بهگزارش قدس آنلاین،َ صد و سی و هشتمین روز تقابل، روزی بود که جنوب ایران بیش از هر زمان دیگری به خط مقدم جنگ تبدیل شد. آمریکا موج تازهای از حملات را علیه تأسیسات ساحلی، جزایر و مراکز مرتبط با کنترل هرمز انجام داد؛ از تنب بزرگ و بوشهر تا بندرعباس، قشم، چابهار، بمپور و خوزستان. همزمان مقامهای ایرانی از به شهادت رسیدن بیش از ۳۰غیرنظامی و زخمی شدن بیش از ۲۶۰نفر در حملات چند روز اخیر به جنوب خبر دادند. در برابر، ایران اعلام کرد هرمز تا پایان «شرارتهای آمریکا» بسته خواهد ماند و سپاه هشدار داد صادرات انرژی منطقه یا برای همه خواهد بود یا برای هیچ کس. ۲۴ تیر، روز تثبیت یک معادله بود. واشنگتن با بمباران میخواهد هرمز را از دست ایران خارج کند؛ ایران با بستن تنگه و گسترش پاسخ منطقهای نشان میدهد جنوب ایران از امنیت انرژی جهان جداشدنی نیست.
جنوب؛ قلب تپنده زیر آتش
حملات آمریکا در ۲۴ساعت گذشته بار دیگر بر سواحل و جزایر جنوبی متمرکز بود. سنتکام از پایان یک موج ۹۰دقیقهای حمله به تنب بزرگ خبر داد و گفت سامانههای دفاع ساحلی و محلهای نگهداری و پرتاب موشک کروز را هدف گرفته است. پیش از آن نیز عملیات چندساعتهای علیه اهداف نظامی نزدیک هرمز و مناطق ساحلی ایران انجام شده بود.
اما دامنه حملات فقط نظامی نماند. گزارشها از اصابت دوباره موشکهای دشمن به برج دیدهبانی چابهار حکایت دارد. تأسیساتی که برای امنیت دریایی و عملیات جستوجو و نجات صیادان استفاده میشود. در خوزستان نیز یک سیلوی گندم هدف قرار گرفت. در بمپور، حمله به محل استراحت سربازان به شهادت هفت سرباز وطن منجر شد. بیش از همیشه روشن شد که آمریکا فقط با توان نظامی ایران نمیجنگد؛ بلکه زیرساختهای زندگی، ترابری، امنیت دریایی و اقتصاد جنوب را نیز تحت فشار قرار داده است.
هرمز بسته تا تغییر رفتار آمریکا
در میدان هرمز، پیام ایران صریحتر شده است. تنگه برای کشتیرانی تجاری عملاً غیر قابل عبور است و دو کشتی طی ۲۴ساعت با شلیک هشدار نیروهای مسلح ایران متوقف شدهاند. سپاه نیز اعلام کرد هرمز تا پایان «شرارتهای آمریکا» بسته خواهد ماند. این موضع با یک هشدار راهبردی تکمیل شد؛ صادرات نفت و گاز منطقه یا برای همه خواهد بود یا برای هیچ کس. در مقابل، آمریکا محاصره دریایی بنادر ایران را دوباره برقرار کرد و کوشید هم مسیر مورد تأیید خود در آبهای عمان را حفاظت و هم مسیر ایرانی را مسدود کند، اما دادههای کشتیرانی نشان داد ترافیک هرمز همچنان ناپایدار است؛ هر چند تعداد عبورها اندکی افزایش یافت، اما اعتماد به مسیر عمانی کاهش داشت و مسیرهای مورد تأیید ایران همچنان سهم اصلی را حفظ کردند. این یعنی جنگ بر سر هرمز هنوز برنده قطعی ندارد، اما ایران توانسته قاعده عادی عبور را بههم بزند.
پاسخ منطقهای و فرسایش دیپلماسی
ایران همزمان پاسخ منطقهای خود را ادامه داد. سپاه از هدف قرار دادن مراکز فرماندهی، پشتیبانی، انبارها و مخازن سوخت ناوگان پنجم آمریکا در بحرین سخن گفت. در کویت، مرکز لجستیکی آمریکا هدف قرار گرفت و در اردن نیز پدافند این کشور سه موشک بالستیک شلیکشده از ایران را رهگیری کرد.
در سطح دیپلماتیک، شکاف عمیقتر شده است. نماینده ایران در سازمان ملل آمریکا را «متجاوز» خواند و از ۴۲مورد نقض تفاهمنامه اسلامآباد سخن گفت. همزمان، معاون وزیر خارجه ایران اعلام کرد تفاهمنامه دیگر اعتبار ندارد. با این حال، سفر عراقچی به دوحه برای تسلیت درگذشت امیر پیشین قطر نشان داد کانالهای منطقهای کاملاً بسته نشدهاند؛ هرچند اعتماد لازم برای بازگشت جدی به مذاکره بهشدت فرسوده شده است.
در غزه، شمار شهدای جنگ به بیش از ۷۳هزار و ۲۴۶نفر رسید و از زمان آتشبس اکتبر نیز بیش از هزار و ۱۲۳فلسطینی کشته شدهاند. در لبنان نیز اسرائیل همزمان با مذاکرات درباره «مناطق آزمایشی»، به تخریب خانهها و تیراندازی در جنوب ادامه داد. از نگاه ایران، این دو جبهه نشانه روشن بیاعتباری نظم مورد حمایت آمریکاست. آتشبس اعلام میشود، اما ماشین جنگی اسرائیل متوقف نمیشود.
ایستگاه صد و سی و هشتم؛ جنگ فرسایشی جنوب
آمریکا میکوشد با حمله مداوم به جنوب، توان ایران برای کنترل هرمز را کاهش دهد؛ ایران میکوشد با بستن تنگه و گسترش پاسخ به پایگاههای منطقهای، هزینه این فشار را جهانی کند. جنوب ایران فقط هدف حمله نیست؛ اهرم بازدارندگی است. اگر واشنگتن بخواهد از مسیر بمباران، محاصره و تهدید، هرمز را از ایران جدا کند، ایران نیز انرژی، پایگاههای آمریکا و امنیت کشتیرانی را در یک معادله واحد قرار خواهد داد. جنگ هنوز تمامعیار نشده، اما هر روز بیشتر شبیه جنگی فرسایشی میشود که نقطه ثقل آن جنوب ایران است.



نظر شما