تحولات منطقه

۲۷ تیر ۱۴۰۵ - ۱۳:۳۹
کد مطلب: ۱۱۵۷۱۰۲

تنگه هرمز؛ خط قرمز ایران و آزمون بزرگ آمریکا برای پذیرش نظم جدید

از شکست محاسبات تا بحران هرمز؛ چرا رویارویی تهران و واشنگتن ادامه دارد

تنگه هرمز بار دیگر به نقطه برخورد منافع ایران و آمریکا تبدیل شده است؛ جایی که کنترل یک آبراه حیاتی، نه فقط مسئله کشتیرانی، بلکه نمادی از بازتعریف قدرت منطقه‌ای پس از جنگ اخیر است.

تنگه هرمز؛ خط قرمز ایران و آزمون بزرگ آمریکا برای پذیرش نظم جدید
زمان مطالعه: ۴ دقیقه

در قلب خلیج فارس، تنگه هرمز به صحنه رقابت بر سر نظم آینده منطقه تبدیل شده است؛ جایی که ایران آن را ابزار بازدارندگی می‌داند و آمریکا تلاش می‌کند مانع تثبیت نفوذ تهران بر این گذرگاه حیاتی شود.

توافقی که از همان ابتدا شکننده بود

وقتی ایران و آمریکا در ۱۷ ژوئن یادداشت تفاهمی را برای پایان دادن به جنگی که از ۲۸ فوریه آغاز شده بود امضا کردند، این امید وجود داشت که منطقه از چرخه حملات متقابل فاصله بگیرد. این توافق قرار بود یک دوره ۶۰ روزه مذاکره برای دستیابی به توافق نهایی درباره پرونده هسته‌ای ایران ایجاد کند.

اما این سند ۱۴ ماده‌ای، که در شرایطی پرتنش و با سرعت تدوین شده بود، یک نقطه آسیب‌پذیر داشت؛ ماده پنجم. این بند درباره عبور کشتی‌های تجاری از تنگه هرمز بود؛ یکی از مهم‌ترین گذرگاه‌های انرژی جهان. تهران و واشنگتن از همان ابتدا برداشت متفاوتی از این ماده داشتند.

ایران معتقد بود این بند به آن اجازه می‌دهد امنیت مسیرهای عبور را مدیریت کند و برای عبور کشتی‌ها سازوکار تعیین کند. آمریکا اما این تفسیر را نپذیرفت و خواستار بازگشایی کامل و بدون محدودیت تنگه شد. زمانی که واشنگتن مسیر عبور کشتی‌ها در امتداد ساحل عمان را فعال کرد، تهران آن را اقدامی برای تغییر موازنه در هرمز ارزیابی کرد؛ تلاشی برای انتقال کنترل یک آبراه راهبردی از ایران به سازوکاری تحت نفوذ آمریکا.

از نگاه ایران، مسئله تنها یک مسیر دریایی نبود؛ مسئله، جایگاه آینده تهران در معماری امنیتی خلیج فارس بود.

هرمز؛ اهرم بازدارندگی تهران

به نوشته میدل ایست آی، برای ایران، اهمیت هرمز پس از جنگ اخیر افزایش یافته است. مقام‌های ایرانی این تنگه را نه فقط یک مسیر اقتصادی، بلکه بخشی از توان بازدارندگی کشور می‌دانند. تحلیلگران معتقدند تهران پس از حملات آمریکا و اسرائیل به این جمع‌بندی رسیده که حفظ ابزارهایی برای جلوگیری از تکرار چنین حملاتی ضروری است.

در این نگاه، کنترل یا نفوذ بر هرمز می‌تواند نقشی مشابه یک عامل بازدارنده ایفا کند؛ ابزاری که هزینه هرگونه اقدام نظامی علیه ایران را برای طرف مقابل افزایش می‌دهد اما اهمیت هرمز برای تهران تنها امنیتی نیست. این تنگه می‌تواند یک اهرم اقتصادی نیز باشد. مقام‌های ایرانی اعلام کرده‌اند که پس از پایان دوره مذاکرات، دریافت هزینه‌های خدماتی از کشتی‌های عبوری را بررسی خواهند کرد؛ اقدامی که می‌تواند درآمد قابل توجهی ایجاد کند.

همین موضوع به یکی از نقاط اصلی اختلاف با واشنگتن تبدیل شده است. دونالد ترامپ در ۱۳ ژوئیه اعلام کرد آمریکا برای محموله‌هایی که از تنگه عبور می‌کنند ۲۰ درصد هزینه دریافت خواهد کرد و گفت واشنگتن تبدیل به «نگهبان تنگه هرمز» خواهد شد.

عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، در پاسخ نوشت: «ایران همیشه نگهبان تنگه بوده و برای همیشه نیز خواهد بود. ۲۰ درصد البته بیش از حد است. ما منصف خواهیم بود.» این واکنش نشان داد که تهران هرمز را بخشی از دستاوردهای راهبردی خود پس از جنگ می‌داند و حاضر نیست به وضعیت پیش از درگیری بازگردد.

شکست محاسبه درباره ایران

جنگی که از سوی آمریکا و اسرائیل با هدف تضعیف ساختار قدرت ایران آغاز شد، نتیجه‌ای متفاوت از انتظار طراحان آن رقم زد. هدف اصلی، کاهش توان نظامی ایران، تغییر رفتار سیاسی تهران و ایجاد فشار داخلی برای تغییر نظام بود. اما جمهوری اسلامی نه‌تنها باقی ماند، بلکه توانایی خود برای اعمال هزینه علیه آمریکا، اسرائیل و برخی متحدان منطقه‌ای آنها را نشان داد.

پیش از آغاز جنگ، کارشناسان هشدار داده بودند که حمله گسترده به ایران می‌تواند واکنش‌هایی در سراسر خلیج فارس ایجاد کند. با این حال، به نظر می‌رسد واشنگتن و تل‌آویو این احتمال را دست‌کم گرفته بودند.

ترامپ در میانه جنگ گفته بود: «هیچ‌کس انتظار نداشت ایران به کشورهای خلیج فارس حمله کند... ما شوکه شدیم.»

این اظهارنظر به یکی از نشانه‌های آشکار فاصله میان برآوردهای آمریکا و واقعیت میدان تبدیل شد. سال‌ها در واشنگتن و تل‌آویو این تصور وجود داشت که جمهوری اسلامی به دلیل نارضایتی‌های داخلی، در آستانه فروپاشی قرار دارد و فشار خارجی می‌تواند تغییر سیاسی ایجاد کند اما جنگ نشان داد که حتی در شرایط اختلاف داخلی، ساختار سیاسی ایران همچنان ظرفیت مقاومت و بسیج اجتماعی دارد.

هرمز و آغاز یک رقابت طولانی

بحران هرمز اکنون آمریکا را با یک انتخاب دشوار روبه‌رو کرده است. واشنگتن نمی‌خواهد واقعیتی را بپذیرد که در آن ایران نفوذ بی‌سابقه‌ای بر یک آبراه بین‌المللی پیدا کرده است. اما تغییر این واقعیت نیز هزینه‌های سنگینی دارد. گزینه نظامی ساده نیست. ایران برای تهدید کشتیرانی در هرمز به ناوگان دریایی بزرگ نیاز ندارد. قایق‌های تندرو، پهپادها، موشک‌ها و مین‌های دریایی می‌توانند خطر قابل توجهی برای تردد تجاری ایجاد کنند.

گزینه تغییر رژیم نیز برای آمریکا دشوار است؛ زیرا نیازمند عملیات گسترده زمینی و هزینه‌ای سیاسی و نظامی خواهد بود که واشنگتن تمایلی به پرداخت آن ندارد. در موضوع هسته‌ای نیز اختلاف بنیادی باقی مانده است. ایران بر حق خود برای غنی‌سازی صلح‌آمیز تأکید دارد، در حالی که آمریکا خواهان حذف کامل این ظرفیت است.

به همین دلیل، بحران هرمز احتمالاً یک حادثه گذرا نخواهد بود. این بحران نشانه آغاز مرحله‌ای تازه در رقابت ایران و آمریکا است؛ مرحله‌ای که در آن مذاکره، فشار اقتصادی و برخوردهای محدود نظامی هم‌زمان ادامه خواهد یافت.

تنگه هرمز دیگر تنها یک مسیر انتقال انرژی نیست؛ این آبراه به نماد نبرد بر سر نظم جدید خلیج فارس تبدیل شده است؛ نظمی که در آن ایران تلاش می‌کند جایگاه راهبردی خود را تثبیت کند و آمریکا در تلاش است مانع تغییر قواعد بازی شود.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha