صبح عاشورا در قم، شهر پرچمهای «یا حسین»، انتظار میرود هر نشانهای رنگی از کربلا داشته باشد. اما در میان جمعیت عزاداران امسال، نشانههایی دیده میشد که هیچ نسبتی با فرهنگ عاشورا نداشت؛ از طرحهای اسکلت و مار و افعی گرفته تا چهرههای عجیب و شلوارهای پارهپاره. در سه ساعت، نزدیک به ۲۰۰ تصویر از این لباسها ثبت شد؛ تصاویری که پرسشی جدی را پیش روی ما میگذارد:
قم در روز عاشورا شهری دیگر است؛ خیابانها سیاهپوش، صدای طبل و سنج در هوا و موج جمعیتی که با نام حسین(ع) در حرکت است. در چنین روزی، هر نشانهای باید روایتگر کربلا باشد؛ از پرچمها گرفته تا لباسها.
اما عاشورای امسال یک تصویر متفاوت هم داشت؛ تصویری که نمیتوان آن را نادیده گرفت.
از «یا حسین» تا اسکلت و افعی
در میان دستههای عزاداری، لباسهایی دیده میشد که بهسختی میشد نسبتی میان آنها و فرهنگ عاشورا پیدا کرد؛ طرحهایی از اسکلت، مار و افعی، چهرههای خشن و نمادهایی که بیشتر به مدهای وارداتی خیابانهای غربی شباهت داشتند تا آیین سوگواری سیدالشهدا.
در سه ساعت حضور در خیابانهای قم، حدود ۲۰۰ تصویر از این نوع پوشش ثبت شد؛ تصاویری که یک واقعیت مهم را آشکار میکند: ما در حوزه لباس مذهبی برای نسل جوان دچار خلأ جدی هستیم.
جوانان قم هنوز پای هیئتها ایستادهاند. هنوز در گرمای محرم ساعتها در دستههای عزاداری راه میروند. هنوز اشک میریزند و سینه میزنند. اما وقتی قرار است لباس عزاداری انتخاب کنند، بازار انتخاب چندانی پیش پایشان نمیگذارد.
چند پیراهن ساده با نوشتههای تکراری. همین.
جای خالی طراحی عاشورایی در بازار قم
در مقابل، بازار مد جهانی با صدها طرح و تصویر جذاب وارد میشود و طبیعی است که نگاه جوان را به خود جلب کند؛ حتی اگر آن تصویر، اسکلت یا مار باشد.
مسئله اینجا انتخاب یک لباس نیست؛ مسئله، زبان هویت است.
وقتی بازار نتواند لباس مذهبیِ جذاب و جوانپسند تولید کند، طبیعی است که بازارهای دیگر جای آن را پر میکنند؛ حتی اگر این جایگزینها هیچ نسبتی با فرهنگ عاشورا نداشته باشند.
این پرسش جدی مطرح است:
چگونه در شهری که مرکز تولید فکر دینی است، بازار پوشاک محرم تا این حد فقیر از طراحی خلاقانه و هویتمند است؟
فرهنگ عاشورا سرشار از نماد و تصویر است.
پرچمهای سرخ کربلا، علمهای عزاداری، خطاطیهای باشکوه «یا حسین» و «یا عباس»، اشعار محتشم کاشانی، هنر خوشنویسی ایرانی و دهها نماد ایرانی و مذهبی دیگر که میتواند الهامبخش طراحی لباسهایی باشد که هم زیبا باشند و هم هویتساز.
اما وقتی این ظرفیتها جدی گرفته نمیشود، نتیجه همان چیزی میشود که امسال در خیابانهای قم دیده شد؛
لباسهایی که عاشورا را روایت نمیکنند.
عاشورای قم زیر سایه مدهای بیگانه/ وقتی پیراهن مشکی هویت میبازد
اینجا نقش اصناف و تولیدکنندگان پوشاک جدی میشود. بازار پوشاک مذهبی نباید فقط به چند طرح ساده محدود بماند. اگر برای لباسهای ورزشی، موسیقی یا برندهای غربی طراحیهای خلاقانه وجود دارد، چرا برای بزرگترین آیین مذهبی شیعیان چنین توجهی دیده نمیشود؟
عاشورا فقط یک مراسم نیست؛ یک هویت است. هویتی که قرنها در فرهنگ ایرانی ریشه دوانده و نسلها را کنار هم نگه داشته است. اگر قرار است این هویت در نسلهای آینده نیز زنده بماند، باید بتواند در قالبهای جدید نیز خود را نشان دهد؛ حتی در چیزی به ظاهر ساده مثل یک پیراهن مشکی.
وقت آن رسیده است که در کنار هیئتها و مراسم، برای حفظ فرهنگ پوشش عاشورایی فکر جدیتری شود؛ پیش از آنکه نشانههای بیگانه آرامآرام جای نمادهای اصیل را بگیرند. قم، شهر محرم و پرچمهای یا حسین، سزاوار لباسهایی است که عاشورا را روایت کنند، نه اینکه هویت آن را کمرنگ کنند.







































نظر شما