در ایام اربعین حسینی، حسینجان طاهری، پژوهشگر همکار با دبیرخانه خدمت علمی آستان قدس رضوی، در یادداشتی به اربعین بهمثابه امتداد بیداری حسینی و فرصتی برای بازخوانی نسبت انسان امروز باایمان، ظلمستیزی و وفاداری به حقیقت پرداخته است؛ مشروح این یادداشت را در ادامه میخوانید:
اربعین، تنها چهلمین روز شهادت امام حسین (ع) و یاران وفادارش نیست؛ هنگامهای است که حقیقت کربلا از دل سوگ برخاسته و به پیام، حرکت و مسئولیت تبدیل میشود. اگر عاشورا روز ظهور حقیقت در میدان انتخاب بود، اربعین روز ماندگاری و انتشار همان حقیقت در حافظه تاریخ است.
در اربعین، اشک تنها نشانه اندوه نیست؛ زبان فهمیدن است. انسان در سوگ امام حسین (ع) فقط بر مصیبتی تاریخی نمیگرید، بلکه فاصله خود را با آرمانهای آن حضرت میسنجد. این اشک، زمانی به حقیقت اربعین نزدیک میشود که به آگاهی، بیداری و احساس مسئولیت بینجامد.
راز ماندگاری کربلا نیز در همین پیوند نهفته است. آنچه در سال ۶۱ هجری رخ داد، در محدوده یک روز و یک سرزمین باقی نماند؛ زیرا نبرد امام حسین (ع)، مواجهه همیشگی حقیقت با فریب، آزادگی با اسارت و کرامت با ذلت بود. به همین دلیل، هر نسل میتواند نشانی از آن میدان را در روزگار خود بیابد و نسبت خویش را با انتخابهای آن بازشناسد.
اربعین امسال با یاد داغهایی همراه است که هنوز بر جان جامعه سنگینی میکند؛ یاد شهیدانی که در راه دفاع از عزت، امنیت و استقلال این سرزمین از جان خود گذشتند و با انتخاب مسئولیت بهجای آسایش، راه وفاداری به حقیقت را ادامه دادند.
در میان این اندوهها، تصویر نوگلان پرپرشده مدرسه «شجره طیبه» میناب نیز قلب هر انسان آزادهای را به درد میآورد؛ کودکانی که هنوز رؤیای فردا را در چشم داشتند و دفتر زندگیشان به نخستین فصلهای خود نرسیده بود. مظلومیت آنان، یاد کودکان کربلا و علیاصغر (ع) را در جان زنده میکند؛ کودکی که گلوی کوچک او به یکی از رساترین گواهیهای تاریخ بر مظلومیت و حقانیت تبدیل شد.
اربعین به ما یادآوری میکند که حقیقت، گاه در قامت انسانی جلوه میکند که برای دفاع از عزت و ایمان از جان خویش میگذرد؛ گاه در صبر مادری نمایان میشود که داغ فرزند را بر دوش میکشد و گاه در مظلومیت کودکی آشکار میشود که قربانی خشونت و بیعدالتی است.
کربلا میدان مرگ نبود؛ میدان تولد انسانهایی بود که از خویش گذشتند تا به خدا برسند. امام حسین (ع) به بشر آموخت که زندگی، تنها به ماندن معنا نمییابد؛ گاهی جاودانگی از لحظهای آغاز میشود که انسان میان آسایش و مسئولیت، مسئولیت را برگزیند؛ میان مصلحت و حقیقت، جانب حقیقت را بگیرد و میان زندهماندن و بامعنا زیستن، معنا را انتخاب کند.
اربعین، فرصت بازگشت به همین انتخاب است. زائر در این مسیر تنها فاصلهای جغرافیایی را طی نمیکند؛ هر قدم او میتواند نشانهای از عبور از خودخواهی، بیتفاوتی و غفلت باشد. پیادهروی اربعین، هنگامی به حقیقت خود نزدیک میشود که حرکت قدمها با تحول دل و رفتار همراه شود.
این اجتماع عظیم، جلوهای از ایمان جمعی و پیوند انسانها حول حقیقتی مشترک است. در مسیر اربعین، مرزهای قومیت، زبان، جایگاه اجتماعی و برخورداری مادی کمرنگ میشود و خدمت، ایثار و میزبانی به زبان مشترک میلیونها انسان تبدیل میشود. در چنین فضایی، پیام امام حسین (ع) نه در قالب سخن، بلکه در رفتار مردم تجسم مییابد.
ندای «هَل مِن ناصرٍ یَنصُرُنی» نیز درگذشته نمانده است. این ندا همچنان انسان را به یاری حقیقت فرامیخواند؛ نهفقط با سوگواری، بلکه با ایستادگی در برابر ظلم، فراموشی، بیتفاوتی و خاموشی وجدان. پاسخ به این دعوت، در هر زمان صورتی تازه مییابد، اما جوهر آن همواره وفاداری به حق و کرامت انسان است.
ریشههای یک ملت را در روزهای آرام نمیتوان بهدرستی شناخت؛ ریشهها در هنگام طوفان آشکار میشوند. ایمان، معرفت، آزادگی و وفاداری به حقیقت، همان ریشههایی هستند که از کربلا به میراث رسیدهاند و در اربعین بار دیگر جان میگیرند.
اربعین آمده است تا یادآوری کند خونی که در راه حقیقت جاری شود، از شمشیر ماندگارتر است و انسانی که زندگی خود را در مسیر ارزشهای الهی معنا کند، از محدوده زمان فراتر میرود. کربلا با شهادت پایان نیافت؛ در اربعین به راهی تبدیل شد که همچنان انسان را به بیداری، انتخاب و مسئولیت فرامیخواند.
السلام علی الحسین (ع) و علی علیبنالحسین (ع) و علی اولاد الحسین (ع) و علی اصحاب الحسین (ع).




نظر شما