در این میان، حضرت زینب کبری (س) قلهای رفیع و بینظیر است که خوانش چندوجهی و تمدنی از شخصیت ایشان، میتواند گرهگشای بسیاری از چالشهای هویتی بانوان در روزگار ما باشد.
نوشتار حاضر با نگاه تمدنی، تلاش دارد تا با عبور از نگاههای صرفاً تاریخی و سوگوارانه، به تحلیل ابعاد کنشگری، خردورزی و مقاومت آن بانوی بزرگوار بپردازد و بر لزوم معاصرسازی الگوی زینبی در عرصههای فرهنگی، اجتماعی و رسانهای تأکید ورزد. این یادداشت استدلال میکند که ویژگیهای حضرت زینب (س) بهمثابه کنشگری فعال، خردورز و رسانهای، سرمایههای گفتمانی بنیادین را برای زن مسلمان امروز در تقابل با سلطه روایتهای شرقگرایانه و غربمحور و نابرابریهای تمدنی فراهم میآورد.
از راوی عاشورا تا کنشگر رسانهای و تمدنساز
تصویر غالب از حضرت زینب کبری (س) در اذهان عمومی، غالباً به پیامآوری و روایتگری پس از واقعه عاشورا محدود شده است؛ حالآنکه از منظر گفتمانی و مطالعات جامعهشناختی، ایشان یک کنشگر فعال، خردورز و یک رسانه تمامعیار در برابر نظام سلطه زمانه خویش بودند. خطبههای کوبنده ایشان در کوفه و شام، صرفاً یک مرثیه نبود، بلکه یک عملیات پیچیده و موفق رسانهای برای درهمشکسته هژمونی بنیامیه و افشای نابرابریهای تمدنی و سیاسی آن دوران به شمار میرفت.
ویژگیهای کنشگری، خردورزی و مقاومت حضرت زینب (س)، امروز بهمثابه سرمایههای ناب گفتمانی برای زن مسلمان عمل میکنند تا در تقابل با سلطه روایتهای غربمحور که سعی در تقلیل جایگاه زن به کالای مادی و ابزار مصرفی دارند، قد علم کرده و هویت اصیل خود را بازتولید کنند.
رهبر شهید انقلاب در تبیین این جایگاه بیبدیل میفرمایند: حضرت زینب (س) زن تاریخ است؛ این زن، دیگر ضعیفه نیست. این جوهر زنانه مؤمن، اینجور خودش را در شرائط دشوار نشان میدهد. این زن است که الگوست؛ الگو برای همه مردان بزرگ عالم و زنان بزرگ عالم.
این فرمایش نشان میدهد که زینب کبری (س) با در هم شکستن نگاههای تحقیرآمیز و کلیشههای تاریخی نفی واژه «ضعیفه»، تجلی اقتدار و صلابتِ عاملیتِ یک زن مؤمن در دل بحرانهاست. کنشگری و مقاومت ایشان بهگونهای است که مرزهای جنسیتی را درنوردیده و ایشان را به یک تراز انسانیِ جهانشمول تبدیل کرده است؛ بهنحوی که نهتنها برای بانوان، بلکه برای تمامی مردان تاریخساز نیز سرمشق عاملیت، عزتنفس و تدبیر محسوب میشوند. معاصرسازی این الگوی زینبی به معنای احیای عقلانیت معطوف به معنویت، توحیدمحوری، دینمداری، کنشگری اخلاقمحور و روایتگری حقطلبانه در زیستبوم امروز است.
معاصرسازی الگوی زینبی در زیستبوم امروز
معاصرسازی شخصیت حضرت زینب (س) به معنای شبیهسازی ظاهری وقایع تاریخی نیست؛ بلکه به معنای استخراج اصول رفتاری ایشان و پیادهسازی آن در زیستبوم امروز است.
این معاصرسازی بر چند رکن استوار است: احیای عقلانیت معطوف به معنویت؛ ترکیب بینظیر تدبیر، منطق و استدلال با عمق بندگی و توحیدمحوری (ما رأیت الا جمیلا). کنشگری اخلاقمحور؛ حضور مؤثر در ملتهبترین عرصههای اجتماعی و سیاسی، بدون تخطی از مرزهای حیا، عفاف و کرامت انسانی. روایتگری حقطلبانه؛ ایستادگی در برابر جریان تحریف و امپراتوری دروغ، و تبدیلشدن به صدای رسای حق در زمانهای که باطل با تمام قوا به میدان آمده است.
برای تبیین دقیقتر این سه رکن، بایستی نگاهی کاربردی و جامعهشناختی به پیوند میان سیره حضرت زینب (س) و چالشهای امروز بانوان داشته باشیم:
احیای عقلانیت معطوف به معنویت، در جهان مدرن، عقلانیت غالباً به معنای سودانگاری مادی و ابزاری تعریف میشود و جهانبینیهای سکولار تلاش میکنند عقلانیت را در نقطه مقابل دین و معنویت قرار دهند. اما الگوی زینبی ارائهدهنده نوعی از خردورزی است که ریشه در دینداری و خدامحوری دارد. عبارت شگرف «ما رَأَیْتُ إِلَّا جَمِیلًا» (چیزی جز زیبایی در کربلا ندیدم) در کاخ ابن زیاد، یک واکنش احساسی نیست؛ بلکه اوج یک تحلیل عقلانی مبتنی بر جهانبینی توحیدی است.
ایشان با این جمله، هندسه محاسباتی دشمن را به هم میریزد. از همین روی، زن مسلمان در مواجهه با چالشهای پیچیده زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعیِ امروز، نه منفعل است و نه صرفاً احساساتی. او باتدبیر، برنامهریزی، مدیریت بحران و تابآوری بالا (عقلانیت) به حل مسائل میپردازد؛ اما این خردورزی را در چارچوب ایمان به خدا و توکل (معنویت) پیش میبرد. او سختیها و فشار زندگی مدرن را با نگاهی توحیدی تحلیل میکند و بهجای فروپاشی روانی در برابر بحرانها، آنها را میدانی برای امیدآفرینی، رشد و کمال انسانی میبیند.
کنشگری اخلاقمحور، یکی از مهمترین چالشهای گفتمانی امروز، دوگانههای جعلی است. الگوهای غربی غالباً به زن القا میکنند که برای حضور مؤثر و پیشرفت در اجتماع، باید از مرزهای حیا، عفاف و ویژگیهای اصیل زنانگی خود عبور کرده و به سمت مردواره شدن یا ابزار شدن حرکت کند؛ وگرنه محکوم به انزوای اجتماعی است.
حضرت زینب (س) خط بطلانی بر این دوگانه کاذب است. ایشان در قلب ملتهبترین و خشنترین بحرانهای سیاسی و نظامی زمانه خود حضور مییابد، اما کوچکترین خدشهای به کرامت، حیا و عفاف او وارد نمیشود.
در زیستبوم امروزی؛ کنشگری اخلاقمحور به معنای حضور پررنگ، تخصصی و تأثیرگذار زن در عرصههای علمی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی است، درحالیکه هویت اسلامی و حریمهای اخلاقی او کاملاً محفوظ میماند. این رکن به زن معاصر میآموزد که میتوان در بالاترین سطوح اجتماعی و مدیریتی نقشآفرین بود، مشارکت اجتماعی فعال داشت و درعینحال، مقهور الگوهای رفتاری، پوششی و مصرفگرایانه تحمیلشده از سوی نظام سرمایهداری (غربی و شرقی) نشد و خانواده را نیز بهعنوان محور اصلی زندگی فردی و اجتماعی حفظ کرد.
روایتگری حقطلبانه، ما امروز در عصر پس حقیقت و نبرد روایتها زندگی میکنیم؛ جایی که امپراتوریهای رسانهای با استفاده از تکنیک عملیات روانی، جای ظالم و مظلوم یا حق و باطل یا شهید و تروریست را بهراحتی عوض میکنند.
حضرت زینب (س) در زمانه خود، یکتنه در برابر ماشین جنگ روانی و تحریف بنیامیه ایستاد. اگر خطبههای مستدل و روایتگری دستاول ایشان نبود، چهبسا پیام خون شهدای عاشورا در کربلا مدفون میشد و روایت تحریفشده حکومت جائر و طاغوتی زمان، در تاریخ تثبیت میگشت.
بنابراین، در زیستبوم امروزین؛ زن مسلمان معاصر نباید صرفاً یک مصرفکننده منفعل در برابر محتوای رسانههای جهانی و صهیونیستی باشد. او باید با الهام از این الگوی تمدنی، خود به یک «رسانه» و «روایتگر» در میدان جهاد تبیین تبدیل شود. این روایتگری شامل دفاع از کیان خانواده، تبیین جایگاه والای زن در اسلام، افشای خلأها و آسیبهای نگاه ابزاری غرب به زن، و روشنگری در شبکههای اجتماعی و فضاهای فرهنگی است.
زن مسلمان امروز، با سلاح منطق، هنر و بیان، به جنگ تحریفها میرود تا صدای رسای حق در هیاهوی رسانهایِ باطل باشد.
الگوبرداری تمدنی از حضرت زینب (س) با راهبردهای عملیاتی
برای نیل به تحقق «تمدن نوین اسلامی» که شاهبیت بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی ایران است، الگوبرداری تمدنی از حضرت زینب (س) باید از سطح نظری به ساحت عمل برسد. باتکیهبر مبانی مطالعات زنان در اسلام و جامعهشناسی دین، راهکارهای زیر برای نهادهای متولی و فعالان فرهنگی و اجتماعی پیشنهاد میشود.
در نظام آموزشی، متون درسی و شیوههای تربیتی باید از تصویرسازی تکبعدی از زنان اهلبیت (ع) فاصله بگیرند. دختر مسلمان باید در مدرسه بیاموزد که زینب (س) یک اندیشمند، مدیر بحران و یک شجاعِ خردمند بود. پرورش روحیه پرسشگری، حقطلبی و مسئولیتپذیری اجتماعی در دختران، با محوریت این الگو باید نهادینه شود.
در سیاستگذاری فرهنگی، سیاستگذاران باید از رویکردهای انفعالی در قبال مسئله زن عبور کنند. حمایت از تشکلهای مردمی و سازمانهای مردمنهادی که توسط بانوان دغدغهمند و با رویکرد حل مسئله (در حوزههای خانواده، تربیت و آسیبهای اجتماعی) فعالیت میکنند، تجلی سیاستگذاری مبتنی بر الگوی زینبی است.
در تولید محتوای رسانهای، رسانههای جمعی و شبکههای اجتماعی باید بهجای بازتولید کلیشههای ضعیف از زنان، به خلق آثار هنری، فیلمها و مستندهایی بپردازند که زن مسلمان را در قامت یک کنشگر فعال، خانوادهدوست، باایمان و تأثیرگذار در سطح کلان جامعه به تصویر میکشند. پاتک رسانهای در برابر فمینیسم غربی، نشاندادن کارآمدی الگوی «زنِ نه شرقی، نه غربی» (زن مسلمان تمدنساز) است.
جمعبندی اینکه؛ حضرت زینب کبری (س)، تجسم کامل و بینقص از گفتمان «زن تمدنساز اسلامی» در تمام اعصار است. در زمانهای که امواج بحرانهای هویتی و روایتهای جعلی نظام سلطه، بنیانهای فکری جوامع را هدف قرار دادهاند، تمسک به عقلانیت، دینمداری، شجاعت و کنشگری رسانهایِ آن بانوی عظیمالشأن، تنها راه نجات و استواری است. تحقق تمدن نوین اسلامی در گام دوم انقلاب، وابستگی تام و تمامی به نقشآفرینی بانوانی دارد که با تأسی به الگوی زینبی، همتای مردان در پیشبرد اهداف متعالی جامعه اسلامی گام برمیدارند و با روایتگری حقطلبانه خود، خط بطلانی بر نابرابریهای تمدنی و هژمونی مادی غرب میکشند.
زن مسلمان امروز، با اقتدا به بانوی عاشورایی؛ حضرت زینب (س)، نه یک تماشاگر منفعل، که معمار آینده است. این نقشآفرینی راهبردی بانوان در گام دوم انقلاب، در حقیقت زمینهساز طلوع تمدن جهانی مهدوی (عج) است؛ تمدنی که بر اساس روایات متقن، با حضور ۵۰ بانوی برگزیده در حلقه ۳۱۳ نفره اصحاب و کارگزاران اصلی حضرت صاحبالزمان (عج)، اوج عاملیت و شکوه جایگاه زن مسلمان را در رهبری و تحقق وعده الهی به تصویر خواهد کشید.





نظر شما