۱۷ صفر به روایتی سالروز شهادت امام رضا(ع) است. به این مناسبت با حجتالاسلام والمسلمین سیدصادق موسوی، از پژوهشگران و محققان برجسته و معاصر حوزوی گفتوگو کردهایم. در این گفتوگو، او با نگاهی محققانه به تحلیل پیوند تاریخی میان سیره سیاسی و مبارزاتی امام رضا(ع)، روشنگریهای ایشان در برابر دستگاه خلافت عباسی و الگوهای دیپلماسی هوشمندانه عالم آلمحمد(ع) با چالشها و جریانهای نفوذ در جهان امروز میپردازد. در ادامه شرح این بررسی را با هم مرور میکنیم.
پیوند سیره سیاسی و مبارزاتی امام رضا(ع) با شرایط امروز
حجتالاسلام موسوی شیرازی در آغاز با تسلیت اربعین حسینی و یاد شهادت مظلومانه رهبر عزیز و با اشاره به تأثیر این جریان بر تاریخ سیاسی اسلام مطرح کرد: روز اربعین، تنها ۴۰ روز پس از فاجعه کربلا، ورق تاریخ برگشت و شهر شام که مرکز تبلیغ پیروزی امویان بود، به شهر عزا و اندوه برای شهادت فرزند رسول خدا(ص) تبدیل شد. اسیران کاروان حسینی با ورودشان به شام و مجلس یزید، با گفتار و رفتار خود پرده از چهره باطل برداشتند، مجلس را رسوا و افکار عمومی را دگرگون کردند. در تاریخ مشاهده میکنیم پس از واقعه عاشورا حتی برخی چهرههای اموی از مسیر پیشین خود فاصله گرفتند؛ نمونه روشن آن عمر بن عبدالعزیز بود که لعن امیرالمؤمنین(ع) را از منابر حذف کرد. عباسیان با شعار دفاع از اهلبیت(ع) و خونخواهی آنان، از خراسان به قدرت رسیدند، اما خود نیز پس از رسیدن به حکومت، مسیر حق را منحرف کردند و جنایاتی سختتر و فجیعتر از بنیامیه در حق اهلبیت طهارت(ع) و امامان برحق مرتکب شدند.
وی در ادامه افزود: با مرور تاریخ میبینیم پس از هلاکت هارون عباسی که حضرت موسی کاظم(ع) را پس از زندانها و شکنجههای وحشیانه به شهادت رساند، مأمون با تکیه بر محبوبیت اهلبیت(ع) در خراسان، پایههای خلافت خود را بنا نهاد. او برای کسب مشروعیت، امام رضا(ع) را با اصرار و اجبار به ولایتعهدی کشاند، در حالی که اگر زمینهسازیها و روشنگریهای امام رضا(ع) و امامزادگان و یاران ناشناس اهلبیت(ع) در میان مردم نبود، مأمون هرگز خود را نیازمند چنین اقدامی نمیدید. نمونه بارز محبوبیت امام در خراسان، حضور گسترده مردم نیشابور برای شنیدن حدیث از ایشان و نیز استقبال بینظیر مردم مرو از حضرت بود؛ چنانکه مأمون ناچار شد حتی پیش از رسیدن امام به مصلا، ایشان را بازگرداند.
این حوادث در حقیقت، ادامه همان مسیر واحدی است که با قیام امام حسین(ع) آغاز شد و با مجاهدتهای اهلبیت(ع) ادامه یافت. همه ائمه(ع) یک حرکت واحد را پیش بردند. با این همه، مهمتر از نقل تاریخ، درس گرفتن از آن برای امروز است. همانگونه که در زمان امام حسین(ع) و پس از آن، لازم بود جامعه دچار فریب ظاهرسازان نشود، امروز نیز باید بهشدت مراقب بود که در شرایط کنونی، ابنزیادها و یزیدها در قالب رسانه، شبکههای تبلیغاتی، جریانهای وابسته و خودباختگان داخلی فعالاند. آنان از حضور نیروهای آمریکایی، همدستی کشورهای غربی و عربی و همراهی عناصر جنایتکار و فرصتطلب سخن میگویند تا فضای جامعه را متشنج و صفوف ملت را از درون متفرق کنند. در چنین شرایطی، وحدت و وفاق یک ضرورت قطعی است و باید با دقت مراقب بود تبلیغات سوء و شایعات دروغین، مردم را سرخورده نکند. همانگونه که در زمان امام رضا(ع)، بصیرت مردم خراسان، تمام حیلههای مأمون را بیاثر کرد، امروز نیز مردم شریف ایران باید تفرقهافکنان و نفوذیهای دوستنما را شناسایی کنند و اجازه ندهند دشمن از طریق آنان به درون ارگانهای نظام نفوذ کند و از اطلاعات محرمانه برای ضربه زدن به کشور بهره ببرد.
روشنگری و افشای نقشه دشمن در جنگ رسانهای
محقق و پژوهشگر حوزه دین با اشاره به خطرات جنگ رسانهای دشمن افزود: هدف این جنگ، سست کردن اراده ملت و مشغول کردن نیروهای مؤثر به نزاعهای داخلی است تا دشمنان بتوانند خود را منجی ملت ایران و مدافع حقوق مردم جلوه دهند؛ ترامپ اپستینی و نتانیاهوی جنایتکار بتوانند خود را منجی ملت ایران قلمداد کنند و تفالههای رژیم منفور پهلوی و منافقین جنایتکار نیز خود را حامی حقوق مردم مظلوم ایران بخوانند. همانگونه که مأمون عباسی برای بدنام کردن امام رضا(ع) از شایعه و تحریف بهره میبرد، امروز نیز مأمونهای دوران با همان شیوه، در پی ایجاد تشتت ذهنی و خلق ناامیدی از پیروزی بر دشمن تجاوزگر هستند. متأسفانه برخی جوانان بیاطلاع و کمتجربه نیز تحت تأثیر تبلیغات این سو و آن سو قرار میگیرند و از نیروی خلاق خود برای چندپاره کردن جامعه استفاده میکنند. در پشت این صحنه، تحریککنندههای خبیثی حضور دارند که هر دو سوی میدان را مدیریت میکنند، هر دو طرف را تغذیه فکری کرده و برای هر گروه توجیه عقلی میسازند. نتیجه این میشود که افراد ناآگاه، سخنان القایی را باور کرده و معیار دوستی و دشمنی، ولایت و برائت و حتی قضاوتهای سیاسی خود را براساس آن تنظیم میکنند. در چنین وضعی باید از سیره رضوی آموخت چگونه با روشنگری، افشای نقشه دشمن و حفظ آرامش، توطئهها را خنثی کرد. امام رضا(ع) با بصیرت و تدبیر، هم دشمن را در صحنه مناظره رسوا میکردند و هم اجازه نمیدادند ظاهر آراسته مأمون، حقیقت جنایات او را بپوشاند. اگر جامعه امروز نیز همان سطح از بصیرت را حفظ کند، دشمن نمیتواند با تفرقهافکنی، جامعه را از درون دچار تشتت کند.
دیپلماسی هوشمندانه در برابر دشمن فریبکار
حجتالاسلام موسوی شیرازی، دارنده نشان ولایت در شرح دیپلماسی هوشمندانه امام رضا(ع) در مواجهه با نقشههای دشمن عنوان کرد: امام هشتم(ع) در دوران خود با حرکت بسیار پیچیدهای روبهرو بودند. مأمون میخواست از یکسو امام را در نظر شیعیان و محبان اهلبیت(ع) اهل ریاستطلبی نشان دهد، از سوی دیگر ایشان را در برابر دانشمندان درباری ناتوان جلوه داده و از طرف دیگر با نزدیکنمایی و احترام ظاهری به حضرت، جنایات وحشیانه پدرش نسبت به امام موسی کاظم(ع) و علویان را بپوشاند. افزون بر این، مأمون میخواست از محبوبیت مردمی امام رضا(ع) برای مشروعیتبخشی به حکومتش استفاده کرده و با حضور امام در کنار خود، همه حرکتهای مخالف را بهراحتی سرکوب کند. اما امام رضا(ع) همه این نقشهها را خنثی کردند. وقتی مأمون دید نمیتواند از شخصیت امام بهرهبرداری سیاسی کند، امام را به شهادت رساند، اما در ظاهر خود را داغدار نشان داد و آن حضرت را در کنار قبر پدرش دفن کرد تا هم در انظار مردم احترامی ظاهری به امام گذاشته باشد و هم برای قبر پدر جنایتکارش اعتباری بسازد. این رفتار، نمونه روشن دیپلماسی فریبکارانه حاکمان جور است؛ دیپلماسیای که در آن ظاهر احترامآمیز، پوششی برای باطن خبیث و اهداف سیاسی است.
الهام از سبک و سیاق گفتوگوی رضوی
نویسنده و محقق حوزه علوم دینی با اشاره به سبک و سیاق گفتوگوی رضوی به ضرورت الگوبرداری از این روش تأکید کرد و افزود: در نقاط مختلف دنیا، دستگاه دیپلماسی و رسانهها بازتابدهنده سیاست کلی نظام هستند و با زبانی متناسب با مخاطب، مواضع حاکمیت را بیان میکنند. امام رضا(ع) در محاجههای خود با دیگران، بارها از استدلالهای نقضی استفاده کردند؛ یعنی استدلالهایی که فقط ادعای طرف مقابل را رد میکند و لزوماً بیانگر عقیده نهایی گوینده نیست. اگر کسی با روش استدلال آشنا نباشد، ممکن است گمان کند آن سخن، باور حقیقی امام است؛ در حالی که این برداشت نادرست است. نمونه روشن این روش در داستان حضرت ابراهیم(ع) آمده است. آن حضرت وقتی ستاره درخشانی را در شب دید، فرمود این پروردگار من است؛ سپس وقتی ستاره ناپدید شد، از آن تبری جست. بعد ماه را دید و باز همانگونه سخن گفت و آنگاه که ماه غروب کرد، از آن نیز تبری جست. سپس خورشید را مشاهده کرد و فرمود این بزرگتر است؛ اما پس از غروب خورشید، اعلام کرد از همه آنچه دیگران شریک خدا میدانند بیزار است و تنها خداوند و آفریدگار جهان را میپرستد. اینها همه در مقام محاجه با قوم ستارهپرست، ماهپرست و خورشیدپرست بود، نه بیان اعتقاد واقعی حضرت. پس نباید اینگونه عبارتها را جدا از بستر جدل و اتمام حجت تفسیر کرد.
به عنوان نکته پایانی حجتالاسلام موسوی شیرازی عنوان کرد: براساس تجربه زیسته و سیره عملی امام رضا(ع)؛ دستگاه دیپلماسی امروز نیز باید با استفاده از تجربههای گذشته و شناخت دقیق از تحولات جهان، مواضع جمهوری اسلامی را با قاطعیت و در قالبی مناسب اعلام کند. با همه کشورها نمیتوان یکگونه سخن گفت؛ هر کشوری منطق، زبان و حساسیت خاص خود را دارد. پس لازم است با دقت دید هر طرف چه منطقی را میپذیرد و چه استدلالی را نمیپسندد و براساس قاعده «کلّموا الناس علی قدر عقولهم» با او سخن گفت. در این صورت، هم حقیقت بهتر منتقل میشود و هم دشمن فرصت تحریف و سوءاستفاده پیدا نمیکند. در پایان، امید است خداوند متعال ما را از لغزشها و انحرافات حفظ کند، جمهوری اسلامی را در برابر جنگها و توطئههای دشمنان قسمخورده نظام مقدس، پیروز و سرافراز کرده و همه نقشههای آنان را ناکام سازد.





نظر شما