ممکن است فکر کنید، حرف زدن از «تأثیر آیینها و مناسک دینی و مذهبی بر رفتار و شخصیت انسان» برای مخاطبان ایرانی، مثل زیره به کرمان بردن است! آن هم مخاطبانی که سالهای سال با آیینهایی مثل مراسم محرم، اربعین و... زندگی کردهاند. اما یک نکته ظریف هم وجود دارد: اینکه آیا واقعاً آنچه درباره شور و حال آیینهای دستهجمعی مذهبی و تأثیر آن بر شخصیت انسان میگویند مبنای علمی و دقیقی دارد یا فقط مبتنی بر تجربیات انسانها و همان شور و حال لحظهایشان است؟ «عصر ایران» در مطلبی روانشناسانه به همین مسئله پرداخته است.
برکات شور جمعی
قطعاً برایتان پیش آمده که در مراسم روضه و ذکر مصیبت، دعای کمیل، زیارت عاشورا و... به یکباره از خودِ روزمرهتان فاصله گرفته و حس کردهاید دارید به چیزی عمیقتر متصل میشوید. گاه این حس و حال ظاهراً چند دقیقه بیشتر طول نمیکشد اما روزهای بعد، هفتههای بعد و حتی ماه و سال بعد هم ممکن است باقی ماندن تأثیرات آن را حس کنید. تا به حال از خودتان پرسیدهاید که چرا این تجربههای جمعی، اینقدر عمیق و ماندگار در ذهن و روح ما نقش میبندند؟ پاسخ در مفهومی نهفته است که جامعهشناسان آن را «شور جمعی» مینامند؛ حالتی که در آن، مرز میان فرد و جمع محو شده و راهی به سوی تحولی درونی گشوده میشود.
پژوهشهای معتبر روانشناسی و جامعهشناسی ثابت کردهاند حضور آگاهانه و نه فقط از سر عادت و اجبار اجتماعی در آیینهای جمعی، میتواند فرصتی ناب برای رشد فردی و خودشناسی باشد. در نگاه اول ممکن است ذهنمان برود سراغ این نکته که آیا خودشناسی، در خود فرو رفتن، تفکر و مقولاتی از این دست با بحث حضور در جمع تعارض و تناقض ندارد؟ مگر میشود در جمعی با آن همه شور و حال و هیاهو حضور داشت و فرصتی برای خودشناسی و خودسازی یافت؟ آیا حضور در آیینهای دستهجمعی سبب نمیشوند ما از خود و فردیتمان فاصله بگیریم و فقط همرنگ جماعت شویم؟
دانشمندان برعکس من و شما فکر کرده و میگویند آیینهای جمعی میتوانند آینهای برای شناخت خویشتن باشند.یعنی شرکت آگاهانه در آیینهای جمعی، نهتنها فردیت را تضعیف نمیکند، بلکه مسیری برای دستیابی به خودِ اصیلتر و یکپارچهتر فراهم میآورد. زمانی که در یک آیین جمعی شرکت میکنید، برای چند ساعت از هویتهای روزمرهتان – شغل، موقعیت اجتماعی، نقشهای خانوادگی و دغدغههای مادی – فاصله میگیرید. این فاصلهگیری، همان چیزی است که روانشناسان آن را «تعلیق نقش» مینامند. در این فضای تعلیق، شما فرصت پیدا میکنید خود را نه از منظر نقشهای اجتماعی، بلکه از منظر ارزشها، باورها و عواطف بنیادینتان ببینید. همین مسئله قدم اول برای رشد فردی و خودشناسی عمیق است.
از سرعت خود بکاهید
«امیل دورکیم» مفهوم «شور جمعی» را برای توصیف حالتی از برانگیختگی عاطفی شدید به کار برد که در گردهماییهای آیینی شکل میگیرد. در این لحظات، افراد از خودِ فردی فراتر میروند و به موجودی جمعی بدل میشوند؛ اجتماع خودش را به مثابه یک واقعیت متعالی بر آنها آشکار میسازد و احساس تعلق و همبستگیای پدید میآید که تا مدتها پس از پایان مراسم نیز تداوم مییابد. در این حالت فرد آمادگی فوقالعادهای برای تحول فردی دارد.
محققان دریافتهاند که «شور جمعی» بهشدت با «احساسات فرازمانی» مانند شفقت، قدردانی و عشق همراه است و با متغیرهایی مانند هویت گروهی، تعلق اجتماعی و احساس توانمندی رابطه مثبت و معناداری دارد. به عبارت دیگر، حضور در آیینهای جمعی نهتنها شما را به دیگران پیوند میزند، بلکه ظرفیت عاطفی شما را برای تجربه احساسات عمیقتر و متعالیتر گسترش میدهد. این گسترش عاطفی، یکی از مسیرهای اصلی برای رشد فردی محسوب میشود و ایثار و ازخودگذشتگی در عرصههای اجتماعی میتواند در همین فرایند رخ دهد.
پژوهشها نشان میدهند آیینهای جمعی از طریق سه عنصر اصلی – اقدامات هماهنگ، توجه مشترک و معنای مشترک – به تقویت هویت گروهی و درنهایت، دگردیسی در خودنمایی فردی منجر میشوند.
این فرایند موجب میشود مرزهای میان «خودِ فردی» و «خودِ اجتماعی» کمرنگ شود و فرد، خودش را بخشی از یک کل بزرگتر احساس کند و حاضر به همه گونه کار، خدمت و فداکاری برای جامعه باشد.
شاید مهمترین هدیهای که آیینهای جمعی برای رشد فردی ما دارند، «فرصت معنایابی» باشد. در دنیایی که سرعت زندگی و گرفتاریهایش فرصت تفکر و تأمل را از ما گرفته، معناها هم انگار گم شدهاند. سالهاست که دانشمندان از معضل «بیمعنایی» در زندگی انسان مدرن گلایه دارند. بنابراین آیینهای جمعی مذهبی توقفگاههایی هستند که به ما امکان میدهند از شتاب روزمره فاصله گرفته و گاه به پرسشهای بنیادین زندگی برگردند که: من کیستم؟ چه ارزشهایی برایم مهم است؟ به کدام سو میروم؟
آیینها و مراسم با ایجاد فضایی امن و ساختاریافته، به ما امکان میدهند تا با هیجانهای مرتبط با تغییر و تحولات زندگی کنار بیاییم و هویت، معنا و هدف خود را بازتعریف کنیم.این فرصت معنایابی، پایهای اساسی برای سلامت روان و رشد فردی انسان است. مطالعهای که روی شرکتکنندگان در یک مراسم جمعی در اسپانیا انجام شد، نشان میدهد شور جمعی تجربهشده در این آیینها، به افزایش حس تعلق اجتماعی، توانمندی جمعی و نگرش مثبتتر نسبت به جامعه منجر میشود و این تأثیرات تا هفتهها پس از مراسم نیز پایدار میماند.
نه فقط میراث
اگر بخواهیم از آیینهای جمعی برای رشد فردی استفاده کنیم نکته کلیدی و شاید مهمترین بخش این است که توجه داشته باشیم آیینها به خودی خود نمیتوانند تضمینکننده رشد فردی باشند؛ آنچه اهمیت دارد، نگرش و کیفیت حضور ما در آنهاست. برای بهره بردن بیشتر از مزایای شرکت در آیینهای جمعی نخستین کار این است که به جای تکرار اعمال و رفتار روتین، با پرسش پا به مجلس بگذارید: این آیین چه پیامی برای من دارد؟ چه بخشهایی از وجودم را درگیر میکند؟ چرا این آیین تا این اندازه ماندگار شده است؟
دوم اینکه به عواطف و احساسات خود توجه کنید. منظور این نیست که آن را کنترل کنید. آیینها سرشار از بار عاطفی هستند. به جای سرکوب یا نادیدهگرفتن این احساسات، بگذارید جریان پیدا کنند و از آنها برای شناخت عمیقتر خود استفاده کنید.
قدم سوم این است که معنای شخصی خود را بسازید. آیینها معانی جمعی دارند، اما شما میتوانید و باید رابطه شخصی خودتان را با آنها تعریف کنید. این معناپردازی شخصی، عاملی کلیدی در رشد فردی است.
مرحله چهارم بسیار مهم است. آموختههای این آیینها و نتایجی را که گرفتهاید به زندگی روزمره تعمیم دهید. اگر در حین برگزاری مراسم حس فداکاری، روحیه خدمت به دیگران، دلسوزی، مهربانی، شجاعت و... در شما زنده میشود به خودتان نهیب بزنید که این حس فقط مختص به لحظه و حین شرکت در مراسم نیست، بلکه میتواند الهامبخش تغییر در زندگی و شخصیت شما باشد.
آیینهای جمعی، سرمایههای فرهنگی و روانی ارزشمندی هستند که اگر به آنها فقط به چشم یک مراسم تشریفاتی نگاه کنیم، از ارزش و کارکرد درست آن غفلت کردهایم. آنها میراث فرهنگی و مذهبی ما هستند اما نه فقط برای اینکه حفظ کرده و به نسل آینده منتقل کنیم، بلکه یادمان باشد فرصتی برای رشد و تحول فردی به حساب میآیند.




نظر شما