بهگزارش قدس آنلاین، بیانیهای که صبح دوشنبه از صنعا منتشر شد، یک عبارت کلیدی داشت که میتواند مسیر تحولات آینده دریای سرخ و بازار انرژی را تحت تأثیر قرار دهد: «محاصره در برابر محاصره». نیروهای مسلح یمن اعلام کردند در پاسخ به ۱۲ سال محاصره و تجاوز عربستان علیه این کشور، ممنوعیت کشتیرانی دریایی علیه عربستان را اجرایی میکنند و تأکید کردند هرگونه تشدید از سوی ریاض با «تشدید همهجانبه و سخت» پاسخ داده خواهد شد.
اهمیت این بیانیه در این است که یک بار دیگر نشان داد جنگهای منطقه دیگر محدود به خطوط مقدم زمینی نیستند؛ مسیرهای دریایی و شریانهای انتقال انرژی به بخش اصلی رقابت تبدیل شدهاند. یمن با انتخاب عربستان بهعنوان هدف این هشدار، درواقع نقطهای را نشانه گرفته که برای ریاض و همپیمانان غربیاش بهویژه آمریکا اهمیت حیاتی دارد: مسیرهای جایگزین صادرات نفت خارج از خلیجفارس.
طی سالهای گذشته، عربستان برای کاهش آسیبپذیری خود در برابر تحولات تنگه هرمز، بخشی از صادرات نفت خود را از مسیر خط لوله شرق ـ غرب به بندر ینبع در ساحل دریای سرخ منتقل کرده است. این مسیر قرار بود یک راه تنفسی برای صادرات سعودی باشد؛ مسیری که نفت عربستان را بدون عبور از آبهای خلیجفارس و تنگه هرمز به بازارهای جهانی میرساند.
اما تحولات اخیر نشان میدهد این راه تنفسی نیز از معادلات امنیتی منطقه جدا نیست. همزمان با افزایش فشارهای آمریکا علیه ایران و تلاش واشنگتن برای اعمال محدودیتهای دریایی در خلیجفارس، یکی از نگرانیهای مطرحشده این بود که تهران در واکنش به این فشارها، از ظرفیتهای خود در تنگه هرمز و همچنین موقعیت جغرافیایی متحدانش در دریای سرخ استفاده کند.
در چنین شرایطی، اقدام یمن را میتوان در چارچوب همین معادله گستردهتر ارزیابی کرد. اگر هدف از محاصره دریایی ایران، کنترل مسیرهای انرژی و تغییر رفتار تهران باشد، پاسخ متقابل میتواند انتقال هزینه این فشار به مسیرهای جایگزین و شرکای منطقهای آمریکا باشد؛ مسیری که اکنون با اعلام صنعا درباره کشتیرانی عربستان، نشانههایی از آن آشکار شده است.
این تحول همچنین در ادامه ماجرای فرودگاه صنعا اهمیت بیشتری پیدا میکند. چند روز پیش، تلاش برای جلوگیری از فرود یک پرواز ایرانی در صنعا با حمله به باند این فرودگاه همراه شد، اما هواپیما پس از تغییر مسیر توانست در الحدیده به زمین بنشیند. این اتفاق از نگاه یمن، نشانهای از شکست تلاش برای حفظ محاصره هوایی بود و اکنون پاسخ دریایی، ادامه همان منطق در حوزهای حساستر به شمار میرود.
پیام اصلی صنعا در هر دو پرونده روشن است: هرگونه فشار فراگیر، با پاسخ در همان سطح مواجه خواهد شد. به همین دلیل، مسئله فقط یک تقابل میان یمن و عربستان نیست؛ بلکه به بخشی از رقابت بزرگتر بر سر کنترل مسیرهای حیاتی انرژی در منطقه تبدیل شده است.
اکنون بابالمندب در کنار هرمز، به یکی از نقاطی تبدیل شده که تحولات آن میتواند بر محاسبات امنیتی و اقتصادی جهان اثر بگذارد. در شرایطی که بازار انرژی بیش از هر زمان دیگری نسبت به ریسکهای ژئوپلیتیکی حساس است، حتی تهدید علیه یک مسیر دریایی میتواند هزینههای جدیدی برای بازیگران منطقهای و جهانی ایجاد کند.



نظر شما