کارشناسان میگویند گرچه امکان فرزندآوری در کنار تحصیل و اشتغال را نباید لزوماً مانعی برای فعالیتهای حرفهای مادران دانست؛ اما عواملی میتواند این مسیر را آسانتر یا دشوارتر کند.
درواقع مادر شدن در دوران دانشجویی تغییراتی در زندگی فرد به وجود میآورد که مادران دانشجو را ناگزیر میکند تعادلی میان مسئولیتهای مختلف خود ایجاد کنند.
فرزندآوری موضوعاتی همچون مدیریت درس خواندن، انجام پروژهها، تعامل با استادان و همدانشگاهیها و همچنین مدیریت حضور در دانشگاه را با چالشهایی همراه میکند.
فرزندآوری پشت درِ خوابگاههای متأهلی
محمد هادی میرزایینیا، قائم مقام شبکه کشوری «فرزند بیشتر» درباره مهمترین دغدغهها و چالشهای دانشجویانی که همزمان قصد ادامه تحصیل و فرزندآوری دارند، به خبرنگار ما میگوید: در فضای دانشجویی حتی در گام پیش از فرزندآوری، یعنی ازدواج با چالش روبهرو هستیم. بسیاری از عواملی که سبب تأخیر در ازدواج میشوند، در موضوع فرزندآوری هم اثرگذار هستند. از مهمترین آنها مسائل اقتصادی و بهویژه موضوع مسکن است. برای مثال درباره خوابگاههای متأهلی مصوبات و قوانین لازم، ازجمله در اسناد و مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی وجود دارد؛ اما مشکل اصلی در اجراست. ممکن است بودجههایی هم در نظر گرفته شده باشد اما در عمل اتفاقی که باید رخ دهد، نمیافتد و هر دانشگاه به دلیلی از اجرای آن عقب میماند. در حالی که همین خوابگاههای متأهلی ۳۰ یا ۴۰ متری میتواند بخش زیادی از دغدغه دانشجویان را برطرف و شرایط را برای ازدواج آنها فراهم کند. از طرفی بسیاری از افراد تصور میکنند باید چند سال پس از ازدواج برای فرزندآوری صبر کنند. بنابراین هرچه ازدواج دیرتر اتفاق بیفتد، زمان فرزندآوری هم عقب میافتد.
او اضافه میکند: مسئله دیگری که بهویژه در برخی رشتهها و بهخصوص در حوزه علوم پزشکی با آن مواجه هستیم، موضوع اشتغال و الزامات شغلی پس از دانشآموختگی است. این موضوع در ذات خود یک فرصت و مزیت محسوب میشود اما در عمل میتواند زمان ازدواج و فرزندآوری را به تأخیر بیندازد. بسیاری از دانشجویان میگویند تا زمانی که دوره طرح خود را نگذرانند، حتی اگر ازدواج هم کرده باشند امکان برنامهریزی برای فرزندآوری را ندارند. در رشتههای علوم پزشکی، دانشجویان پس از دانشآموختگی باید دو سال دوره طرح را سپری کنند و همین مسئله تصمیمگیری آنها را به تعویق میاندازد. از سوی دیگر، بخشی از دانشجویان رشتههایی مثل پزشکی و دندانپزشکی با تعهد خدمت نیز روبهرو هستند و باید سالها در مناطق کمبرخوردار یا شهرهای اطراف دانشگاه محل تحصیل خود خدمت کنند. برخی از آنها معتقدند دوری از خانواده و نداشتن شبکه حمایتی برای نگهداری از فرزند، برنامهریزی برای فرزندآوری را دشوارتر میکند. البته این مسئله شامل همه دانشجویان نمیشود و نمیتوان آن را بهعنوان یک مشکل عمومی در کل فضای دانشگاهی مطرح کرد. یا پس از ازدواج، زن و شوهر هر دو ناچارند همزمان کار کنند و همین مسئله برنامهریزی برای فرزندآوری را دشوار میکند. از سوی دیگر، هرچند در سالهای اخیر قوانین مختلفی برای حمایت از فرزندآوری و خانواده تصویب شده و بسیاری از آنها نیز دقیق و کارشناسیشده هستند، اما مشکل اصلی در مرحله اجراست.
میرزایینیا مثال میزند: در مواردی شاهد هستیم برخی دستگاهها و کارفرمایان در اجرای کامل قوانین مربوط به مرخصی زایمان، تسهیلات دوران بارداری، کاهش فشار کاری یا در نظر گرفتن شرایط ویژه برای مادران باردار عملکرد مطلوبی ندارند. این در حالی است که تقریباً تمام این موارد در قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت بهطور جزئی و دقیق پیشبینی شده است. به اعتقاد من اگر همین قوانین موجود بهدرستی اجرا شوند، میتوانند بخش مهمی از نگرانیهای زوجهای جوان را کاهش دهند.
ردپای «فرزند کمتر، زندگی بهتر» در تصمیم خانوادهها
نماینده دفتر نهاد رهبری در دانشگاه علوم پزشکی مشهد اضافه میکند: به نظر میرسد هنوز نگاه «فرزند کمتر، زندگی بهتر» از لایههای پنهان ذهن افراد جامعه پاک نشده و همچنان سهم بسیار زیادی در تصمیمگیری خانوادهها دارد. این موضوع در بسیاری از موارد به یک نگرانی مشترک یعنی مسائل اقتصادی برمیگردد. البته نمیتوان نقش مشکلات معیشتی موجود را نادیده گرفت ولی تسهیلاتی مانند وامها، مشوقهای قانونی و دیگر امتیازات پیشبینیشده در قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت میتواند در تصمیم خانوادهها بسیار اثرگذار باشد. به نظر من مسئله اصلی تنها اقتصاد نیست؛ بخش مهمی از ماجرا به سبک زندگی و نگرشهای فرهنگی بازمیگردد؛ موضوعی که اصلاح آن نیازمند یک کار مستمر رسانهای، فرهنگی و تبلیغی از سوی همه نهادهای مسئول است. اصلاح این وضعیت نیازمند یک کار جمعی است و نمیتوان انتظار داشت یک نهاد یا دستگاه بهتنهایی از عهده آن برآید. از رسانهها و نظام آموزشی گرفته تا صداوسیما و دیگر مجموعههای فرهنگی، همه باید در تغییر نگرشها و اولویتهای جامعه نقشآفرینی کنند. مسئله اینجاست که برای بسیاری از افراد، فرزندآوری در اولویت قرار ندارد و موضوعات دیگری در صدر دغدغههای آنها قرار گرفته است. در مقابل، خانوادههایی هم هستند که فرزندآوری را جزو اولویتهای اصلی زندگی خود میدانند. این خانوادهها با وجود مشکلات اقتصادی، معیشتی و حتی دغدغههای تربیتی، به دلیل شناخت درست مسئله و آگاهی از آثار و برکات فرزند، حاضرند از برخی خواستهها و امکانات دیگر صرفنظر کنند تا بتوانند صاحب فرزند شوند.
مشوقهای جمعیتی برای خانوادههای با ثباتتر
به گفته کارشناس حوزه خانواده و جمعیت، در کنار این موضوع، قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت نیز تسهیلات و مشوقهای مختلفی را پیشبینی کرده است که میتواند در کاهش بخشی از دغدغههای زوجهای جوان مؤثر باشد. او تصریح میکند: هرچند مطالبه ما این است که قانون بهطور کامل اجرا شود ولی اگر دولت و ارگانهای مسئول به هر دلیلی فعلاً نمیتوانند قانون را برای همه اقشار اجرا کنند، به نظر میرسد برای شروع حداقل بخش مهمی از این حمایتها را بتوان با اولویت بیشتری متوجه دانشجویان متأهل و خانوادههای جوان کرد؛ گروهی که در آغاز مسیر زندگی مشترک بیش از دیگران به حمایتهای مسکن، اشتغال و معیشت نیاز دارند. برای نمونه، در قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت مشوقهایی مانند وام فرزندآوری، واگذاری زمین به خانوادههای دارای دو فرزند و همچنین برخی تسهیلات مرتبط با خودرو در نظر گرفته شده است. با این حال میتوان در اجرای این حمایتها اولویتهایی برای دانشجویان متأهل، بهویژه زوجینی که هر دو در حال تحصیل هستند و طبیعتاً فرصت کمتری برای اشتغال و کسب درآمد دارند یا دانشجویانی که در دوران تحصیل صاحب فرزند میشوند، در نظر گرفت. برای مثال، اگر قرار است برخی امتیازات از طریق سهمیه یا اولویتبندی توزیع شود، میتوان زوجهای دانشجو را در اولویت قرار داد؛ بهویژه کسانی که در سالهای ابتدایی زندگی مشترک صاحب فرزند میشوند. حتی میتوان میان زوجی که مدت کوتاهی پس از ازدواج صاحب فرزند شده و زوجی که چندین سال فرزندآوری را به تعویق انداختهاند، تفاوتهایی در نظام امتیازدهی قائل شد تا انگیزه بیشتری برای فرزندآوری در سنین پایینتر ایجاد شود. شاید برخی این پرسش را مطرح کنند که چرا باید برای دانشجویان اولویت ویژهای در نظر گرفت، اما واقعیت این است که این گروه در یکی از حساسترین دورههای زندگی خود قرار دارند؛ دورهای که همزمان با تحصیل، دغدغههای معیشتی، مسکن، اشتغال و تشکیل خانواده را نیز تجربه میکنند. به همین دلیل، حمایت هدفمند از دانشجویان متأهل و دارای فرزند میتواند اثرگذاری بیشتری نسبت به حمایتهای عمومی داشته باشد. او اضافه میکند: یکی از دلایلی که میتوان برای اولویت دادن به دانشجویان متأهل در حمایتهای فرزندآوری مطرح کرد، تجربه موفق طرحهای آموزشی پیش یا ابتدای ازدواج در دانشگاههاست. برای مثال در طرح ازدواج دانشجویی که زیر نظر دفاتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاههای کشور برگزار میشود، زوجین پیش از آغاز زندگی مشترک دورههایی را در قالب کارگاهها و آموزشهای مهارتی و مطالعاتی میگذرانند. همین آموزشها موجب میشود بسیاری از زوجها با آگاهی و آمادگی بیشتری انتخاب همسر و آغاز زندگی مشترک را داشته باشند. آماری که در سالهای اخیر درباره شرکتکنندگان این طرح منتشر شده بود، نشان میداد در یک بازه زمانی بیش از ۱۰ سال، نرخ طلاق در سطح عمومی جامعه نزدیک به ۲.۵ برابر بیشتر از طلاق در میان شرکتکنندگان این طرح بوده است. هرچند اصل این تفاوت نیازمند بررسیهای دقیق کارشناسی است، اما در مجموع نشان میدهد آموزشهای پیش از ازدواج و آغاز آگاهانهتر زندگی مشترک میتواند در افزایش پایداری خانواده تا چه حد مؤثر باشد.طبیعتاً وقتی احتمال ثبات یک زندگی مشترک بیشتر باشد، اولویت حمایت از فرزندآوری در آن خانواده نیز توجیه بیشتری پیدا میکند؛ زیرا نگرانی درباره آسیبهایی مانند فروپاشی خانواده یا تبدیل شدن فرزندان به فرزندان طلاق کمتر خواهد بود. از این منظر، به نظر میرسد اولویت دادن به برخی گروهها در اجرای مشوقهای فرزندآوری میتواند منطقی باشد. این موضوع تنها به دانشجویان محدود نمیشود. اگر بتوان گروههایی را شناسایی کرد که براساس آمار، از ثبات خانوادگی بیشتری برخوردارند و نرخ طلاق در آنها پایینتر است، میتوان در شرایط محدودیت منابع، اجرای بخشی از حمایتهای فرزندآوری را از این گروهها آغاز کرد. به اعتقاد من دانشجویان متأهل یکی از این گروهها هستند و میتوانند در اولویت دریافت برخی حمایتها و مشوقهای مرتبط با فرزندآوری قرار گیرند.
تحصیل و فرزندآوری؛ دو مسیر ناسازگار؟
صالح قاسمی، دبیر مرکز مطالعات راهبردی جمعیت کشور نیز با بیان اینکه مهمترین چالش دانشجویانی که میخواهند همزمان تحصیلات خود را ادامه داده، تشکیل خانواده دهند و صاحب فرزند شوند، این است که میان دو ساحت مهم زندگی آنها یعنی زندگی اجتماعی و زندگی شخصی، تناسب و سازگاری کافی وجود ندارد، به خبرنگار ما میگوید: در اینجا تحصیل مصداقی از زندگی اجتماعی و فرزندآوری مصداقی از زندگی شخصی است، اما متأسفانه این دو حوزه در بسیاری از موارد با یکدیگر سازگار نیستند. گاهی قوانین، مقررات و سازوکارهای اجرایی نیز در تعارض با یکدیگر قرار میگیرند و تعادل مناسبی میان زندگی خانوادگی و فرزندآوری از یک سو و زندگی تحصیلی، شغلی و اجتماعی از سوی دیگر وجود ندارد. به اعتقاد من این اصلیترین چالش در این حوزه است.
وی ادامه میدهد: من قائل هستم که قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت تلاش کرده میان این دو ساحت زندگی، یعنی زندگی شخصی و زندگی اجتماعی تعادل و تناسب ایجاد کند، اما واقعیت این است که در این زمینه چندان موفق نبوده است. به گمان من آن میزان توجهی که باید به این موضوع میشد، در قانون صورت نگرفته است. هرچند اشاراتی در این زمینه وجود دارد و برخی حمایتهای محدود مانند بعضی معافیتها و تسهیلات تحصیلی در قانون پیشبینی شده، اما درواقع این موارد برای ایجاد انگیزه کافی در دانشجویان متأهل برای فرزندآوری کفایت نمیکند. به همین دلیل به نظر میرسد باید راهبردهای کلان در این حوزه مورد بازنگری قرار گیرد و سازوکارها اصلاح شود؛ در این صورت قوانین نیز به تبع آن، اصلاح و کارآمدتر خواهند شد.
چرا حمایتهای قانونی به دانشجویان نمیرسد؟
او در پاسخ به این پرسش که چرا حمایتهایی پیشبینی شده حداقلی در قانون برای دانشجویان اعمال نمیشود، اظهار میکند: به نظرم دلیل این موضوع نداشتن اشراف و آگاهی کافی برخی مدیران و مسئولان در وزارت علوم، دانشگاهها و دستگاههای آموزشی است؛ وقتی شناخت دقیق و درستی از مسئله وجود نداشته باشد، طبیعی است دغدغه لازم برای پیگیری و اجرای این قوانین نیز شکل نگیرد. به همین دلیل، حتی همان ظرفیتهای محدودی که در قانون پیشبینی شده نیز در بسیاری از موارد بهدرستی اجرا نمیشود. با این توضیح، به نظر من مدیران میانی یکی از موانع جدی در مسیر اجرای سیاستهای مرتبط با خانواده و فرزندآوری هستند. بخشی از این مسئله به آن بازمیگردد که شناخت کافی از ابعاد موضوع وجود ندارد و گاهی نیز با مسائل مهم و راهبردی کشور، ازجمله موضوع جمعیت و فرزندآوری، برخوردهای سیاسی و جناحی صورت میگیرد؛ در حالی که این موضوعات باید فراتر از نگاههای سیاسی و سلیقهای مورد توجه قرار گیرند.
یک راهکار فوری برای والدین دانشجو
کارشناس تحولات جمعیت ایران و جهان معتقد است: دانشگاهها با کمبودها، محدودیتها و کسریهای متعددی روبهرو هستند، اما حتی با همین ظرفیتهای موجود نیز میتوان اقدامات مؤثری انجام داد. برای مثال، همین فضاها و امکانات دانشگاهها اگر بهدرستی مدیریت و هدفمند شوند، میتوانند کارکردهای تازهای پیدا کنند. بخشی از این فضاها میتواند به مهدکودک ویژه فرزندان کارکنان و دانشجویان اختصاص پیدا کند، بخشی میتواند به توسعه خوابگاههای متأهلی کمک کند و بخشی دیگر نیز به اتاقها و فضاهای مادر و کودک تبدیل شود تا دانشجویان دارای فرزند بتوانند با آسودگی بیشتری در محیط دانشگاه حضور داشته باشند و امکان نگهداری از فرزند خود را در فضای دانشگاه یا محل کار داشته باشند. قاسمی خاطرنشان میکند: بخش مهمی از راهحلها الزاماً نیازمند منابع مالی تازه نیست، بلکه به نحوه مدیریت و اولویتبندی امکانات موجود بازمیگردد. البته تحقق این موضوع مستلزم آن است که ابتدا دغدغه و حساسیت لازم درباره مسئله خانواده و فرزندآوری در میان مدیران وجود داشته باشد؛ موضوعی که متأسفانه به نظر میرسد هنوز آنگونه که باید مورد توجه قرار نگرفته است. به نظر من بهترین اقدام برای تسهیل فرزندآوری دانشجویان این است سراغ راهکارهایی برویم که در کوتاهمدت قابلیت اجرا داشته باشند. بسیاری از زیرساختهای نرمافزاری و سختافزاری مورد نیاز در دانشگاهها یا وجود ندارد یا تأمین آنها مستلزم صرف هزینههای قابل توجه و زمان طولانی است. به همین دلیل، گمان میکنم در شرایط فعلی مؤثرترین راهکار آن باشد برای دانشجویانی که صاحب فرزند میشوند، امکان تحصیل غیرحضوری فراهم شود. در کنار آن، میتوان تسهیلاتی در زمینه سنوات تحصیلی برای این دانشجویان در نظر گرفت تا بتوانند در هر ترم تعداد واحدهای کمتری انتخاب کنند و همان واحدها را نیز بهصورت غیرحضوری بگذرانند. این اقدام میتواند فشار ناشی از همزمانی مسئولیتهای خانوادگی و تحصیلی را کاهش دهد و انگیزه بیشتری برای فرزندآوری در میان دانشجویان، بهویژه مادران دانشجو و البته پدران دانشجو ایجاد کند.





نظر شما