در بحران آمریکا و ایران، جنگ فقط بر سر موشک، نفت و تحریم نیست؛ میدان دیگری هم وجود دارد که در آن اطلاعات به کالا تبدیل شده است. وقتی یک پست ترامپ میتواند بازار را تکان دهد، چند ثانیه زودتر دانستن، مزیتی عادی نیست.
در ژئوپلیتیک امروز، خبر دیگر صرفاً چیزی برای خواندن نیست؛ میتواند مستقیماً پول تولید یا نابود کند. یک جمله درباره مذاکرات تهران و واشنگتن، یک هشدار درباره تحریمها یا حتی اشارهای به احتمال حمله نظامی میتواند قیمت نفت، سهام شرکتهای دفاعی، هزینه بیمه کشتیرانی و انتظارات تورمی را در زمانی کوتاه تغییر دهد.
به همین دلیل، همزمان با رقابت واشنگتن و تهران، رقابت دیگری نیز در جریان است؛ رقابت میان کسانی که خبر را تولید میکنند، کسانی که آن را توزیع میکنند و سرمایهگذارانی که حاضرند برای دریافت آن پیش از دیگران پول بپردازند.
ایران؛ جایی که هر خبر میتواند قیمت داشته باشد
مذاکرات تهران و واشنگتن هنوز به نقطه پایان نرسیده است. ترامپ از مذاکرات بهعنوان «آخرین فرصت» ایران برای دستیابی به توافق یاد کرده و تهران نیز در کنار پیامهای عمومی متناقض، کانالهای دیپلماتیک غیرمستقیم را باز نگه داشته است.
برای آمریکا، توافق میتواند خطر یک جنگ منطقهای جدید و هزینههای یک درگیری نظامی طولانی را کاهش دهد. برای ایران نیز لغو تحریمها و بازگشت به تجارت بینالمللی انگیزههایی جدی هستند اما بر سر غنیسازی، بازرسیها، برنامه موشکی و ترتیبات امنیتی منطقهای همچنان اختلاف وجود دارد. بنابراین، هر بار که خبری از پیشرفت یا شکست مذاکرات منتشر میشود، بازارها نیز منتظر واکنش میمانند.
اگر مذاکرات شکست بخورد، مجموعهای از تحولات میتواند احتمال اقدام نظامی آمریکا را افزایش دهد؛ شتاب گرفتن فعالیتهای حساس هستهای ایران، حمله به نیروهای آمریکایی توسط گروههای همسو با تهران یا هرگونه اختلال جدی در کشتیرانی خلیج فارس و تنگه هرمز.
در چنین شرایطی، خبر درباره ایران به یک دارایی تبدیل میشود؛ داراییای که ارزش آن را سرعت تعیین میکند.
بلومبرگ و والاستریت ژورنال؛ جنگ بر سر چند ثانیه
رقابت رسانههای مالی برای دستیابی به اطلاعات تازه البته موضوع جدیدی نیست. والاستریت ژورنال سالهاست با استفاده از منابع خود در دولت، شرکتها و شبکههای مالی برای انتشار اخبار اختصاصی رقابت میکند. بلومبرگ نیز با ترمینال خود یکی از سریعترین شبکههای اطلاعات مالی جهان را ساخته است. رویترز نیز بر سرعت و دقت در ارائه اطلاعات به بازارهای جهانی تکیه دارد اما اقتصاد امروز یک تفاوت مهم دارد؛ سرعت اطلاعات میتواند مستقیماً به سود مالی تبدیل شود.
برای صندوقهای پوشش ریسک، بانکهای سرمایهگذاری، معاملهگران کالا و شرکتهای معاملات الگوریتمی، حتی چند ثانیه میتواند اهمیت داشته باشد. سرمایهگذاران حاضرند برای دسترسی سریعتر به اطلاعات معتبر پول پرداخت کنند، زیرا گاهی فاصله میان تصمیم درست و غلط، تنها چند لحظه است.
در اینجا پرسش مهمتر مطرح میشود: اگر اطلاعاتی که بازار را تکان میدهد، پیش از عموم مردم در اختیار گروهی محدود قرار گیرد، آیا هنوز میتوان از یک بازار برابر سخن گفت؟ ؛ این پرسش با ظهور Truth API جدیتر شده است.
Truth API؛ وقتی ریاستجمهوری به یک منبع اطلاعاتی پریمیوم تبدیل میشود
Truth API به مشتریان نهادی اجازه میدهد پستهای «تروث سوشال» (Truth Social) را پیش از انتشار عمومی دریافت کنند. هزینه این سرویس طبق گزارشهای مطرحشده میتواند به ۱۰۰ هزار دلار در ماه برسد.
در شرایط عادی شاید بتوان گفت این نیز نوعی سرویس اطلاعاتی پریمیوم است. اما مسئله اینجاست که منبع اطلاعات، رئیسجمهور آمریکا است.
ترامپ از «تروث سوشال» برای بیان مواضع خود درباره تعرفهها، سیاست خارجی و مسائل ژئوپلیتیکی، از جمله ایران، استفاده میکند. بنابراین، پست او میتواند صرفاً یک اظهار نظر سیاسی نباشد؛ ممکن است یک سیگنال مستقیم برای بازار باشد.
منتقدان معتقدند فروش دسترسی زودهنگام به چنین اطلاعاتی میتواند به ایجاد مزیتی برای سرمایهگذاران ثروتمند و نهادی منجر شود؛ کسانی که میتوانند برای این اطلاعات هزینه کنند، پیش از آنکه سرمایهگذاران عادی حتی از انتشار آن باخبر شوند.
مدافعان سرویس استدلال دیگری دارند؛ اطلاعات در نهایت عمومی میشود و Truth API فقط سرعت انتقال آن را افزایش میدهد؛ درست مانند بسیاری از خدمات حرفهای دادههای مالی.
اما همین استدلال، پرسش اصلی را از بین نمیبرد. در بازارهایی که الگوریتمها و معاملهگران برای واکنش در کسری از ثانیه رقابت میکنند، «عمومی بودن» یک خبر پس از انتشار، الزاماً به معنای «برابر بودن دسترسی» به آن نیست.
این مسئله اما زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که موضوع خبر جنگ یا صلح باشد.
اگر ترامپ درباره ایران، تحریمها، نفت یا اقدام نظامی تصمیمی را در شبکه اجتماعی خود اعلام کند، همان لحظه میتواند قیمت داراییهای مختلف را تغییر دهد. بنابراین، کسی که زودتر این پیام را میبیند، لزوماً فقط یک خواننده سریعتر نیست؛ او ممکن است یک مزیت اقتصادی واقعی در اختیار داشته باشد؛ از این منظر، نبرد بر سر ایران تنها نبردی میان دیپلماسی و قدرت نظامی نیست. نبرد بر سر زمانِ دسترسی به حقیقت نیز هست.
بلومبرگ، والاستریت ژورنال و رویترز برای ارائه سریعتر و دقیقتر اطلاعات رقابت میکنند؛ سرمایهگذاران برای دریافت همین اطلاعات پول میپردازند و اکنون Truth API این پرسش را به سطح تازهای رسانده است که آیا اطلاعات سیاسیِ اثرگذار بر بازار نیز میتواند مانند یک کالای لوکس به فروش برسد.
در نهایت، هیچ رسانهای نمیتواند نتیجه مذاکرات ایران و آمریکا را با قطعیت پیشبینی کند. گزارشهای اختصاصی ممکن است درست باشند یا با تغییر مسیر مذاکرات از اعتبار بیفتند. اما چیزی که با اطمینان میتوان دید، تغییر ماهیت قدرت در اقتصاد جهانی است.
در جهانی که یک جمله از رئیسجمهور آمریکا میتواند در چند ثانیه بازار نفت و سهام را تکان دهد، اطلاعات دیگر فقط خبر نیست؛ سرمایه است و پرسش اصلی این نیست که چه کسی خبر را منتشر میکند؛ پرسش این است که چه کسی زودتر از دیگران آن را میبیند.





نظر شما