از اینجا راز دقت فوقالعاده امام حسین علیه السلام در انتخاب یاران روشن میشود. آن حضرت یارانش را چنان برگزید که هر یک الگویی برای گروهی از انسانها باشند. بنابراین راز انتخاب آنان این بود که نمونههایی روشن برای سپاه امام مهدی عجل الله تعالی فرجه باشند.
یاران حسین، یاران مهدیاند
در نتیجه دو وظیفه پیش روی ماست: نخست، شناخت عمیق یاران امام حسین علیه السلام. دوم، پرورش شوق نصرت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه.
این اشتیاق بسیار مهم است. زیرا شوق حقیقی، انسان را دگرگون میکند. انسان را وارد میدان نور میسازد. و او را در صف یاران حسین علیه السلام قرار میدهد. حتی اگر پیش از ظهور از دنیا برود، همین پیوند معنوی او را به آن جبهه متصل میسازد.
از این رو میتوان گفت: یاران امام حسین علیه السلام، در حقیقت همان یاران امام مهدی عجل الله تعالی فرجهاند.
هر یک مأموریتی دارد
اکنون بهتر میفهمیم چرا امام حسین علیه السلام به تکتک یاران خود توجه ویژه داشت. زیرا هر یک مأموریتی خاص داشت. در کربلا هیچ فردی بینقش نبود. هر حضور، حامل پیامی بود.
شباهت دو سپاه
در روایات آمده است که یاران امام حسین علیه السلام زمزمهای داشتند همانند زمزمه زنبوران عسل. همین تعبیر درباره یاران امام مهدی عجل الله تعالی فرجه نیز آمده است. این شباهت، وحدت مسیر این دو جبهه را نشان میدهد. همچنین قیام امام مهدی در روز عاشورا خواهد بود. و شعار خونخواهی امام حسین علیه السلام، از برجستهترین شعارهای نهضت اوست.
سخن پایانی
اکنون معنای این سخن روشنتر میشود: «وَنَنْظُرُ وَتَنْظُرُونَ، وَنُصْبِحُ وَتُصْبِحُونَ» پس باید نخست یاران حسین را بشناسیم و سپس شوق نصرت را در خود زنده کنیم. تا برای ورود به این میدان نورانی آماده شویم. آنگاه راز حقیقی انتخاب یاران امام حسین علیه السلام را درمییابیم؛ اینکه کربلا حادثهای متعلق به گذشته نبود، بلکه طرحی الهی برای آمادهسازی سپاه امام مهدی عجل الله تعالی فرجه بود.





نظر شما