تحولات منطقه

پس از رحلت پیامبر(ص)، مسیر حکمرانی اسلامی شاهد انحرافاتی شد. امام حسین(ع) در برابر فساد، بدعت‌ها و نادیده‌گرفتن حدود الهی، برای احیای سنت نبوی و ارزش‌های اصیل اسلام به پا خاست و ندای عدالت را سر داد.

قیام امام حسین(ع)؛ اصلاح‌گری در برابر انحراف
زمان مطالعه: ۲ دقیقه

‏اگر رحلت اندوهبار پیامبر اکرم(ص) را سرآغاز پیدایش بزرگ‌ترین انحراف در روند حکمرانی جهان اسلام بینگاریم، سخن به گزافه نگفته‌ایم؛ زیرا جریان رسالت و امامت که پیش از آن از علم و حکمت و عصمت بهره‌مند بود، جای خود را به جریان خلافت داد که فاقد عناصر لازم برای پیشوایی و راهبری جامعۀ اسلامی بود.

جریان خلافت که در دوران دو خلیفۀ نخست عمدتاً رویکردی بدعت‌آمیز و مصلحت‌جویانه داشت، اندک‌اندک در دوران خلیفۀ سوم رویکردی اشرافی و ثروت‌اندوزانه یافت و پس از شهادت امیر مؤمنان علی(ع) و امام حسن مجتبی(ع) به رویکردی سلطنتی و پادشاه‌گونه در زمان خلافت معاویه گرایید، چندان که وی خود را «أوّل الملوک» (نخستین پادشاه) خواند و ادعا کرد کاخ سبز را در شام برای نمایش عظمت اسلام ساخته است! سخن روشنگر علی(ع) در نهج‌البلاغه این رویکرد سودجویانه و دنیاپرستانه را بازمی‌نمایاند: «فإنّ هذا الدین قد کان اسیراً فی أیدی الأشرار، یُعمل فیه بالهوی و تُطلب به الدنیا»؛ این دین در دست بدکاران اسیر بود که به نام دین هوسرانی می‌کردند و دنیا را می‌جستند.

طرفداران این رویکرد، یعنی خاندان اموی، با اقدامات زیر زمینۀ انحراف و فساد در دین را فراهم آوردند:

1.آنان در مذمت امام علی (ع) و علویان احادیثی جعل کردند و از آن سو برای معاویه فضایلی برساختند تا اذهان مردم را آن گونه که خود می‌خواهند، شکل دهند و این تا آنجا پیش رفت که معاویه در وصف تبار خویش گفت: «نحن شجرة رسول الله»؛ ما خاندان رسول خداییم.

2.برخی مفاهیم دینی و اعتقادی مرتبط با مسائل سیاسی و اجتماعی، از جمله مفهوم قضا و قدر، را تحریف کردند. معاویه در برابر اعتراض عایشه به زمامداری یزید گفت: «إنّ أمر یزید قضاء من الله و لیس للعباد الخیرة من أمرهم»؛ خلافت یزید قضای الهی است و مردمان را نشاید که در این زمینه دست به انتخاب زنند.

3.حدود الهی را ترک کردند و سنت پیامبر را کنار نهادند و بدعت و فساد و اباحه‌گری را گسترش دادند، به گونه‌ای که نوشیدن مُسکر را بدین بهانه که در قرآن «خمر» حرام انگاشته شده است، نه «مسکر»، در دربار خلفا حلال شمردند. امام حسین(ع) در پاسخ مروان که حضرت را به بیعت با یزید فراخواند، فرمود: «فکیف تولّی علی أمّة محمّد من یشرب المسکر؟! و شارب المسکر من الفاسقین و شارب المسکر من الأشرار، و لیس شارب المسکر بأمین علی درهم، فکیف علی الأمّة؟!»؛ کسی که بادۀ مست‌کننده می‌نوشد، چگونه می‌تواند بر امت محمد حکم براند؟! چنین کسی فاسق و بدکار است و نمی‌توان حتی درهمی را به امانت بدو سپرد؛ چه رسد که زمام امت را به دست گیرد؟

باری زمامداران فاسد اموی چون معاویه و یزید حدود خدا را پایمال کردند و سنت رسول خدا(ص) را وانهادند و بدعت‌ها و تحریف‌های گونه‌گون پدید آوردند. امام حسین(ع) به مروان فرمود: «قد سمعت رسول الله(ص) الخلافة محرّمة علی آل أبی سفیان و علی الطلقاء و ابناء الطلقاء، فإذا رأیتم معاویة علی منبری فافقروا بطنه»؛ از رسول خدا شنیدم که فرمود: خلافت بر خاندان ابوسفیان و بر آزادشدگان و فرزندان آنان حرام است و اگر معاویه را بر منبر من دیدید، شکمش را بدرید.

آن حضرت پس از روی کار آمدن یزید چندان اوضاع جامعۀ اسلامی را اسفناک یافت که به مردم بصره در این باره نوشت: «إنّ السنّة قد أُمیتت، و إنّ البدعة قد أُحییت و نعشت»؛ سنت پیامبر مرده است و بدعت زنده شده و جان تازه یافته است. در جای دیگر نیز فرمود: «و علی الإسلام السلام، إذ بُلیت الأمّة براع مثل یزید»؛ اگر امت پیامبر زمامداری چون یزید داشته باشند، باید با اسلام وداع کرد. این گونه بود که حسین (ع) به پا خاست...

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha