افشای سندی تازه منتسب به یحیی سنوار در رسانههای عبری، بار دیگر نشان میدهد عملیات «طوفانالاقصی» صرفاً یک عملیات نظامی نبود، بلکه بخشی از راهبردی چندلایه برای تغییر معادلات میدانی و افکار عمومی جهان بود؛ راهبردی که حتی نویسندگان صهیونیست نیز امروز به موفقیت آن اعتراف میکنند.
رسانههای عبری در روزهای اخیر با انتشار بخشهایی از اسنادی منتسب به یحیی سنوار، رئیس پیشین دفتر سیاسی حماس در نوار غزه، بار دیگر به ابعاد مختلف طراحی عملیات «طوفان الاقصی» پرداختهاند. در کنار این اسناد، مقالهای در روزنامه «معاریو» نیز توجه بسیاری را جلب کرده است؛ مقالهای که اگرچه در آن نوشته شده، اما در نهایت به واقعیتی اعتراف میکند که طی ماههای گذشته بیش از هر زمان دیگری آشکار شده است: اسرائیل شاید توانسته باشد رهبران مقاومت را ترور کند، اما در نبرد بر سر افکار عمومی جهان شکست خورده است.
بر اساس گزارش معاریو، یکی از اسناد کشفشده که به دستخط یحیی سنوار نسبت داده شده، تصویری نسبتاً دقیق از برنامهریزی عملیات هفتم اکتبر ارائه میدهد. این سند که به ادعای صهیونیستها چند روز پیش از آغاز عملیات در اختیار فرماندهان مقاومت قرار گرفته بود، شامل دستورالعملهایی درباره نحوه آغاز عملیات، عبور از مرز، تصرف گرههای ارتباطی و مراکز نظامی و همچنین مدیریت مراحل اولیه نبرد است.
براساس روایت رسانه عبری، در این سند بر تصرف حدود ۲۵ تقاطع اصلی و بیش از ۲۲۰ شهرک و شهر اسرائیلی تأکید و برای تحقق این هدف، استفاده از حدود ۱۰هزار نیروی آموزشدیده پیشبینی شده است. همچنین در این سند به ضرورت حفظ عنصر غافلگیری، فریب اطلاعاتی و جلوگیری از آشکار شدن نیت واقعی مقاومت تا آخرین لحظه اشاره شده است.
از نبرد بر سر افکار عمومی تا تغییر روایت جهانی درباره فلسطین
اما آنچه بیش از همه توجه تحلیلگران اسرائیلی را به خود جلب کرده، صرفاً جزئیات نظامی این اسناد نیست؛ بلکه بخش مربوط به جنگ روایتها یا همان نبرد بر سر افکار عمومی است.
«لیلاک سیگان» در مقاله خود مینویسد سنوار عملیات طوفانالاقصی را صرفاً از زاویه نظامی تعریف نکرده بود، بلکه از ابتدا آن را نبردی برای تغییر روایت جهانی درباره فلسطین میدانست. به نوشته او، در اسناد منتسب به سنوار تأکید شده عملیات باید در افکار عمومی جهان به عنوان اقدامی در چارچوب حقوق ملی فلسطینیان و حق بازگشت به سرزمین اجدادیشان معرفی شود؛ روایتی که بتواند حمایت افکار عمومی بینالمللی را به سود فلسطین تغییر دهد.
سیگان با لحنی انتقادی نسبت به دولت نتانیاهو مینویسد این بخش از راهبرد سنوار، برخلاف تصور اولیه تلآویو، موفقتر از انتظار عمل کرده است. او معتقد است حتی اگر اسرائیل در میدان جنگ دست بالا را داشته باشد، در عرصه افکار عمومی جهانی در حال از دست دادن موقعیت خود است.
این نویسنده صهیونیست به نکتهای اشاره میکند که برای محافل سیاسی تلآویو نگرانکننده است؛ اینکه سند منتسب به سنوار تقریباً هیچ بازتابی در رسانههای بینالمللی پیدا نکرده و تنها رسانههای اسرائیلی مانند «جروزالم پست» و «تایمز آو اسرائیل» آن را به زبان انگلیسی منتشر کردند. از نگاه او، این مسئله نشان میدهد روایت صهیونیستها دیگر توان نفوذ در افکار عمومی جهان را ندارد و بیشتر در یک «اتاق پژواک» داخلی بازتولید میشود.
سیگان حتی پا را فراتر گذاشته و تصریح میکند سنوار با وجود ترورش، به یکی از مهمترین اهداف راهبردی خود یعنی تغییر نگاه جهانی به مسئله فلسطین دست یافته است.
واقعیت نیز تا حد زیادی مؤید این ارزیابی است. از زمان آغاز جنگ غزه، موج گستردهای از اعتراضات مردمی در آمریکا، اروپا، آمریکای لاتین، آفریقا و آسیا در حمایت از مردم فلسطین شکل گرفت. دانشگاههای بزرگ آمریکا شاهد طولانیترین اعتراضات دانشجویی در چند دهه اخیر بودند، بسیاری از پارلمانهای غربی موضوع به رسمیت شناختن کشور فلسطین را دوباره در دستور کار قرار دادند و انتقاد از عملکرد اسرائیل حتی در میان متحدان سنتی این رژیم افزایش یافت.
اذعان به تمرکز اسرائیل بر جبهه نظامی و غفلت از خاکریز افکار عمومی
به اعتقاد نویسنده معاریو، دولت اسرائیل همه تمرکز خود را بر بعد نظامی جنگ گذاشت، اما از جبهه رسانهای و جنگ روایتها غافل ماند؛ غفلتی که موجب شد دستاوردهای نظامی نتواند به موفقیت سیاسی و دیپلماتیک تبدیل شود.
در همین چارچوب، سیگان به انتشار کتاب تازهای در کانادا با عنوان «دست پنهان؛ جنگ اطلاعاتی و اوجگیری تبلیغات ضدیهودی» نوشته والتر کینسیلا اشاره و به آن استناد میکند. به گفته او، نویسنده این کتاب بر این باور است موج جهانی حمایت از فلسطین پس از هفتم اکتبر، صرفاً محصول واکنشهای خودجوش نبوده، بلکه بر بستر شبکهای از سازمانهای مدنی، نهادهای غیردولتی، اتحادیهها، گروههای فشار و فعالان اجتماعی شکل گرفته و با هدف اثرگذاری بر افکار عمومی، رسانهها و محافل سیاسی غرب هدایت شده است. سیگان با استناد به این کتاب، این مسئله را یکی از عوامل اصلی تضعیف جایگاه اسرائیل در عرصه بینالمللی معرفی میکند.
اگرچه نویسنده صهیونیست این روند را به عنوان یک «کارزار تبلیغاتی سازمانیافته» توصیف میکند، اما واقعیت آن است که گستردگی همبستگی جهانی با فلسطین را نمیتوان صرفاً به یک پروژه تبلیغاتی فروکاست. حجم تصاویر منتشرشده از ویرانی غزه، شهادت هزاران کودک و غیرنظامی و بحران انسانی بیسابقه، خود به مهمترین عامل تغییر افکار عمومی جهان تبدیل شد؛ مسئلهای که بسیاری از تحلیلگران غربی نیز به آن اذعان کردهاند.
اسناد منتشرشده از سوی صهیونیستها، از زاویهای دیگر نیز اهمیت دارند. این اسناد نشان میدهند عملیات طوفانالاقصی نتیجه ماهها و بلکه سالها برنامهریزی دقیق، سازماندهی و حفظ محرمانگی بوده است؛ موضوعی که خود رسانههای صهیونیستی نیز به آن اعتراف کردهاند.
پیشبینی سنوار از عملیاتی در سطح «نبرد مرگ و زندگی»
در گزارش معاریو آمده است برنامه عملیاتی مقاومت از بیش از یک سال قبل، تدوین و تا سطح جزئیات، از نحوه عبور از موانع مرزی تا تقسیم مأموریت میان یگانهای مختلف، طراحی شده بود. نویسندگان این گزارش تأکید میکنند همین برنامهریزی منظم، علت اصلی موفقیت مقاومت در ساعات اولیه عملیات بود؛ موفقیتی که به گفته خود صهیونیستها، دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی این رژیم را کاملاً غافلگیر کرد.
نکته قابل توجه دیگر، تأکید سنوار بر آمادگی برای رویارویی با شدیدترین واکنشهای صهیونیستهاست. در اسناد ادعایی منتشرشده آمده او این نبرد را «نبرد
مرگ و زندگی» توصیف و حتی احتمال استفاده اسرائیل از همه ظرفیتهای نظامی ازجمله بمب اتم خود را نیز در محاسبات راهبردی لحاظ کرده بود.
در عین حال، معاریو مدعی است میان آنچه در اسناد آمده و آنچه در جریان عملیات هفتم اکتبر رخ داد، تفاوتهایی وجود داشته است. با این حال، حتی این ادعا نیز از نگاه بسیاری از ناظران، چیزی از اهمیت راهبردی اسناد نمیکاهد؛ زیرا آنچه امروز بیش از هر چیز مورد توجه قرار گرفته، نه جزئیات میدانی عملیات، بلکه موفقیت مقاومت در تغییر معادلات سیاسی و رسانهای جهان است.
اسرائیل، سرگرم به نزاع داخلی و غافل از عرصه جهانی
شاید مهمترین بخش مقاله سیگان، اعتراف او به شکست اسرائیل در جنگ روایتها باشد. او با انتقاد از درگیریهای داخلی این روزهای صهیونیست ها، از اختلافات سیاسی، بحران خدمت نظامی حریدیها و تنش میان دولت و دستگاه قضایی یاد میکند و مینویسد تلآویو در حالی انرژی خود را صرف نزاعهای داخلی کرده که مهمترین نبرد خود را در عرصه جهانی واگذار کرده است.
این اعتراف از زبان یک نویسنده ساکن سرزمینهای اشغالی، بیش از هر چیز نشان میدهد پیامدهای عملیات طوفانالاقصی تنها به عرصه نظامی محدود نمانده است. امروز، پس از گذشت نزدیک به سه سال از آن عملیات، مسئله فلسطین دوباره به یکی از مهمترین موضوعات سیاست جهانی تبدیل شده و روایت مقاومت توانسته جایگاه پررنگتری در افکار عمومی جهان پیدا کند؛ واقعیتی که حتی رسانهها و تحلیلگران این رژیم نیز دیگر نمیتوانند آن را نادیده بگیرند.




نظر شما